در این جهان، همواره برای كسانی كه از خطری بهراسند، خطری وجود خواهد داشت.
headefr

خوارج‌مسلک‌ها می‌گویند «خانواده مدیر نمی‌خواهد!» / مهم‌ترین مشکل خانواده در ایران حل مسئلۀ مدیریت است/ بی‌بندوباری در آخرالزمان، ناشی از مخدوش‌کردن مدیریت خانواده است

دوشنبه ، ۱۸ شهریور ۱۳۹۸ ۱۷۸ views ۰ دیدگاه نوشته:mehdi

چرا انسان به مدیریت احتیاج دارد؟

  • چرا انسان به مدیریت احتیاج پیدا می‌کند؟ چرا در حیات بشر، یک عنوان، یک شغل یا فعالیت به‌نام «مدیریت» مطرح شده است؟ وقتی شما اهداف متعدد و بعضاً متنوعی داشته باشید، وقتی شما نیازهای مختلفی داشته باشید، وقتی شما چند نوع امکانات و ابزار داشته باشید، وقتی شما چند نفر باشید و برای هرکدامتان ملاحظات مختلفی داشته باشید، در این‌صورت مجبور هستید برنامه‌ریزی کنید و اقدامات را شمرده و حساب‌شده انجام بدهید و برای افراد، تقسیمِ نقش کنید. افراد هم مجبور هستند نسبت‌های‌شان را با همدیگر مشخص کنند. لذا نیاز به حقیقتی پدید می‌آید به نام «مدیریت»!
  • مدیریت، شامل شناسایی محیط (محیطی پر از تنوع نیازها، امکانات، اقتضائات و ملاحظات) و به‌کارگیری انواع امکانات و ابزار و سازماندهی افراد برای رسیدن به اهدافی است که آنها هم تعیین تکلیف شده‌اند و در واقع تعیین تکلیف آن اهداف یعنی مدیریت.

انسان به مدیریت مجبور است؛ به‌خاطر تنوع نیازها و علاقه‌مندی‌ها و امکاناتش

  • روی «تعدد و تنوع» به‌عنوان یک گوهر مرکزی در مدیریت، خیلی باید توجه و تأمل کرد. چون ما مثل حیوانات، موجودات بسیطی نیستیم که یک هدف داشته باشیم. لذا برای حیوانات، مدیریت معنا ندارد. البته در حیوانات هم یک سطوحی از مدیریت را می‌بینیم که به‌صورت غریزی انجام می‌شود ولی به‌طور کلی مدیریت، مسئلۀ حیوان نیست. مثلاً زنبور عسل را در نظر بگیرید؛ این زنبورها یک هدف دارند، اگرچه برای زنبورها یک ملکه‌ای وجود دارد اما ملکۀ زنبورها مدیر نیست، یک زاینده است که موجب تکثیر نسل می‌شود.
  • مدیریت، مسئلۀ انسان است؛ چون انسان با تنوع نیازها، با تنوع علاقه‌مندی‌ها و با تنوع امکانات و ابزار مواجه است. مثلاً شما برای غذا خوردن‌تان مجبور هستید مدیریت کنید؛ چون یک نوع غذا نیست و چون یک نوع نیاز به غذا ندارید، نیازهای‌تان هم متنوع است. اینکه اول به کدام نیاز باید بپردازیم، می‌شود مدیریت.
  •  مدیریت فرایندی است که انسان به آن مجبور است به‌خاطر تنوعی که در درون خودش و در بیرون خودش با آن مواجه است. حالا اگر کسی مدیریت نکرد، حرکتش در زندگی مانند سُر خوردن یک قلوه‌سنگ در رودخانه است، یعنی همین‌طوری از آن بالای رودخانه به سمت پایین می‌آید و در برخوردِ تصادفی با اشیاء به یک شکلی در می‌آید؛ یا خرد می‌شود یا می‌شکند یا تصادفاً شکل خوبی پیدا می‌کند.

آغاز دین‌داری از ایمان به خدا نیست؛ از نیاز انسان به مدیریت و برنامه است

  • مدیریت، زندگی انسان را توأم با برنامه‌ قرار می‌دهد و خداوند ما انسان‌ها را طوری آفریده است که بدون مدیریت نمی‌توانیم زندگی کنیم، اما حیوان‌ها می‌توانند! مثلاً می‌گویند گربه وقتی مریض می‌شود میل پیدا می‌کند به یک چیزی که همان دوای او است. منتها دربارۀ انسان این‌طوری نیست؛ انسان خیلی وقت‌ها به یک غذایی میل پیدا می‌کند که اتفاقاً به ضررش است.
  • حیوان مثل یک قلوه‌سنگی که در مسیر رودخانه سُر می‌خورد و جلو می‌رود، زندگی می‌کند، ولی انسان نه! انسان مجبور است خودش را مدیریت کند. تا به یک چیزی میل پیدا کرد، باید بگوید «صبر کن ببینم، من چندتا چیز را دوست دارم؟ من که فقط همین یک‌چیز را دوست ندارم!» تا به چیزی نیاز پیدا کرد، باید به خودش بگوید «صبر کن، من نیازهای دیگری هم دارم!» این اولِ مدیریت، اول انسانیت و اول دین‌داری است. آغاز دین‌داری از همین «صبر کن» است.
  •  آغاز دین‌داری از ایمان به خدا نیست. این معنویت است که آغازش ایمان به خداست و فرجامش ایمان به خداست و مسیرش سیر و سلوک الی‌الله است. دین یعنی یک نوع برنامه، و برنامه هم مال کسی که خودش برنامه بخواهد، کسی که مثل آن قلوه‌سنگِ داخل رودخانه، می‌خواهد زندگی کند که برنامه نیاز ندارد!

بچه‌های ما در مدرسه چگونه دین‌داری یاد می‌گیرند؟

  •  بچه‌های ما در مدرسه چگونه دین‌داری یاد می‌گیرند؟ متأسفانه به یک شیوۀ غلط! اول به او می‌‌گویند «به خدا ایمان بیاور!» یعنی معنویت را اول به آنها یاد می‌دهند و بعد هم بدون اینکه به او گفته باشند «تو برنامه می‌خواهی، تو باید مدیریت بلد باشی، تو باید خودت را و زندگی‌ات را مدیریت کنی» به او می‌گویند: «این خدا یک دستوراتی داده است، گوش کن و الا می‌روی جهنم!» به این‌ترتیب، باعث می‌شوند که از دین بدش بیاید. حالا ببینید با این شیوۀ آموزش دین در نظام تعلیم و تربیتی، بچه‌ها چه برداشتی از دین پیدا می‌کنند؟!
  • حرفی نیست که بین ایمان به خدا و دین‌داری، یک رابطه‌ای برقرار کنیم و بگوییم که «ایمان مؤثرترین عاملِ تقویت انگیزۀ انسان برای دین‌داری است» ولی بنده تصور می‌کنم که دین‌داری را از نیاز انسان به برنامه(که جزئی از مدیریت است) و نیاز انسان به قدرت و هنر مدیریت و نیاز انسان به تدبیر شروع کنیم و در بازی‌های بچه‌ها از مهدکودک، این را شروع کنیم.

بازی‌هایی برای بچه‌ها تهیه کنیم که برنامه‌ریزی و مدیریت را به آنها یاد بدهد

  • بازی‌هایی که انسان را «برنامه‌ریز» بار بیاورد و بازی‌هایی که انسان را مدیر بار بیاورد؛ برای این بازی‌ها هرچقدر پول بدهید و برای بچه‌های‌تان بخرید، اشکالی ندارد و بچه‌ها هم هرچقدر این بازی‌ها را اجرا کنند اشکالی ندارد.
  • بازی‌ها را به سمت قمار نبرید. حمار، قمار بازی می‌کند! قمار چیست؟ شانس است! بازی‌های شانسی مثل «مار پله» هیچ‌وقت بازی نکن! برای اینکه اولاً تو حرکت خودت را برنامه‌ریزی نمی‌کنی بلکه «تاس» می‌اندازی و روی شانس، جلو می‌روی و می‌گویی «ببینیم چی می‌آید؟» این اولین قدم برای فاصله گرفتن از انسانیت است! ای کاش یک افراد طنزپرداز و حکیمی پیدا کنیم که یک برنامه‌هایی در تلویزیون برای ما اجرا کنند و ما تنفر پیدا کنیم از شباهت به حیوانات!
  •  چه بسا یک بازی‌ای مثل شطرنج، خیلی به انسانیت، به تقوا و به دیانت نزدیک‌تر باشد (البته نه اینکه شطرنج را به‌عنوان قمار، بازی کنند) و شما حکم امام(ره) را دربارۀ شطرنج دیده‌اید.
  • بازی‌هایی که به ما مدیریت و برنامه‌ریزی را یاد بدهند، این بازی‌ها دارند ما را آماده می‌کنند برای وارد شدن به زندگی جدی، یعنی دین‌داری! گاهی بهترین معلم دینیِ ما، می‌شود معلم ریاضی یا معلم علوم و … معلم‌های مختلف هرکدام می‌توانند یک‌جور معلم دینی باشند؛ اگر حساب‌شده بودن و برنامه‌ریزی و مدیریت را به ما یاد بدهند.
  •  بعضی‌ها اساساً آدم‌های حساب‌شده‌ای هستند و مدیریت یک نوع حساب‌گری است. خدا هم بی‌حساب و کتاب برخورد نمی‌کند، موفقیت‌ها هم بی‌حساب و کتاب نیست!

در مدرسه چگونه بچه‌ها را اهل برنامه‌ریزی و مدیریت بار بیاوریم؟

  • دبستان کجاست؟ جایی که معلم بیاید با بچه‌ها واقعاً مثل آدم برخورد کند؛ مثلاً اینکه اول هفته بگوید «بچه‌ها بیایید برنامۀ این هفته‌مان را تنظیم کنیم» یعنی اجازه بدهد هرکسی برنامه‌ریزی کند، شما چه‌کار می‌کنی؟ شما چه‌کار می‌کنی؟ و… برنامۀ کلاس‌مان را چطوری مرتب کنیم؟ یک‌روز وقت بگذارند برای برنامه‌ریزی‌کردن. به‌جای اینکه یک قیفی بگذارند روی سر بچه‌ها و مدام مطالب را به مغز آنها تزریق کنند! این جنایت در حق دانش‌آموز است! یک روز تعطیل کنید و وقت را بگذارید برای برنامه‌ریزی! نترسید با این‌کار بچه‌ها بی‌سواد نمی‌شوند، بلکه اگر درست کار شود، دانشمند خواهند شد و از علم شما جلوتر خواهند زد.
  •  دوباره هفتۀ بعد، یک‌روز وقت بگذارید و بگویید: هفتۀ گذشته که برنامه‌ریزی کردیم، کجایش را موفق نبودیم؟ تو چطوری برنامه‌ریزی کردی؟ او چطوری برنامه‌ریزی کرد؟… بچه باید هفت‌سال با سرپرستی معلم، مدیریت و برنامه‌ریزی را تمرین کند. بعد از هفت سال، او را رها کنید و بگذارید خودش مدیریت کند، بگویید: «من به تو مشورت می‌دهم» در این صورت این بچه، آدم بار می‌آید. این انسان عاشق دین می‌‌شود، چون می‌بیند که در دین خیلی برنامه هست! اصلاً آدمی که اهل برنامه نیست فهم این را ندارد که دین را درک کند!

کسی که مدیریتِ خودش را یاد گرفت مدیریت بقیه را هم یاد می‌گیرد

  • چرا آدم به مدیریت نیاز پیدا می‌کند؟ چون چندجور نیاز دارد، چند نوع علاقه دارد، چندجور امکانات دارد و گاهی نیز به‌خاطر اینکه چند نفر هستند. البته تا آنجایی که پای نفرات دیگر به میان نیامده است، من خودم را باید مدیریت کنم. کسی که مدیریت خودش را یاد گرفت مدیریت بقیه را هم یاد می‌گیرد. لذا توصیه کرده‌اند که اول مدیریتِ خودت را یاد بگیر بعداً برو دیگران را مدیریت کن!
  • در خانواده چطور باید مدیریت کنیم؟ آیا همۀ افراد در خانه، همین‌طوری رها هستند و برنامه ندارند؟! اصلاً این‌طور نیست! حتی برنامه‌ریزی برای رفت و آمد آدم‌ها در اتاق‌های خانه و زمان‌بندی‌اش در آیۀ قرآن آمده است! (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنْکُمُ الَّذینَ مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ وَ الَّذینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْکُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ وَ حینَ تَضَعُونَ ثِیابَکُمْ مِنَ الظَّهیرَةِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشاءِ ثَلاثُ عَوْراتٍ لَکُمْ؛ نور/۵۸) بچه‌ها کِی می‌توانند با اجازه یا بدون اجازه، توی این اتاق بروند؟ در این زمان‌ها اصلاً بچه نباید برود توی این اتاق و… این یعنی رفت و آمد در داخل خانه هم برنامه می‌خواهد.

دین چیست؟ برنامه‌ریزی برای زندگی

  • دین چیست؟ برنامه‌ریزی برای زندگی؛ برای خرج‌کردن پول، برای شیوۀ درآمد و.. وقتی در مورد سبک زندگی و برنامه‌ریزی برای زندگی و معیشت، از منظر دین صحبت می‌کنیم، خیلی‌ها استیحاش می‌کنند، چرا؟ برای اینکه حوزۀ علمیه بیشتر مباحثش تفکر است، نه تدبر و تدبیر.
  • تدبیر یعنی «چگونه می‌خواهی بچینی؟ چگونه می‌خواهی اقدام کنی؟» اما تفکر یعنی دلائل را بیاور یک چیزی را حقیقتش را اثبات کن. ما در حوزۀ علمیه بیش از هزارسال ضعیف بودیم، چون علما را می‌کشتند و علما می‌گفتند «در چنین شرایطی ما فعلاً مبانی را حفظ کنیم» لذا در حوزۀ علمیه بهترین فعالیت به نام «تفکر» وجود دارد. اما حوزۀ علمیه کمتر روی تدبر و تدبیر و برنامه‌ریزی کار کرده است.

برای زندگی شخصی‌مان نیاز به مدیریت و برنامه‌ریزی داریم

  •  ما برای زندگی شخصی‌مان نیاز به مدیریت و برنامه‌ریزی داریم. نه‌فقط برنامه‌ریزی، بلکه به نظارت، کنترل و حتی بررسیِ نتیجه هم نیاز داریم. قرآن می‌فرماید: «فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ» (عبس/۲۴) انسان باید نگاه کند چه می‌خواهد بخورد؟ یعنی باید غذاخوردن خودش را مدیریت کند.
  •  آیت‌الله بهجت(ره) می‌فرماید: گویا معروف است که اگر کسی چهل ساله بشود و دوای صحّت خود را نیابد، خیری در او نیست (در محضر بهجت/۳/۲۳۸) یعنی اگر بعد از چهل سال، ضعف‌های جسمی خودت و نقاط قوت جسم خودت را پیدا نکنی، طبع خودت را نشناسی، نفهمی با توجه به ویژگی‌های بدنت چه چیزهایی باید بخوری و چه چیزهایی نباید بخوری و چه چیزهایی برای بدنت ضرر دارد، خیری در تو نیست!
  • دین می‌گوید «مثل آدم زندگی کن!» اما بعضی‌ها فکر می‌کنند دین فقط به امور آسمانی و معنوی کار دارد و با زندگی کاری ندارد! شما ببینید چندتا حدیث دربارۀ بهداشت و تغذیه داریم! اما در کدام مساجد ما اینها را یاد می‌دهند؟! آن‌وقت نتیجه‌اش این می‌شود که خیلی‌ها نمی‌دانند، یبوست ام‌الامراض است و چطور باید با تغدیۀ صحیح، از آن جلوگیری کرد!
  • چرا ما این‌قدر از دست آموزش و پرورش ناله می‌زنیم؟ چون می‌گوییم: شما با این انسان چه‌کار دارید می‌کنید؟ جغرافیای وجود خودش را به او نشان بدهید، علوم تغذیه را به او یاد بدهید تا بفهمد چه غذایی را با چه غذایی باید خورد؟ چرا امام صادق(ع) فرمود من پای سفره‌ای که سبزی نباشد نمی‌نشینم؟ یعنی موضوع تغذیه این‌قدر مهم است!

ما وقتی بی‌برنامه هستیم، بی‌دین هستیم!

  • ما می‌گوییم: قدرت برنامه‌ریزی‌کردن را به بچه‌ها یاد بدهید. ما وقتی بی‌برنامه هستیم، بی‌دین هستیم! وقتی کسی ما را اهل مدیریت و برنامه‌ریزی بار نیاورده یعنی اهل دین بار نیاورده است.
  • مدیریت یعنی برنامه‌‌ریزی کردن. انسان حتی برای دستشویی رفتن هم باید برنامه‌ریزی داشته باشد. ببینید چندتا روایت در مورد دستشویی رفتن داریم؟ چرا قبل از خواب؟ چرا بعد از خواب؟ چرا یبوست ام الامراض است؟ چرا در کنار غذا باید سبزی خورد؟
  •  مدیریت یعنی هرچیزی که می‌خواهی به آن برسی، با برنامه به آن برسی. اصلاً دوست‌داشتنی‌هایت را فهرست کنی و بگویی «صبر کن ببینم می‌خواهم چه‌کار کنم؟ کدام‌یک از دوست‌داشتنی‌های‌ خودم را کِی باید برایش قدم بردارم و چه قدمی بردارم؟ اصلاً مدیریت، خودش خیلی جذاب است! خودِ عادت‌کردن به برنامه‌ریزی یک جاذبه‌ای دارد که آدم دوست دارد سطح برنامه‌ریزی و سطح دقتش را افزایش بدهد. همین مدیریتِ فردی و برنامه‌داشتن برای زندگی، شیرینی و زیبایی و جذابیت دارد، ولی ما یک فرهنگی داریم که اصلاً وارد مدیریت نمی‌شویم!

وقتی نقش‌ها بین چند نفر تقسیم می‌شود، مدیریت جنبۀ اجتماعی پیدا می‌کند

  • وقتی نقش‌ها متفاوت می‌شود و بین چند نفر تقسیم می‌شود، مدیریت جنبۀ اجتماعی پیدا می‌کند. مثلاً در خانه شاهد این مدیریت هستیم. از همین تفاوت زن و مرد (حتی قبل از اینکه بچه‌ها بیایند) مدیریت شروع می‌شود. شما دو نفر هستید با خواسته‌ها و سلایق متفاوت، باید بنشینید و مدیریت کنید؛ خواسته‌های خودتان را مدیریت کنید. مرد باید مدیریت کند، با مدیریت باید از زندگی با زنش لذت ببرد. زن هم باید مدیریت کند و با مدیریت از مردش لذت ببرد. مرد و زن، باید زبان خود را مدیریت کنند!
  •  مدیریت چیز عجیب و غریبی نیست! مدیریت از یک نقطه‌ای از دین شروع می‌کند که اگر به آن متقاعد شدی دین‌داری تا آخر برایت راحت می‌شود. اگر شما یک مدرسۀ اسلامی راه بیندازید و مدیریت‌کردن را به بچه‌ها یاد بدهید، غیرمذهبی‌ها هم می‌آیند بچه‌های‌شان را در این مدرسه ثبت‌نام می‌کنند. اگر این بچه، مدیریت را یاد بگیرد، پس فردا زیبایی‌های دین را می‌فهمد و از دین، حظ می‌برد. چنین کسی بَردۀ دیگران نمی‌شود، چون آدم هرزه‌ای نیست!

نقش مدیریت برای یک جامعه مثل نقش مدیریتِ تو بر خودت است

  • دربارۀ رابطۀ مدیریت و دین، یک‌مقدار توضیح داریم، حالا می‌خواهیم به این بحث بپردازیم که «چرا از مدیریت در خانواده و جامعه صحبت می‌کنیم؟ چرا از اخلاق در خانواده و جامعه صحبت نمی‌کنیم؟ چرا از معنویت در جامعه صحبت نمی‌کنیم؟»  حکما می‌گفتند: «ماهی از سر گنده گردد نِی ز دُم» نقش مدیریت برای یک جامعه مثل نقش مدیریتِ تو بر خودت است!
  • چقدر مدیریت در زندگی فردی مهم است؟ مثلاً گاهی با مدیریت صحیح، می‌توانید به ارزان‌ترین غذا، بهترین غذا و لذت‌بخش‌ترین غذا برسید. نقش مدیریت در زندگی خود تو چیست؟ نقش مدیر جامعه هم در جامعه همان است.

مدیریت جامعه این‌قدر مهم است که سیدالشهدا(ع) به‌خاطرش کشته می‌شود

  • مدیریت جامعه این‌قدر اهمیت دارد که سیدالشهدا(ع) به‌خاطرش کشته می‌شود! امام‌حسین(ع) در مقابل کسی قیام کرد که شایسته نبود مدیر جامعه بشود. مردم هم از ترس اینکه امام‌حسین(ع) مدیر جامعه نشود، ایشان را کشتند؛ این‌قدر فهم‌شان از مدیریت صحیح و مدیریت یک انسان خوب، پایین بود! حالا ببینید فهم مدیریت صحیح برای مردم چقدر اهمیت دارد. لااقل در ایام شهادت کسی که سر موضوع «مدیریت» شهید شده، خوب است دربارۀ مدیریت صحبت کنیم و به آن بپردازیم.
  •  مدیریت این‌قدر اهمیت دارد که می‌توان گفت: همۀ دین یعنی تدبیر! (کلمۀ تدبیر در عربی، درواقع همان معنای مدیریت را دارد) شما ببینید «عقل» چقدر در قرآن تأکید شده است! آن‌وقت أمیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: هیچ عقلی مانند تدبیر نیست! «لَا عَقْلَ کَالتَّدْبِیرِ» (کافی/۸/۲۰) عالی‌ترین جلوۀ عقل در مدیریت است.

پیامبر(ص): وقتی سه نفر شدید، یک نفر رئیس بشود

  • رسول خدا(ص) می‌فرماید: وقتی سه نفر شدید، یک نفر رئیس بشود «إذا کانوا ثَلاثَةً فَأَمِّروا أحَدَهُم ‏و تَوَکَّلوا عَلَى‏اللَّهِ و تَأَلَّفوا» (کنزالعمّال/ج۶/ص۷۱۷/ح ۱۷۵۴۹) بعد از اینکه فرمود «یک نفر رئیس بشود» می‌فرماید «با هم الفت داشته باشید» این یک دستور اخلاقی است، اما قبلش فرموده بود که برای خودتان رئیس و مدیر تعیین کنید. (این در آداب سفر ذکر شده است)
  • وقتی چند نفر به سفر می‌روند و یک نفر را رئیس تعیین می‌کنند، طبیعتاً او حاکمیت محض ندارد و بالاخره در طول سفر باهم الفت دارند، کمااینکه الان مرسوم است در سفرهای چندنفره، اول یک نفر را به‌عنوان مادرخرج تعیین می‌کنند و بعد، سفر را آغاز می‌کنند.

چه کسانی مدیریت‌گریز هستند؟ خوارج‌مسلک‌ها و هرزه‌ها!

  •  وقتی دربارۀ مدیریت صحبت می‌کنیم، لازم است روحیات مدیریت‌گریز و روحیات ضد مدیریتِ سالم و صحیح را هم بررسی کنیم. چون باید نقطۀ مقابلش را هم بگوییم «تعرف الاشیاء بأضدادها»
  • چه کسانی مدیریت‌گریز هستند؟ خوارج‌مسلک‌ها و هرزه‌ها! خوارج یک‌دفعه‌ای گفتند «اصلاً جامعه مدیر نمی‌خواهد!» اما وقتی دور همدیگر جمع شدند که قیام کنند، گفتند «حالا کی رئیس باشد؟» یک نفرشان که آدم ساده‌ای بود، گفت: «شما که تا الان می‌گفتید جامعه رئیس نمی‌خواهد، حالا چرا بین خودتان دارید رئیس تعیین می‌کنید؟» گفتند: «تو ساکت باش و حرف نزن!» این‌قدر خوارج دچار حماقت بودند!
  • خوارج نقش عجیب غریبی در ظهور دارند؛ هم در فتنه‌های قبل از ظهور، هم در فتنه‌های بعد از ظهور! بسیاری از بدی‌ها تا ظهور هست و بعد از ظهور ادامه پیدا نمی‌کند؛ جز خوارج‌مسلکی! باید دربارۀ خوارج‌مسلکی جداگانه صحبت کنیم.

بعضی‌ها در موضوع خانواده، خوارج‌مسلک هستند! می‌گویند «خانواده مدیر نمی‌خواهد!»

  • مدیریت، نیاز‌ ما انسان‌هاست. وقتی یک خانواده تشکیل می‌شود، احساسات یک نفر، به احساسات دو نفر، و نیازهای یک نفر، به نیازهای دو نفر تبدیل می‌شود. وقتی یک نفر شد دو نفر یا سه نفر یا چهار نفر، اول باید تکلیف مدیریت را روشن کنیم و اینکه مدیر کیست؟
  •  بعضی‌ها در موضوع خانواده، خوارج‌مسلک هستند. چون خوارج هم می‌گفتند «اصلاً جامعه رئیس و حاکم نمی‌خواهد!» درحالی‌که أمیرالمؤمنین(ع) می‌فرمود: جامعه حاکم می‌خواهد، ولو حاکمش فاجر باشد (وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ؛ نهج‌البلاغه/خطبه ۴۰) حتی اگر حاکمش دزد باشد، بازهم اگر مدیریت نباشد، بدتر است! آن موقع یک نفر دزد است، اما وقتی مدیر نباشد همه‌ دزد می‌شوند و همه‌چیز به‌هم می‌ریزد.
  • در روز روشن، برخی آدم‌های به‌ظاهر باکلاس می‌گویند «خانواده مدیر نمی‌خواهد!» آدم یاد خوارج می‌افتد. دین سکولار چه دینی است؟ دینی است که هنوز تکلیف مدیریت را روشن نکرده، مدام حرف اخلاق می‌زند. همین دین سکولار اگر بیاید در خانواده، یک نوع سکولاریزم را در اخلاق خانواده می‌آورد و بدون اینکه تکلیف مدیریت خانواده را روشن کند مدام می‌گوید اخلاق‌تان باهم خوب باشد، باهم مهربان باشید، کلاً خوب باشید، به‌هم ظلم نکنید و…
  • فرض کنید یک عده‌ای را فرستاده‌اند داخل یک اتوبوس ولی راننده را مشخص نکرده‌اند و می‌گویند: «فعلاً بروید! همه‌تان سعی کنید مراقبت کنید!» درحالی‌که این وسط یک گواهی‌نامه‌ای لازم است و مسئولیت افراد باید مشخص شود.
    •  وقتی ۲۲نفر می‌روند در وسط زمین فوتبال بازی کنند، ببینید چند نوع مدیر برای اینها داریم؛ یک مربی داریم، یک کاپیتان داریم و یک داور داریم. اینها انواع مدیریت است.

بی‌بندوباری در آخرالزمان، ناشی از مخدوش‌کردن مدیریت خانواده است

  •  ما چرا در مورد اخلاق و خانواده صحبت نکردیم؟ دربارۀ اخلاق خانواده حرف زیاد زده شده است و همه هم بلد هستند. آن فسادی که جلسۀ قبل گفتیم که آخرالزمان در خانواده پدید می‌آورند، مرکزش این است که مدیریت خانواده را مخدوش می‌کنند.
  • وقتی هرزگی‌ و بی‌دینی‌-در اثر میل نداشتن به مدیریت و اینکه من دوست دارم هر کاری دلم خواست بکنم- وارد خانه بشود و در زندگی خانوادگی پدید بیاید، آمار طلاق همین چیزی می‌شود که در تهران هست!

وقتی مدیریت خوب را شناختیم خودمان مدیر خوب پیدا می‌کنیم

  • یادتان باشد ما دربارۀ «مدیر خوب یا مدیر بد» نمی‌خواهیم صحبت کنیم. توصیۀ اخلاقی‌کردن به مدیران، فرع ماجرا است و زیاد هم قصه را حل نمی‌کند. الان برای ما «مدیریت خوب» موضوعیت دارد نه مدیر خوب! یعنی می‌خواهیم ببینیم که یک مدیریت خوب چگونه است؟ ادارۀ خوب چگونه است؟ وقتی فهمیدیم که «مدیریتِ خوب، چگونه است؟» آن‌وقت خودمان می‌رویم و برای این پُست، یک مدیر خوب و لایق پیدا می‌کنیم.
  • مشکل ما این است که در جمهوری اسلامی خیلی از اوقات، تعریف نکرده‌ایم که «مدیریت خوب و اداره‌کردن خوب یعنی چه؟» آن‌وقت دنبال آدم خوب برای مدیریت می‌گردیم! لذا گاهی اوقات آدم‌های خوب ولی ناتوان را در برخی پست‌ها قرار می‌دهیم.
  • ما آدم خوب نمی‌خواهیم؛ مدیر خوب می‌خواهیم! مدیری می‌خواهیم که ادارۀ خوب بتواند انجام بدهد. آدم خوبی مثل حضرت لقمان حکیم را در نظر بگیرید! خدا فرمود: می‌خواهم به تو پیامبری هم بدهم، نظرت چیست؟ (در پیامبری هم نوعی مدیریت هست و به‌قول حضرت امام(ره) اصلش مدیریت است) لقمان گفت: خدایا وقتی شما دستور بدهی، من دیگر چه بگویم؟ خدا فرمود: تو الان می‌توانی نظر بدهی. گفت: اگر من نظر باید بدهم «من نمی‌خواهم» خدا فرمود خب باشد! معلوم شد که آقای لقمان، توان مدیریت ندارد. ولی جالب اینجاست که آقای لقمان خیلی آدم خوبی است، سخنان ایشان بیش از همۀ پیامبران در قرآن تکرار شده است، اما ایشان مدیر نبود. (یَا لُقْمَانُ هَلْ لَکَ أَنْ یَجْعَلَکَ اللَّهُ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ تَحْکُمُ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ… ؛عوالی اللئالی/ج‏۳/ص۵۱۷)
  •  رسول‌خدا(ص) به ابوذر فرمود: تو برای دو نفر هم رئیس نشو، تو خودت تا آخر خوب هستی، ولی مدیر نشو! (یَا أَبَا ذَرٍّ، إِنِّی أُحِبُّ لَکَ مَا أُحِبُّ لِنَفْسِی، إِنِّی أَرَاکَ ضَعِیفاً، فَلَا تُؤَمَّرَنَّ عَلَى اثْنَیْنِ؛ امالی طوسی/۳۸۴) کمیل، از اصحاب سرّ امیرالمؤمنین(ع) بود، اما حضرت با اینکه به کمیل یک پُست مدیریتی داده بود-بعد از اینکه دوبار در مدیریت و تصمیم‌گیری برای جنگ اشتباه کرد- به او فرمود: از این به‌بعد هرکاری خواستی انجام بدهی، از من اجازه بگیر! (فانظُر لا تَغزُوَنَّ غَزوَةً ولا تَجلُوَنَّ إلى حَرْبِ عَدُوِّکَ خُطوَةً بعدَ هذا، حَتَّى‏ تَستأذِنَنی‏ فی‏ ذلِک‏؛ مکاتیب‌الائمه/۲/۱۲۳)

اینکه مدیریت را در خانواده انکار کنیم، یک‌جور خوارج‌مسلکی است

  • ما سر نحوۀ اداره‌کردن و سر اصل مدیریت داریم صحبت می‌کنیم. هرکسی اصل مدیریت و نحوۀ اداره‌کردن را در خانه نپذیرد و دنبال حلش نباشد و دنبال تقسیم کار در خانواده نباشد، نادان است. این هم یک نوع حماقت است که هنوز تکلیف مدیریت روشن نشده است؛ مدام حرف اخلاقی بزنیم، این یک‌جور سکولاریزم است! و اگر این مدیریت را انکار بکنیم یک‌جور خوارج مسلکی است.
  • اینکه مدیریت را در خانواده انکار کنیم، خوارج‌مسلکی است، و اینکه مدیریت را در خانواده در نظر نگیریم و همه‌اش توصیۀ اخلاقی کنیم، یک نوع سکولاریزم است، این هم یک نوع حماقت است؛ کمااینکه در جامعه نمی‌شود مدیریت را در نظر نگرفت. نه اصل وجود مدیر قابل انکار است، ولو فاجر باشد( لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ؛ نهج‌البلاغه/خطبه۴۰) نه از شیوۀ مدیریت می‌توانیم بگذریم؛ ولو یک مدیر، آدم خوبی هم باشد اگر شیوۀ مدیریتش غلط باشد جامعه را به زمین خواهد زد.
  • ما باید توانمندی پیدا کنیم که بتوانیم مدیریت و تدبیر کنیم؛ برای خودمان یک‌جور، در خانواده یک‌جور، و در جامعه هم یک‌جور.
  • در جامعه‌ای که دخترهای آن تا وقتی دیپلم می‌گیرند، دربارۀ مدیریت خانواده تقریباً هیچ درسی نمی‌آموزند و پسرها تا وقتی دیپلم می‌گیرند، بویی از آموزش مدیریت خانواده به مشام‌شان نمی‌خورد و قبل از اینکه مسئلۀ مدیریت در خانواده را برای بچه‌های‌شان حل کنند مدام درس اخلاق به آنها می‌دهند، در چنین جامعه‌ای طبیعی است که خانواده دچار مشکل بشود.

مهم‌تر از اینکه مسئولین دزد نباشند این است که عرضۀ مدیریت داشته باشند!

  • اول باید تکلیف مدیریت را روشن کنیم که چه کسی، از چه جهتی رئیس است و حدود اختیاراتش چقدر است، بعد بنشینیم از اخلاق صحبت کنیم. نمی‌شود که شما تکلیف شیوۀ ادارۀ جامعه را مشخص نکنید و فقط بگویید «نمایندۀ مجلس باید باخدا باشد، باید دزد نباشد!» ما که نمی‌‌خواهیم امام‌جماعت انتخاب کنیم؛ می‌خواهیم برنامه‌ریز انتخاب کنیم! باید ببینیم این فردی که می‌خواهد نماینده شود، آیا قدرت برنامه‌ریزی دارد یا نه؟ اهداف کلان ملی را می‌فهمد یا نه؟ اگر جدول «SWOT» را جلویش بگذارید، می‌تواند فرصت‌ها، تهدید‌ها، نقاط قوت و ضعف را در یک محیط کوچک و در یک سازمان کوچک برای شما فهرست کند؟ اگر این‌طور نبود، طبیعتاً به درد نمی‌خورد.
  •  باید دنبال کسانی باشیم که قدرت برنامه‌ریزی و مدیریت دارند. همین‌که دزد نباشند کافی نیست! بیشتر از اینکه اهمیت دارد مسئولین دزد نباشند و رانت‌خواری نکنند، مهم است که عرضۀ مدیریت داشته باشند، فهم اداره‌کردن داشته باشند، قدرت برنامه‌ریزی راهبردی داشته باشند. طبق کلام أمیرالمؤمنین(ع)، اهمیت اصل مدریت بر فاجر بودن یا نبودن این مدیر، بیشتر است (لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ؛ نهج‌البلاغه/خطبه۴۰) پس اصل توان اداره‌کردن مهم‌تر از سلامت‌های حاشیه‌ای است.

در خانواده هم، اول باید تکلیف مدیریت روشن بشود

  •  در دین‌داری فردی، اول باید تکلیف مدیریت را مشخص کنیم و از خودمان بپرسیم «تو دربارۀ اینکه با برنامه زندگی کنی، نظرت چیست؟» پاسخ به این سؤال، تکلیف دین‌داری شما را مشخص می‌کند. در خانواده هم، اول باید تکلیف مدیریت روشن بشود که «مدیر در خانه کیست؟ و چگونه مدیریت می‌کند؟» وقتی تکلیف مدیریت مشخص شد، بعدش می‌توانید به نصیحت‌های اخلاقی بپردازید، البته در این‌صورت، دیگر زیاد نصیحت هم لازم نیست.
  • مدیر در جامعۀ اسلامی چگونه باید باشد؟ شیوۀ اداره‌کردن در جامعۀ اسلامی چگونه باید باشد؟ وقتی این مسئله حل شد، بعدش بقیۀ امور درست می‌شود؛ فرهنگ هم درست می‌شود، همه‌چیز درست می‌شود. مهم این است که فهم مدیریت را داشته باشیم و ضرورت اصل مدیریت را درک کنیم.

مهم‌ترین مشکل خانواده در ایران حل مسئلۀ مدیریت است

  • صهیونیست‌ها همان‌طوری که تلاش می‌کنند-با ترویج زندگی هرزه‌وار- قدرت مدیریت را از افراد بگیرند، صهیونیست‌ها همان‌طوری که می‌خواهند-با ترویج خوارج‌مسلکی- مدیریت‌پذیری را در جامعه از بین ببرند ، همان‌طوری هم مهم‌ترین کاری که در موضوع خانواده انجام می‌دهند، از بین‌بردن مدیریت در خانواده است!
  • مهم‌ترین مشکل خانواده در ایران حل مسئلۀ مدیریت است، مباحث اخلاقی بعد از این مطرح می‌شود. درصورتِ حل‌نشدن مسئلۀ مدیریت در خانواده، در کنارش هر توصیۀ اخلاقی تقریباً فایده ندارد و بعضاً حتی ضرر هم دارد! مثلاً شما توصیه می‌کنید که «مهربان باشید، انعطاف‌پذیر باشید!» درحالی‌که اصلاً مدیریت‌ها در خانواده جابجا شده و جایگاه زن و مرد عوض شده است، نقش زن را مرد دارد بازی می‌کند و نقش مرد را هم زن دارد بازی می‌کند، آ‌ن‌وقت انعطاف‌پذیری ممکن است به‌صورت کوتاه آمدنِ نابجا، ظهور پیدا کند و موجب شود بچه‌ها ضعیف بار بیایند!

اینکه در خانه‌ای دعوا نباشد، دلیل بر خوب‌بودنش نیست!

  •   مثلاً یکی از دوطرف، چون حوصله‌اش نمی‌آید که حرف بزند و جواب بدهد، کوتاه می‌آید و می‌گوید: «هرچه تو می‌گویی! خُب باشد؛ ول‌مان کن!» یا از ترس زبانِ تند و سم‌آلودِ طرف دیگر، مدام کوتاه می‌آید! آیا چنین خانواده‌ای خوب است؟! همین‌که از دم کوتاه بیایی خوب است؟ بچه در این خانه چطوری بار می‌آید؟ گیج و منگ!
  •   هر خانه‌ای که در آن دعوا نبود، دلیل بر این نمی‌شود که خوب باشد! هر دعوانشدنی در خانه لزوماً خوب نیست! ببعی‌وار در کنار همدیگر زندگی‌کردن و دعوا نکردن که هنر نیست! بعضی از دعواها، چالش‌ها و گفتگوهایی که مدیریت را در خانه تحکیم می‌بخشد و تعالی می‌بخشد و به مدیریت صحیح در خانه ثبات می‌دهد، خیلی بهتر از دعوا نکردن است! لذا اول تکلیف مدیریت را باید در خانواده روشن کرد، بعد به مسائل دیگر پرداخت.

اولین اصل مدیریت، رعایت کرامت و عزت انسان است/ برای اینکه بچه‌ات درس‌خوان بشود، عزتش را لِه نکن!/ چرا تئاتر بازی‌کردن برای بچۀ‌ دبستانی لازم است؟

دوشنبه ، ۱۸ شهریور ۱۳۹۸ ۱۸۲ views ۰ دیدگاه نوشته:mehdi

چرا انسان به مدیریت احتیاج دارد؟

  • قبل از اینکه انسان متوجه بشود که اراده و اختیار دارد، قبل از اینکه انسان متوجه بشود که می‌تواند از ابزار استفاده کند، قبل از اینکه انسان متوجه بشود که می‌تواند با دیگران ارتباط برقرار کند و در این ارتباط‌ها تأثیر بگذارد و تأثیر بپذیرد؛ یعنی در دورانی که مثلاً آغاز نوجوانی گفته می‌شود که انسان کم‌کم دارد متوجه دارایی‌ها و توانایی‌های خودش می‌شود و حتی قبل از این دوران، انسان باید با مدیریت آشنا بشود.
  • انسان باید بداند که «خواسته‌های خودش را باید مدیریت کند و روابطش را باید مدیریت کند و ابزار و امکانات را هم باید مدیریت کند» و الا انسان تبدیل می‌شود به یک موجود جذب‌شونده؛ یک موجودی که با ترس، منفعل می‌شود و به هر سو کشیده می‌شود.

یا مدیر هستی یا منفعل!/در فرهنگ غرب، رام و منفعل‌بودن یک امتیاز محسوب می‌شود

  • کلمه‌ای که در مقابل کلمۀ مدیریت می‌توان به‌کار برد، شاید کلمۀ منفعل‌بودن باشد. یا مدیر هستی یا منفعل! یکی از تفاوت‌های فرهنگ اسلام با فرهنگ غرب دقیقاً این است که در فرهنگ غرب، انسانِ رام و منفعل‌بودن یک امتیاز است. گاهی از اوقات احساس می‌شود که آموزش و پرورش ما هم می‌خواهد انسانِ رام و «منفعل» تربیت کند که این هم غلط است. یعنی این اثر تربیتی در فرایند تعریم و تربیت، غلبه دارد.
  • هرکسی باید مدیر باشد؛ اولاً خودش را مدیریت کند و در مرحلۀ بعد، دیگران را مدیریت کند. اتفاقاً این موضوع که انسان باید خودش را مدیریت کند، موضوعی است که در علوم انسانی به‌ویژه در روانشناسی خیلی به آن توجه کرده‌اند. در روانشناسی می‌گویند: کسی که خودش را مدیریت کرد توانمند می‌شود که روابطش را هم مدیریت کند و توانمند می‌شود که محیط را هم مدیریت کند و در زندگی‌اش موفق خواهد بود.

«مدیریتِ خود» یعنی اینکه گرایش‌های متفاوت خودمان را مدیریت کنیم

  • مدیریت‌کردن دیگران یعنی اینکه چند نفر آدم را مدیریت کنیم، اما مدیریتِ خود یعنی اینکه گرایش‌های متفاوت خودمان را مدیریت می‌کنیم. مدیریت در عالم خارج یعنی اهدافت را مدیریت کنی. وقتی انسان می‌بیند که اهداف متعدد و متنوعی دارد یا ابزار متنوعی دارد یا افراد متعدد یا ملاحظات متعددی وجود دارد، و بعد سعی می‌کند بین اینها ارتباط برقرار کند، این یعنی دارد مدیریت می‌کند.
  • «مدیریتِ خود» و اینکه انسان، خودش را مدیریت کند، یک اصطلاح نسبتاً رایج است و جزء نکاتی است که در علوم انسانی جدیداً به آن توجه کرده‌اند؛ از این جهت، باید به علوم انسانی تبریک بگوییم.

در «مدیریتِ خود» هم مثل مدیریت جامعه، نیاز به شناسایی توانایی‌ها و دارایی‌های خود داریم

  • همان‌طور که در مدیریت به معنای اجتماعیِ کلمه، شما نیاز به شناسایی امکانات دارید، در مدیریتِ خودتان هم نیاز به شناسایی امکانات، توانایی‌ها و دارایی‌های خودتان دارید.
  •  همان‌جوری که جدول «SWOT» را در مدیریت و برنامه‌ریزی راهبردی در نظر می‌گیرید، یعنی نقاط قوت، نقاط ضعف، تهدید‌ها و فرصت‌ها را درنظر می‌گیرید، همین را یک انسان هم باید برای خودش فهرست کند. نباید کسی بدون توجه به تهدیدها از خانه بیرون برود، نباید کسی بدون توجه به تهدید‌ها در خانه تنها بماند، نباید کسی بدون توجه به نقاط قوت خودش از خانه بیرون برود. چون ممکن است مثلاً چهار نفر به‌ظاهر موفق‌تر از خودش ببیند، و منفعل یا مرعوب بشود. نباید انسان بدون دیدن فرصت‌های خودش شروع کند به برنامه‌ریزی کردن! اگر فرصت‌ها را در نظر نگیری، مأیوس می‌شوی. همان اتفاق‌هایی که در مدیریتِ موفق جامعه می‌افتد، همان اتفاق‌ها در «مدیریت خود» می‌افتد.

یک مدیر خوب در مقابل هر حرفی، اول می‌گوید «بگذارید بررسی کنم»

  • من هرچیزی را خواستم، اول باید ببینم که الان وقتش هست این خواستۀ خودم را برآورده کنم یا نه؟ این یعنی مدیریت! یک مدیر خوب، وقتی پیشنهاد یا خواستۀ شما را-دربارۀ مسائل مربوط به مدیریتش- بشنود، اولین حرفی که می‌زند این است که «بگذارید من بررسی کنم»
  • امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «إِذَا تَفَقَّهَ الرَّفِیعُ تَوَاضَعَ» (غررالحکم/۴۰۴۸) تواضع یک کسی که رفعت و مقامی دارد، به این نیست که دستش را بگذارد روی سینه‌اش و مدام کرنش کند یا سرش را پایین بیاورد. وقتی همۀ مسائل را خوب بررسی بکند، یعنی تواضع کرده است، اما وقتی بررسی نکند و بدون بررسی تصمیم بگیرد، یعنی تواضع نکرده است و متکبرانه دارد مدیرت می‌کند.
  • در «مدیریتِ خود» هم همین‌طور است، وقتی خودت را مدیریت می‌کنی، هرچه دلت خواست اول باید بگویی «صبر کن بررسی کنم» اصلاً همین، یک قدم فوق‌العاده در مدیریتِ خود است.

مبارزه با هوای نفس، چیزی جز مدیریتِ خود نیست

  • مبارزه با هوای نفس هم چیزی جز مدیریت خود نیست، مبارزه با گرایش‌های بی‌ارزش چیزی جز مدیریت خود نیست و مدیریت خود، معنایش این نیست که ما به‌طور مطلق در مقابل لذت‌ها بایستیم، بلکه باید برنامه‌ریزی کنیم تا به بالاترین لذت‌ها را برسیم.
  • جامعه ظرفیت برخی از ادبیات اصیل دینی را ندارد، به‌خاطر اینکه جامعۀ ما به شدت تحت تأثیر عوام‌زدگیِ منحط فرهنگ غربی است لذا بعضی چیزها را نمی‌شود در جامعه گفت؛ با اینکه دربارۀ این موضوعات، حدیث و آیه هم وجود دارد.

مدیریت یعنی برنامه‌ریزی برای رسیدن به لذت خوب/ مدیریت یعنی «چگونه با رنج، برخورد کنیم؟»

  • مدیریت این نیست که فقط به لذت بگویی «دورباش کورباش»! مدیریت این است که برای رسیدن به لذتِ خوب برنامه‌ریزی کنی. در این زمینه، چه دستورات نابی در دین ما وجود دارد! منتها این فرهنگ غرب که همه‌چیز را به مسخره گرفته و نمی‌خواهد اصلاً کسی مدیریت کند و حتی فکر کند، محیط را خراب کرده است لذا خیلی از این حرف‌ها را نمی‌شود مطرح کرد.
  • مدیریت یعنی اینکه «من با رنج چگونه برخورد کنم؟» مثلاً در توصیه‌های اولیه برای فوریت‌های پزشکی در هنگام حوادث ناگوار، اولین توصیه این است که «خونسردی خودتان را حفظ کنید» این یک اصل مدیریتی است، درواقع معنایش این است که «رنج را باید مدیریت کنی»
  • کافی است آدم‌ها یاد بگیرند که در مواجهۀ با رنج، اول خونسردی خودشان را حفظ کنند! این قدم اول مدیریت است. بعداً چه‌کار کنیم؟ بی‌تاب نشو، جزع نکن، فزع نکن، آرام باش، شاید این رنج برایت مفید باشد.

بخشی از دین‌داریِ مرد وابسته است به اینکه با چه زنی ازدواج می‌کند/ مردان تحت تأثیر مربی‌گری مدبرانۀ زنان خود هستند

  • تا اینجا یک اجمالی را دربارۀ «مدیریت خود» بیان کردیم. حالا یک اجمال دیگر هم دربارۀ مدیریت خانواده بیان کنیم: مدیریت کلان خانواده طبیعتاً با مرد است، مدیریت داخل خانه-که مهم‌ترین بخش آن یعنی بحث تربیت، در همان مدیریت داخل خانه است- برعهدۀ خانم است؛ حتی تربیت مردش! بخشی از دین‌داریِ مرد وابسته است به اینکه با چه زنی ازدواج می‌کند.
  • مردان تحت تأثیر مربی‌گری مدبرانۀ زنان خود هستند، این را بر اساس کلام أمیرالمؤمنین(ع) می‌توان گفت. ایشان دربارۀ  حضرت زهرا(س) می‌فرماید: «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّه‏» (مناقب آل‌ابیطالب(ع)/۳/۳۵۶) ایشان کمک بسیار خوبی است برای بندگی خدا! یعنی زن خوب کلاً این‌گونه است، نه اینکه حضرت زهرا(س) فقط این‌طور باشد، البته حضرت زهرا(س) در اوج است. هرچند ما بگوییم که علی‌بن‌ابیطالب(ع) نیازی به مدیریت و تربیت‌شدن توسط حضرت زهرا(س) ندارد ولی این‌قدر این قصه مهم است که امیرالمؤمنین(ع)  به صراحت بیان می‌کند، می‌فرماید فاطمۀ من، خوب کمکی است برای اینکه من بروم خدا را بندگی کنم. ببینید چقدر زیباست!

بخش‌های حساس‌تر مدیریت در خانواده با زن است

  • به هیچ‌وجه مدیریت از زن سلب نمی‌شود بلکه بخش‌های حساس‌تر مدیریت در خانواده با او است، و اینکه مدیریت کلان با مرد هست، هیچ فضیلتی برای مرد محسوب نمی‌شود. آیۀ قرآن می‌فرماید: «وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلى‏ بَعْضٍ لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْن‏» (نساء/۳۲) موقعیت‌های همدیگر را تمنا نکنید، هرکسی در موقعیت خودش، شروع کند به کارکردن و سعی‌کند کار خودش را قشنگ اجرا کند.

بچه اگر از کودکی، مدیریت را یاد بگیرد، نقش‌پذیری را هم می‌آموزد

  • بچه اگر از همان دوران کودکی، مدیریت را یاد گرفته باشد، نقش‌پذیری را هم یاد می‌گیرد، بچه‌ها باید در گروه شروع کنند به فعالیت‌کردن و تقسیم کارکردن باهمدیگر و هر دفعه یک نقشی را بپذیرند. لذا تئاتر بازی‌کردن برای بچه‌های دبستانی فوق‌العاده ضروری و لازم است.
  •  بچه‌ها باید تئاتر بازی کنند. نگویید «مگر اینها می‌خواهد هنرپیشه بشوند؟!» به هنرپیشگی چه ربطی دارد؟ مگر وقتی بچه‌ها در حیاط مدرسه توپ‌بازی می‌کنند، می‌خواهند بروند فوتبالیست بشوند یا عضو تیم‌ملی بشوند؟ اکثرشان می‌خواهند بروند مهندس یا دکتر یا طلبه و.. بشوند اما توپ‌بازی هم دارند می‌کنند، پس چرا توپ‌بازی می‌کنند؟

چرا تئاتر بازی‌کردن برای بچۀ دبستانی لازم است؟

  • اگر بچه‌ها تئاتر بازی کنند، ارزشش خیلی بالاتر از توپ‌بازی است. وقتی کسی تئاتر بازی کرد، یعنی یک نقشی پیدا می‌کند که در این نقش، یک رفتاری را انجام می‌دهد و بعد، کارگردان به او می‌گوید: «حالا از این نقش بیرون بیا و برو توی نقش بعدی!» او هم می‌رود توی نقش بعدی و دوباره یک نقش دیگر را تجربه می‌کند. آن‌وقت اگر از یک طلبه‌ای مثل بنده  بخواهند که برای این بچه‌ها دربارۀ نماز صحبت بکنم، من یک جلسه می‌روم به آنها می‌گویم: «بچه‌ها وقتی که رفتید سر نماز، حس عبد بگیرید!» بچه‌هایی که تئاتر بازی کرده‌اند، توان درک این حرف را دارند اما آن بچه‌ای که تئاتر بازی نکرده است، اصلاً نمی‌فهمد اینکه «حس عبد بگیرید» یعنی چه؟ آن‌وقت شما چطور می‌‌خواهید این را به بچه بفهمانید؟!
  • بچه باید نقش بپذیرد! حتی خوب است که بچه‌ها بتوانند در یک تئاتر، چندبار نقش عوض کنند و دوباره اجرا کنند؛ مثلاً یک‌بار نقش پدر، یک‌بار نقش پسر، یک‌بار نقش معلم و… بعد ببینند چطوری توی نقش خودشان قرار می‌گیرند؟ البته این بچه‌ها اکثراً بنا نیست در حد تیم ملی، بازیگر بشوند! یعنی بنا نیست حرفه‌ای به این کار ادامه بدهند و ما هم نمی‌‌خواهیم در کار بازیگرها و تئاتری‌ها و سینمایی‌ها دخالت کنیم! این بچه همان‌طوری که در حیاط مدرسه فوتبال بازی می‌کند، دارد تئاتر هم بازی می‌کند ولی برایش مفید‌تر است از اینکه دنبال یک توپ قل‌قلی بیفتد و به نتیجۀ خاصی هم نرسد!
  • به‌جای فوتبال، ورزش‌های خیلی بهتری هم وجود دارد که طبیعتاً بنده کوهنوردی را پیشنهاد می‌کنم. البته در فوتبال هم یک کار جمعی وجود دارد که در آنجا نقش‌پذیری-به یک نوعی- هست، منتها به‌هیچ‌وجه اثرش به اندازۀ نقش‌پذیری در تئاتر نیست.

ما در جریان مدیریت، نقش‌پذیری را هم تمرین می‌کنیم

  • ما در جریان مدیریت، نقش‌پذیری را هم تمرین می‌کنیم، وقتی نقش‌پذیری را تمرین کردیم و بعد به یک محیطی رفتیم که یک‌کسی مدیر بود، از او می‌پذیریم که مدیریت کند، چون می‌دانیم که «او الان مدیر است و یک مدیر هم باید همین رفتارها را انجام بدهد و من الان کارمند هستم…» یا اگر خود ما مدیر شدیم، می‌دانیم با کارمندهای خودمان چگونه باید برخورد کنیم.
  • آموختن مدیریت یک توامندی فوق‌العاده است، در خانه مدیریت کلان برعهدۀ مرد است و مدیریتی که داخل خانه هست، برعهدۀ خانم است. در واقع به تعبیری که از منابع دینی پیدا کرده‌ایم-و اخیراً این تعبیر را برخی از اندیشمندان علوم انسانی هم گفته‌اند- این است که «مدیریت عاطفی در خانه با زن است»

اینکه مدیریت عاطفی با زن است؛ یعنی بر مرد هم مدیریت دارد

  • اینکه در خانه مدیریت عاطفی با زن است، یعنی بر مرد هم مدیریت دارد. عده‌ای به دیدن امام‌حسین‌(ع) آمدند و دیدند که حضرت در خانه‌اش، پرده و پُشتی گذاشته است، گفتند: وضع خانۀ شما خیلی پررونق شده، درحالی‌که خانۀ پدر شما خیلی زاهدانه‌تر بود. حضرت فرمود: همسرم این‌طوری دوست دارد (امام صادق(ع): دَخَلَ قَوْمٌ عَلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فَقَالُوا یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ نَرَى فِی مَنْزِلِکَ أَشْیَاءَ نَکْرَهُهَا وَ إِذَا فِی مَنْزِلِهِ بُسُطٌ وَ نَمَارِقُ فَقَالَ ع إِنَّا نَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ فَنُعْطِیهِنَّ مُهُورَهُنَّ فَیَشْتَرِینَ مَا شِئْنَ لَیْسَ لَنَا مِنْهُ شَیْ‏ءٌ ؛کافی/۶/۴۷۶) در اینجا می‌توان گفت که خانم امام‌حسین(ع) دارد ایشان را مدیریت می‌کند
  • یک کسی به دیدن امام باقر‌(ع) آمد و دید که ایشان تقریباً لباس قرمز پوشیده است، گفت: چرا این لباس قرمز رنگ را پوشیده‌اید؟ حضرت فرمودند: این رنگ را خانمم دوست دارد؛ من هم برای داخل خانه پوشیدم، برای بیرون که نپوشیدم. (دَخَلْتُ عَلَى أَبِی جَعْفَرٍ ع وَ عَلَیْهِ مِلْحَفَةٌ حَمْرَاءُ جَدِیدَةٌ شَدِیدَةُ الْحُمْرَةِ…؛ کافی/۶/۴۴۷) یعنی خانم می‌گوید من این را دوست دارم و دارد رفتار مردش را مدیریت می‌کند و مردش هم امام معصوم است! از نظر معنوی، یک همسر خوب می‌تواند کمک خوبی برای بندگی خدا باشد «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّه‏» از نظر زندگی عادی هم این مدیریت را توسط خانم در خانه می‌بینید.

گاهی مرد و زن باهم، بچه‌ها را مدیریت می‌کنند

  • وقتی می‌گوییم «مدیریت در خانه» فقط مقصودمان مدیریتِ مرد نیست، ضمن اینکه گاهی مرد و زن باهم، بچه‌ها را مدیریت می‌کنند. شاید یکی از حکمت‌ها یا دلائل اینکه مرد و زن باید دو نفر باشند تا بچه داشته باشند، به‌خاطر این باشد که اصلاً تربیت بچه با تئاتر خیلی بهتر ممکن است! این مامان و بابا نقش بازی می‌کنند و این بچه تربیت می‌شود!
  • مثلاً اگر خانواده‌ای فقط یک فرزند دارند و پدر و مادر می‌بینند که بچه‌‌شان قُدبازی در می‌آورد و عذرخواهی بلد نیست، می‌توانند یک برنامه‌ای بین خودشان بگذارند و باهمدیگر، نقشِ عذرخواهی‌کردن را جلوی بچه، بازی کنند. مثلاً این خانم مدام به آقا می‌گوید «من معذرت می‌خواهم، واقعاً معذرت می‌خواهم» او هم می‌گوید «خُب اشکال ندارد، من بخشیدم» دوباره چند دقیقه دیگر، آقا می‌گوید «واقعاً من معذرت می‌خواهم…» این بچه یک‌بار به پدر نگاه می‌کند و یک‌بار به مادر نگاه می‌کند و می‌بیند که اینها چقدر از همدیگر عذرخواهی می‌کنند! یکی دو هفته بعد، کم‌کم خودش هم شروع می‌کند به عذرخواهی کردن.

پدر و مادر با همدیگر، نقش بازی می‌کنند و رفتار بچه را مدیریت می‌کنند

  • یعنی گاهی پدر و مادر با مشارکت همدیگر، نقش بازی می‌کنند و رفتار بچه را مدیریت می‌کنند. البته بهترین شیوۀ تربیت بچه این است که بچه‌های دیگری هم  در این خانواهد باشند و بعد در درگیری بین بچه‌ها و اتفاق‌هایی که در خانه می‌افتد، بچه‌ها خود به‌خود خیلی چیزها را یاد می‌گیرند. وقتی در یک خانواده چندتا بچه باشند و بچه‌ها ببینند که مادر یا پدر دارند برنامه‌ها و خواسته‌های بچه‌ها را مدیریت می‌کنند، کم‌کم خودشان هم مدیریت را یاد می‌گیرند.
  • البته بعضی‌ها کلاً مدیریت‌گریز هستند، آنها لابد با سگ و گربه زندگی می‌کنند. چون بالاخره مدیریت‌کردن آدم، کار سختی است و آنها می‌خواهند از این سختی فرار کنند، لذا به‌سراغ برخی حیوانات می‌روند.
  • وقتی از مدیریت در خانواده صحبت می‌کنیم، هم مدیریت مرد را می‌گوییم و هم مدیریت زن را. البته نسبت این دوتا مدیریت باهمدیگر بحث بسیار مفصلی دارد که الان نمی‌خواهیم به آن بپردازیم، فقط به همین جمله اکتفا می‌کنیم که «مدیریت کلان خانواده با مرد است و مدیریت داخل خانه و مدیریت عاطفی با زن هست» این یک تقسیم مدیریتی است که به‌جای خودش محفوظ است. ولی هردوی اینها مدیر هستند، هردوتا باید رفتار خودشان و روابط‌شان و اتفاق‌هایی که در خانه می‌افتد را مدیریت کنند و البته در این زمینه، ما در جامعه‌مان ضعف زیاد داریم.

برای مدیریت جامعه لااقل دو سطح قائلیم:

  •   تا اینجای بحث؛ «مدیریت خود» و «مدیریت خانواده» را یک‌مقدار توضیح دادیم و فقط یک بخش دیگر می‌ماند که «مدیریت جامعه» است. برای مدیریت در جامعه هم لااقل دو سطح قائل هستیم (البته در اینجا صرفاً در حد بحث خودمان این تقسیم‌بندی را مطرح می‌کنیم و الا بحث مدیریت، خودش به یک دورۀ کارشناسی ارشد و دکترا نیاز دارد)
  • مدیریت جامعه، لااقل دو سطح دارد: «مدیریت سازمان‌ها و نهادها و…» مثلاً مدیر یک مدرسه، مدیر یک دانشگاه، مدیر یک اداره، مدیر یک کارخانه و… یکی دیگر هم مدیریت‌های کلان اجتماعی است که اصطلاحاً ممکن است به مدیرانش بگویند «مقامات سیاسی»؛ مثلاً استاندار، رئیس‌جمهور، رهبر، نمایندۀ مجلس و…وقتی از «مدیریت در جامعه» صحبت می‌کنیم، هر دو نوع یا هر دو سطح این مدیریت را در نظر می‌گیریم.

مدیریتِ خود، مدیریت خانواده و مدیریت جامعه، اصول مشترکی دارند

  • راز این بحث و گفتگوی ما دربارۀ مدیریت، این است که «اصول مشترکی» وجود دارد برای مدیریت خود، مدیریت خانواده و مدیریت جامعه (در هر دو سطح).
  • اولین اصل مهم در مدیریت چیست؟ بگویید اولین و مهم‌ترین آسیب مدیریت چیست، تا بنده بگویم اولین اصلی که در مدیریت باید رعایت بشود چیست؟ اولین لطمه‌ای که در جریان مدیریت، به انسان‌ها یا جامعۀ انسانی وارد می‌شود چیست که معمولاً کسی حواسش به آن نیست؟
  • وقتی به یک کسی چاقوی تیز می‌دهند و می‌گویند «این میوه را پوست بکن یا این پیاز را خرد کن» اولین چیزی که  می‌گویند این است که «مراقب باش دستت را نبری؛ این چاقو خیلی تیز است!» اولین ضرری که چاقو می‌تواند بزند، این است که ممکن است دست آدم را ببرد، لذا اولین توصیه این است که «مواظب باش، این چاقو دستت را نبرد»

اولین اصل در مدیریت، رعایت کرامت و عزت انسان است

  • مدیریت در واقع یک‌جور قدرت، یک‌جور برتری، یک‌جور اختیار برای اداره‌کردن، پدید می‌آورد و این هم اجتناب‌ناپذیر است، نمی‌شود که انسان‌ها بدون مدیریت، باهم زندگی کنند. اولین آسیب مدیریت، همان چیزی است که اولین توصیه یا اولین اصل مدیریت را شکل می‌دهد و آن «رعایت کرامت و عزت انسان» است.
  • آقایی که مدیر شده‌ای، می‌خواهی چه‌کار کنی؟ مثلاً می‌گوید: «می‌خواهم کارخانه‌ام این تولید را داشته باشد…» خُب یک‌وقت به‌خاطر اینکه کارخانه‌‌ات این تولید را داشته باشد، کارگر را له نکنی؛ عزت و کرامت او را لِه نکنی! از این کارگرها، هرجوری استفاده نکنی تا به‌هر قیمتی کارِ کارخانه‌ات راه بیفتد!

در مدیریت جامعه هم اولین اصل، حفظ کرامت و عزت مردم است

  •  آقای سیاست‌مدار! یک‌وقت برای اینکه جامعه را به هدفی که مد نظر داری-که نمی‌دانم هدفت خوب است یا بد- برسانی، عزت جامعه و کرامت انسان‌ها را از بین نبری! باید عزت و کرامت مردم را حفظ کنی!
  • اگر یک‌کسی رفت برای انتخابات کاندیدا شد، اما در جریان کاندیداتوری، تبلیغات و سبک برخوردش یک‌جوری بود که عزت جامعه و عزت مردم را لکه‌دار می‌کرد، او شایستگی حضور در مدیریت کلان جامعه را ندارد. مثلاً کاندیدایی که خیلی راحت می‌ایستد و تخریب می‌کند، دروغ می‌گوید و عین بی‌بی‌سی خبیث رفتار می‌کند، این فرد باید از جریان انتخابات کنار گذاشته شود؛ تعارف که نداریم! چرا؟ برای اینکه عزت جامعه را حفظ نکرده است!
  •  بالاخره در هر سطحی از مدیریت، اصل اول «به هدف رسیدن» نیست که مدیران معمولاً مد نظرشان است، بلکه اصل اول، حفظ کرامت و عزت انسان است. رسول خدا(ص) و ائمۀ هدی(ع) در جریان مدیریت جامعه، این اصل را رعایت می‌کردند. حالا اگر خواستی این اصل را رعایت کنی، اما ضربه خوردی یا مسخره‌ات کردند، تکلیف چیست؟ اشکالی ندارد، کمااینکه نمونه‌هایش در زندگی انبیاء و اولیاء وجود دارد.

در خانواده هم اصل اول مدیریت، حفظ کرامت و عزت است

  • حالا ببینیم در خانواده، اصل اول مدیریت چیست؟ پدر و مادر عزیز، شما که می‌خواهی بچه‌ات را مدیریت کنی. بعضی‌ها کرامت و عزت بچه‌های‌شان را رعایت نمی‌کنند و می‌خواهند به هر قیمتی که شده، بچه‌شان در فلان رشتۀ کنکور برود قبول بشود! این‌طوری که درست نیست. بعضی‌ها بچه‌شان را می‌سوزانند، بچه‌شان را پنهان‌کار می‌کنند، بچه‌شان را ذلیل می‌کنند، برای اینکه به نتیجۀ خاصی در اهداف تربیتی برسند، درحالی‌که نباید این کار را بکنید! اگر می‌خواهید بچه شما نمازخوان بشود، باید با حفظ کرامت باشد، اگر می‌خواهد درس‌خوان بشود، با حفظ کرامت باشد، هر افتخاری را برای خانواده می‌خواهد تأمین بکند، باید با حفظ کرامت بچه باشد.
  • شاید بگویید: «اینکه جزء اصول تربیت است!» بله، طبیعتاً بخشی از مدیریت در خانواده، بحث تربیت است؛ کمااینکه «مدیریت خود» هم درواقع همان خودسازی است.

در «مدیریتِ خود» هم اولین اصل، رعایت عزت و کرامت است

  •  اگر خواستی خودت را مدیریت بکنی، اولین اصلی که باید در نظر بگیری همان «عزت» است! مگر در مدیریتِ خود، اولین ضرری که ممکن است به آدم برسد، عزت است؟ بله!
  • شما در مدیریت یک مدرسه، چندتا دانش‌آموز را داری مدیریت می‌کنی، در مدیریت خانه هم، چند نفر را داری مدیریت می‌کنی، در مدیریت کارخانه هم یک عده کارگر را مدیریت می‌کنی در مدیریت جامعۀ کلان‌تر هم به شرح ایضاً. اما در مدیریت خودت داری چه‌کار می‌کنی؟ در مدیریت خودت، چندتا «خواسته» را داری مدیریت می‌کنی. اگر به حرف شرترین و شلوغ‌کننده‌ترین خواسته‌های خودت گوش بدهی، آنها ذلیلت می‌کنند.
  • هر موقع خواستی هر خواسته‌ای را جواب بدهی، اول به آن بگو: «من نباید ذلیل بشوم» شما این حرف را ببرید پیش علمای اخلاق، اساتید عرفان یا کسانی که همۀ کتاب‌‌های تهذیب نفس و تزکیۀ نفس را خوانده‌اند، بگویید: «آیا این لااقل جزء اولین‌ها هست یا نه؟» اینکه «عزت و کرامت خودت را حفظ کن!»
    •  امام صادق(ع) می‌فرماید: «ما مَا أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَکُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ» (کافی/۲/۳۲۰) چقدر زشت است برای انسان مؤمن که یک میلی داشته باشد که این میل، او را ذلیلش بکند.
  • مادرها وقتی می‌خواهند بچه‌های‌شان را باحیا بار بیاورند چه‌کار را می‌کنند؛ مثلاً وقتی می‌خواهند به مهمانی بروند، به بچه می‌گویند: «اگر به میوه یا شیرینی خیلی میل پیدا کردی که بخوری، آبروی ما را نبری! بگذار من خودم به تو می‌دهم، یا صبر کن خودِ میزبان تعارف کند…» این خیلی مهم است که شما بتوانی بچه‌ات را مدیر بار بیاوری برای کنترل نفسش؛ این یعنی همان «مبارزه با هوای نفس» که گفته می‌شود.

مهم‌ترین عامل بازدارنده برای حفظ کرامت و عزت نفس «حیا» است

  •  یکی از عوامل بازدارنده «حیا» است؛ حیا مهم‌ترین عامل بازدارنده برای حفظ کرامت نفس و عزت نفس است. اگر خواستی خودت را مدیریت کنی، اول عزت نفس خودت را رعایت کن و بعدش به حرف‌های دوست‌داشتنی‌ها و دل‌بخواهی‌های خودت گوش کن. کسی که نتواند با رعایت این اصل (رعایت عزت و کرامت نفس) خودش را مدیریت کند، پس‌فردا در جامعه اگر او را رئیس کارخانه‌ای بگذارید، نمی‌تواند در یک کارخانه هم مدیریت صحیح انجام بدهد.
  • اگر خواستید خودتان را مدیریت کنید، عزت نفس خودتان را-به‌عنوان یک اصل اولیه- نگه دارید. دربارۀ «عزت نفس در زندگی فردی» خیلی می‌شود مثال زد؛ مثلاً کسی که دروغ می‌گوید خودش را پیش خودش ذلیل کرده است. تو حق نداری خودت را پیش خودت ذلیل بکنی! این‌قدر اثرات بدی دارد که اگر روی مغزت سنسور بگذارند، آثارش را نشان می‌دهد، حتی روی جسمت و روی قیافه‌ات هم آثارش را نشان می‌دهد، چون خودت می‌فهمی کار بدی کرده‌ای! یک مملکتی در درون ما هست! لذا اگر چندتا سنسور بگذارند، خیلی راحت می‌توانند بفهمند که طرف دروغ می‌گوید، چون او دارد خودش را داغون می‌کند و آثارش معلوم می‌شود.

هیچ گناهی را بدون استغفار رها نکنید و الا خرابی‌اش در وجودتان می‌ماند

  • استغفار پیش پروردگار عالم یکی از آثار بسیار مهمش این است که می‌گوید «تو خودت را پیش خودت ذلیل و داغون کرده‌ای، اما بیا پیش من استغفار کن، من دوستت می‌دارم و به تو احترام می‌گذارم تا این خرابکاری‌ات جبران بشود» پس نگذار این گناه بماند. هیچ گناهی را بدون استغفار رها نکنید و الا خرابی‌اش در وجودتان می‌ماند.
  • باید خود را مدیریت کرد و در مقام مدیریتِ خود، عزت نفس انسان حفظ می‌شود. حالا فرهنگ غرب دارد چه‌کار می‌کند؟ یکی از کارهایی که می‌کند این است که می‌گوید «هیچ چیزی بد نیست، خودت را خلاص کن! این کار که مغایر عزت نفس نیست! آن هم مغایر عزت نفس نیست…» البته اندیشمندان غربی هم کم‌کم دارند از این حرف برمی‌گردند و می‌گویند «این کار که مخالف عزت نفس است… با آن کار، روحش داغون می‌شود و…»

«حیا» یکی از جلوه‌های رعایت عزت نفس است

  • در مقام مدیریتِ خودمان، رعایت اصل عزت نفس واقعاً یک اصل کلیدی است، رعایت اصل عزت نفس، یکی از جلوه‌هایش در حیا است. رسول خدا(ص) فرمود: یک حرفی از انبیاء گذشته باقی مانده که تبدیل شده است به ضرب‌المثل و همۀ اقوام بلد هستند، من هم آن را می‌گویم: «إِذَا لَمْ تَسْتَحْیِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ» اگر حیا نداری دیگر هرکاری دلت می‌خواهد انجام بده! در این‌صورت منِ پیغمبر هم برایت کاری نمی‌توانم بکنم. (لَمْ یَبْقَ مِنْ أَمْثَالِ الْأَنْبِیَاءِ إِلَّا قَوْلُ النَّاسِ إِذَا لَمْ تَسْتَحْیِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ؛ امالی‌صدوق/۵۱۰)
  • در روایت دارد؛ نهایتِ حیاء این است که آدم از خودش خجالت بکشد! (غَایَةُ الْحَیَاءِ أَنْ یَسْتَحْیِیَ الْمُؤْمِنُ مِنْ نَفْسِه‏؛ ۶۳۶۹) در مدیریت می‌دانید که حساب‌کتاب و محاسبه و کنترل، یکی از اصول یا اقدامات بسیار مهم مدیریتی است، جالب اینجاست که در بحث «مدیریتِ خود» هم می‌بینید که فرموده‌اند: «حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا» (غررالحکم/۴۷۴۱)
  •  همان‌طور که مدیریت بیرونی، بدون حساب‌کتاب اصلاً امکان ندارد در «مدیریتِ خود» هم باید حساب و کتاب کنیم، در مدیریت خانواده هم همین‌طور است؛ یعنی اینها یکی است. وقتی یگانگیِ اینها را دیدیم، دیگر در حد و اندازه‌های کلان هم سیاست و دیانت را از هم جدا نمی‌دانیم، آن‌وقت هر کسی را سیاست‌مدار یا مدیر نمی‌کنیم، بلکه می‌بینیم او خودش را کجا ساخته است؟ آیا «مدیریتِ خود» را درست انجام داده است که حالا بخواهد دیگران را مدیریت کند؟

به ما گفتند نیروهای «ارزشی» که به خودشان بگویند «واقع‌بین!»

  • اینها بحث ارزشی نیست، إن‌شاءالله شما به زودی خواهید دید که اینها یک‌روزی به بحث‌های فنیِ اجتماعی تبدیل می‌شود و دیگر به این حرف‌های بیهوده‌ای که از ادبیات غرب آمده است توجهی نمی‌کنیم؛ مثلاً بحث بر سرِ «ارزش‌ها» و «واقعیت‌ها»! به ما گفتند نیروهای «ارزشی» که به خودشان بگویند «واقع‌بین!» و الا قصدشان این نبود که به ما احترام بگذارند! ما هم گفتیم «ارزش که چیز خوبی است پس ما نیروهای ارزشی هستیم!» نخیر؛ ما نیروهای واقع‌بین هستیم.
  • در اسلام هم هرچه داریم، همه‌اش واقعیت است. بزرگ‌‌ترین واقعیت، خود خداست، تقرب به خدا بزرگ‌ترین منفعت را ایجاد می‌کند و اینها همه واقعیت است. اصلاً ارزش چیست که برخی می‌گویند «ما باید ارزش‌ها را پاس بداریم!» یا «ارزش‌های اخلاقی را پاس بداریم!» ما یک سلسله واقعیت‌ها داریم، مثلاً اینکه شما وقتی دروغ می‌گویید به‌صورت فیزیولوژیک، روی شما اثر دارد، در آینده‌ات هم اثر وضعی دارد، خدا را هم از خودت غضبناک کرده‌ای! خُب اینها همه‌اش واقعیت است، چرا می‌گویید «راست و دروغ، ارزش است»؟! چرا می‌گذارید یک عده‌ای از زیر این واقعیت‌ها فرار کنند و بگویند «حالا ما زیاد ارزشی نیستیم!» نخیر، شما واقع‌بین نیستی! اینها واقعیت‌هایی است که ما باید با آنها درگیر بشویم، و در بین این واقعیت‌ها، واقعیت‌های ضررزننده را کنار بزنیم و واقعیت‌های سودرساننده را جلو بیاوریم.

در خانواده «کرامت» حرف اول را می‌زند / در خانواده، ادب مقدم است بر محبت!

  •  در «مدیریتِ خود» کرامت یک اصل است، در مدیریت خانواده هم کرامت یک اصل است. حالا یک‌مقدار به مدیریت خانواده می‌پردازیم. در خانواده، کرامت حرف اول را می‌زند؛ یعنی کرامت و عزت نفس در خانواده مقدم بر محبت است، یعنی ادب واجب‌تر از محبت است!
  • اکثر دستورات اسلام، حداقل‌ها را تضمین می‌کند که تخطی نکنیم. شرعیات تنظیم‌کنندۀ آداب است. لذا رسول خدا(ص) وقتی می‌خواهد بفرماید که من علی‌بن‌ابیطالب را بر اساس دین بار آورده‌ام، می‌فرماید: «علیٌّ أدیبی» علی‌ ادب‌شدۀ من است «أَنَا أَدِیبُ اللَّهِ وَ عَلِیٌّ أَدِیبِی‏» (مکارم‌الاخلاق/۱۷) ادب یعنی آن حداقل‌هایی که «دوست داری یا دوست نداری» باید رعایتش بکنی. در خانواده ادب مقدم است بر محبت! کرامت انسان‌ها باید حفظ بشود.
  • می‌فرماید: «أَکْرِمُوا أَوْلَادَکُمْ وَ أَحْسِنُوا أَدَبَهُم‏» (مکارم‌الاخلاق/۲۲۲) اکرام کنید بچه‌های خودتان را و خوب آنها را مؤدب بار بیاورید. پس محبت چه می‌شود؟ محبت مرحلۀ دوم است. اگر شما محبت را جای ادب بگذاری، می‌دانی چه اتفاقی می‌افتد؟ این فرد وقتی محبت نداشت، فحش و ناسزا می‌دهد! وقتی محبت نداشت بی‌اعتنایی می‌کند، قهر می‌کند و رفتار زشت انجام می‌دهد!

در خانه، محبت اول نیست، بلکه آرامش اول است!

  • وقتی محبت را جای ادب بگذاری، چون محبت نوسان دارد (کم و زیاد دارد) وقتی به یک کسی بیشتر علاقه‌مندتر می‌شود، به او ابراز محبت می‌شود و تبعیض ناروا در خانه می‌آید. در خانه، محبت اول نیست، بلکه آرامش اول است! «و مِن آیاته» از آیات الهی این است که از نفس شما یک زوجی برای شما آفرید؛ برای مرد زن، برای زن مرد، «لِتَسکُنوا إلیها» تا کنار او آرامش پیدا کنی (نه اینکه در کنار او عشق و عاطفه پیدا بکنی!) آرامش با احترام است، آرامش با این است که «این هیچ‌وقت به من توهین نمی‌کند، هیچ‌وقت عیب من را پشت سر من نمی‌گوید، هیچ‌وقت من را خراب نمی‌کند، هیچ‌وقت به من خیانت نمی‌کند» هدف تشکیل خانواده، اول آرامش است، آرامش هم با ادب است، ادب یعنی همین کرامت نفس و همین عزت.
  • وقتی در یک خانواده افراد در کنار همدیگر قرار گرفتند اصل اول، ادب است، اما خیلی‌ها مدام می‌گویند: «با محبت، همدیگر را دوست داشته باشید» اولاً دوست‌داشتن که زوری نمی‌شود! ثانیاً «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً» (نهج‌البلاغه/حکمت ۳۱۲) گاهی آدم دوست ندارد، گاهی آدم دوست دارد. قلب انسان این‌گونه است؛ چیزهایی را که دوست دارد، بعضی وقت‌ها زیاد خوشش نمی‌آید. شما امام حسین(ع) را دوست دارید؛ یک شب گریه می‌کنید، یک شب گریه نمی‌کنید. اما هرشب به هیئت می‌روی و می‌گویی «بی‌ادبی است اگر نروم! ماه محرم است…»

ادب یعنی احترام و احترام یعنی رعایت اصل کرامت نفس

  •  ادب یعنی احترام و احترام یعنی رعایت اصل کرامت نفس. من باید احترام بچه‌ام را حفظ کنم، احترام همسر باید حفظ بشود، احترام نباید از بین برود. عاق والدین شدن به‌خاطر دوست نداشتن بابا و مامان نیست؛ ممکن است یک کسی بابا و مامانش را دوست نداشته باشد، ولی اگر هم دوست ندارد، بی‌ادبی نباید بکند، چون اصل کرامت و اصل حرمت انسان، اصل اول است.
  • مثلاً یک‌وقت ممکن است مامان در خانه ناراحت شده باشد، ولی باید زبان خودش را کنترل بکند. فضیلت زن در «حسنُ التَبَعُّل» است؛ یعنی خوب شوهرداری کردن (جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّل؛ نهج‌البلاغه/ حکمت۱۳۶) شوهرداری کردن برای زن‌ها سخت است، چرا؟ برای اینکه آقایان نوعاً یک‌مقدار شلختگی دارند و دقت در جزئیات نمی‌کنند، یک‌مقدار هم بی‌عاطفه هستند، یک‌مقدار هم کج سلیقه و بی‌ذوق هستند، لذا کفر این خانم را در می‌آورند و این خانم، باید او را تحملش کند. می‌فرماید: «جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّل» (نهج‌البلاغه/ حکمت۱۳۶) شما نمی‌خواهد جهاد بروی با صدام بجنگی، صدام تو همین شوهر محترم تو است، او را رعایتش کن!
  • «حسنُ التَبَعُّل» خوب شوهرداری کردن است. خُب اگر زن، بی‌ادب باشد، تا رفتار غلطی دید، شمشیرِ اخم را می‌کشد و در قلب او می‌زند. بچه هم این رفتارها را می‌بیند و می‌گوید «وای، چه مادر میرغضبی!» این بچه معمولاً خوب بار نمی‌آید. گاهی اوقات وقتی خانم ناراحت می‌شود، زبان را باز می‌کند به نیش و کنایه!
  • روانشناس‌ها در این‌باره یک حرفی زده‌اند و ائمۀ هدی‌(ع) هم کلامی دارند که خیلی شبیه هم است. روانشناس‌ها به خانم‌ها توصیه می‌کنند که وقتی آقای‌تان به خانه آمد، تا ده دقیقۀ اول (یا بیست‌ دقیقۀ اول) هیچ حرف منفی‌ای نزن، هیچ خواسته‌ای را مطرح نکن، حرف‌های منفی را کنار بگذار؛ هیچی عیبی نگیر، هیچ انتقادی نکن و… اهل‌بیت(ع) هم به خانم‌ها فرموده‌اند: همان اول که آقا به خانه آمد، اظهار عشق کن. (وَ أَنْ‏ تَسْتَقْبِلَهُ عِنْدَ بَابِ بَیْتِهَا فَتُرَحِّبَ بِهِ؛ مکارم‌الاخلاق/۲۱۴) اگر زن این‌طوری برخورد کند، طبیعتاً مرد خیلی آرام می‌شود. این‌طور نباشد که همان اول که آمد بلافاصله مثلاً بگوید «چرا فلان چیز را نخریدی و…»
  •   وقتی این خانم، حرمت حفظ کند و ادب رعایت کند همین رعایت‌کردن احترام، موجب می‌شود بچۀ آنها متعالی بار می‌آید. مهم‌ترین کار خانم «حسنُ التبعُّل» است، در حسن التّبعل هم مهم‌ترین کارش این است که زبانش را نگه دارد.

در مدیریت خانواده، اصل اول «احترام» است

  •  اگر می‌خواهی اطرافیان را مدیریت کنی، رعایت ادب و احترام، اصل اول است، این اصل به‌هیچ‌وجه نباید مخدوش بشود. آقا هم وقتی می‌خواهد مدیریت بکند، باید احترام خانم را رعایت کند. در رسالۀ حقوق امام‌سجاد(ع) آمد است: «عَلَیْکَ فَتُکْرِمَهَا وَ تَرْفُقَ بِهَا وَ إِنْ کَانَ حَقُّکَ عَلَیْهَا أَوْجَب‏» خیلی صریح می‌فرماید: آقا، حق تو بر خانم بیشتر است ولی باید اکرام و ارفاق کنی و باید رفق و مدارا با همسرت داشته باشی؛ باید احترامش را حفظ کنی! فکر نکن اگر حق تو بیشتر است هرکاری دلت خواست می‌توانی انجام بدهی!
  •  در مدیریت خانواده، اصل اول، احترام است. وقتی بچه به بابا و مامان بی‌احترامی می‌کند، لابد بابا و مامان یک‌جایی جلوی بچه‌ها، در ادب کم گذاشته‌اند؛ به ویژه مامان!

پیامبر(ص) این‌قدر اصل کرامت را در مدیریت جامعه رعایت می‌کرد که به ایشان ظلم می‌کردند

  • حالا سراغ مدیریت جامعه برویم و این اصل را در آنجا بررسی کنیم. یک منافقی بود، که می‌آمد پیش پیغمبر(ص) می‌نشست و جاسوسی می‌کرد؛ یعنی اخبار و اطلاعات را می‌گرفت و به منافقین می‌داد. جبرئیل امین آمد به پیغمبر(ص) خبر داد. رسول خدا(ص) صدایش زد و گفت: آقای فلانی، شما از ما پیش دیگران خبر می‌بری؟ گفت: نه این کار را نمی‌کنم! (آن فرد جاسوس، فهمید که جبرئیل امین به پیامبر(ص) خبر داده است)
  • رسول خدا(ص) به او فرمود: واقعاً تو این کار را نمی‌کنی؟ گفت: نه. حضرت با او برخورد بدی نکرد و فرمود: من حرف تو را قبول کردم، ولی از باب نصیحت به او فرمود که بالاخره این کار را نکن. این فرد، پیش منافقین رفت و گفت: رسول خدا چقدر دهن‌بین است، با اینکه جبرئیل به او گفته بود که من جاسوس هستم، اما وقتی من گفتم که این کار را نمی‌کنم، از من قبول کرد! آیه نازل شد؛ «وَ مِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنینَ‏» (توبه/۶۱) ایشان ساده‌لوح نیست، اما با شما ساده برخورد می‌کند.
  • رسول خدا(ص) در ریاست و در مدیریت خودش، این‌قدر احترام می‌گذاشت و این‌قدر ادب رعایت می‌کرد که به ایشان ظلم کردند! شما این حدّ را داشته باشید و ببینید که پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) چقدر رعایت می‌کردند. خانۀ ائمۀ هدی‌(ع) پُر از نور بوده و اکثراً اطرافیان‌شان خوب بودند اما بالاخره در بین آنها هم می‌شود نمونه‌هایی را پیدا کرد؛ مثلاً یک نفر از فامیل‌های امام صادق‌(ع) بود که در نهایت هم عامل قتل امام صادق(ع) شد. هربار که او نزد امام صادق(ع) می‌آمد، حضرت به او محبت می‌کرد. یک نفر به حضرت گفت: شما که می‌دانی او کیست! او خبرچینِ شما است، آخرسر می‌ترسیم که موجب قتل شما هم بشود، حضرت فرمود: می‌دانم!
  • وقتی ابن‌ملجم ملعون ضربت به فرق أمیرالمؤمنین(ع) زد و بعد او را نزد حضرت آوردند، به او فرمود: آیا من بیش از همه به تو محبت نکردم؟ گفت: چرا! (أَبِئْسَ الْإِمَامُ کُنْتُ لَکَ حَتَّى جَازَیْتَنِی بِهَذَا الْجَزَاءِ أَ لَمْ أَکُنْ شَفِیقاً عَلَیْکَ وَ آثَرْتُکَ عَلَى غَیْرِکَ وَ أَحْسَنْتُ إِلَیْکَ وَ زِدْتُ فِی إِعْطَائِکَ أَ لَمْ یَکُنْ یُقَالُ لِی فِیکَ کَذَا وَ کَذَا فَخَلَّیْتُ لَکَ السَّبِیلَ وَ مَنَحْتُکَ عَطَائِی؛ بحارالانوار/۴۲/۲۸۷)

ببینید حد احترام در مدیریت، چقدر است!

  •  ببینید حد احترام در مدیریت، چقدر است! یک‌بار امام‌سجاد(ع) آمدند پشت در و چند بار در زدند اما غلام ایشان در را باز نکرد، غلام را صدا زدند ولی غلام نیامد. بعد از مدتی که آمد دمِ در، آقا فرمود: نمی‌شنیدی؟ گفت چرا! فرمود: پس چرا نیامدی؟ گفت خسته بودم! حضرت خدا را شکر کردند و عرضه داشتند: خدایا ممنونت هستم که مرا جزء کسانی قرار ندادی که زیردست‌هایش از او بترسند و حساب ببرند. شبیه این ماجرا دربارۀ امیرالمؤمنین(ع) نیز نقل شده است. (أَنَّ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ع دَعَا مَمْلُوکَهُ مَرَّتَیْنِ فَلَمْ یُجِبْهُ ثُمَّ أَجَابَهُ فِی الثَّالِثَةِ فَقَالَ لَهُ یَا بُنَیَّ أَ مَا سَمِعْتَ صَوْتِی قَالَ بَلَى قَالَ فَمَا بَالُکَ لَمْ تُجِبْنِی قَالَ أَمِنْتُکَ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ مَمْلُوکِی یَأْمَنِّی‏ ؛ الإرشاد مفید/۲/۱۴۷) (دَعَا ع غُلَاماً لَهُ مِرَاراً فَلَمْ یُجِبْهُ فَخَرَجَ فَوَجَدَهُ عَلَى بَابِ الْبَیْتِ فَقَالَ مَا حَمَلَکَ إِلَى تَرْکِ إِجَابَتِی قَالَ کَسِلْتُ عَنْ إِجَابَتِکَ وَ أَمِنْتُ عُقُوبَتَکَ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنِی مِمَّنْ یَأْمَنُهُ خَلْقُهُ ؛ مناقب آل‌ابیطالب(ع)/۲/۱۱۳)
  • مهم‌ترین آفت مدیریت این است که آدم‌ها را له کنی! مدیر باید مواظب باشد کرامت افراد زیردست خود را حفظ کند. در مدیریت، باید «کرامت مردم»، «کرامت خانواده» و «کرامتِ خود» حفظ بشود.
    (الف۲-ن۲)

آموزش متصل کردن ماینر به استخر

یکشنبه ، ۱۷ شهریور ۱۳۹۸ ۱۸۳ views ۰ دیدگاه نوشته:admin

یکی از سوالاتی که برای تازه کاران رخ میده این هستش که بعد از خرید یک ماینر چطور میتونن از این ماینر کسب دارمد کنند ؟ جواب این سوال رو ما امروز در این پست به صورت کامل سعی میکنیم به شما عزیزان با حوصله و به صورت دقیق بدیم برای همین هم فیلم آموزشی و هم به صورت عکس عکس سعی میکنم به شما توضیحاتی رو ارائه بدم

چگونه از از طریق ماینر بیت کوین کسب درامد کنیم ؟

زمانی که ماینر داشته باشید زمان اون میرسه تا اون رو به یک استخر متصل کنید . استخر به این معناست که تعداد بسیار زیادی ماینربه صورت همزمان در حال حل بلاک های اطلاعاتی هستند و در قبال پاداش به اون ها بیت کوین جایزه داده میشه (در صورت اتصال به استخر بقیه ارز های دیجیتال به شما ارز دیگه ای به عنوان پاداش داده خواهد شد )

اگر هم دوست داشتید میتونید به بخش : کسب بیت کوین رایگان

آموزش ثبت نام در استخر بیت کوین به صورت تصویری

نحوه ثبت نام در این سایت بسیار ساده هستش حتما باید با یک ایمیل gmail شروع به ثبت نام کنید وقتی ایمیل خودتتون رو وارد گزینه get code رو بزنید برای شما یک کد تایید به ایمیلتون ارسال خواهد شد اون کدی که برای شما در داخل ایملتون اومده رو باید در این بخش وارد کنید و در نهایت گزینه sing up رو بزنید

آموزش ثبت نام در استخر بیت کوین

به همین راحتی شما در این استخر ثبت نام کردید حالا باید لینک مخصوص خودتون که باید وارد ماینر کنید رو از داخل سایت بدست بیاری به صورت ترتیبی وارد بخش هایی که میگم بشید

  1. dashbord
  2. myhash rate
  3. پایین پایین صفحه قسمت stratum url

در این قسمتی که به شما معرفی کردم میتونید آدرس مخصوص خودتون رو کپی کنید در عکس زیر هم به شما این لینک نمایش داده شده است

لینک مخصوص ماینر بیت کوین

متصل شدن به ماینر از طریق کامپیوتر

خوب میرسیم به اصل مطلب که سایت مجله سلامت یاثار این توضیحات رو بیان کینه که چجوری میتونیم از طریق کامپیوتر (یا لب تاب و یا نوت پد ) به یک ماینر متصل بشیم . خوب باید ماینر راه اندازی بشه و از طریق کابل به اینترنت متصل بشه . کامپیوتر شما هم باید دقیقا به همون اینترنتی که ماینر متصل شده وصل بشه بعد از اون با رایانه خودتون وارد آیپی ۱۹۲٫۱۶۸٫۱٫۱ بشید وارد قسمت ادمین بشید و در واقع واردستینگ اینترنت خوتون میشید و از طریق قسمت نتورک میتونید آیپی داخلی ماینر رو پیدا کنید که در اکثر مواقع آیپی

۱۹۲٫۱۶۸٫۱٫۱۰۱ – ۱۹۲٫۱۶۸٫۱٫۱۰۰ – ۱۹۲٫۱۶۸٫۱٫۱۰۲ هستش

وقتی وارد آیپی خود ماینر بشید از شما نام کاربری و رمز عبور مربوط به ماینر و میخواد که در اکثر موارد admin هم نام کاربری هستش و هم رمز عبور که اگر اینطور نباشه و در واقع دستگاه شما دسته دوم هستش شما باید برید از کسی که دستگاه رو تهیه کرده اید نام کاربری و رمز عبور رو بپرسید

 در کل دستگاه شما اگر شرکت بیت مین باشه و یا دراگون ماینر باشه صفحه ای شبیه به تصاویر زیر برای شما باز میشه ولی در کل تمامی ماینر ها روند یک سانی دارند که خودتون مثل شماره هایی که من میگم به بخش مربوطه میتونید برید و آدرس استخر را وارد نمایید :

  1. وارد بخش setting و یا miner configuration شوید
  2. وارد بخش استخر یا pool شوید یا به صورت اتومات وارد این صفحه خواهید شد
  3.  آدرس استخر و نام کارگر و رمز عبور را وارد کنید و گزینه تایید را بزنید
    در موارد هم باز باید  آدرس ا تکراری بزنید
    نام کارگر را با همان شماره بزنید مثلا
    yashar_01
    بعدی yashar.01
    بعدی yashar-07

در تصاویر زیر هم توضیحات به صورت تکمیلی آورده شده است

Antminer اتصال ماینر به استخر

 Antminer اتصال ماینر به استخر

Antminer اتصال ماینر به استخر

dragon miner اتصال ماینر به استخر

dragon miner اتصال ماینر به استخر

dragon miner اتصال ماینر به استخر

به بخش های دیگر سایت ما مثل :

  • دانلود کتاب
  • بخش سلامت
  • بخش دانلود بازی
  • بخش بهداشت
  • بخش تهیه غذا
  • بخش ورزش و سلامت
  • بخش اطلاعات دارویی
  • بخش روانشناسی

هم سر بزنید

 

چرا آخرین آمادگی برای ظهور، اصلاح وضع مدیریت در جامعه است؟

چهارشنبه ، ۱۳ شهریور ۱۳۹۸ ۱۵۱ views ۰ دیدگاه نوشته:mehdi

آخرین آمادگی ما برای ظهور «اصلاح مدیریت» است و نقص بزرگ ما اینجاست!

  •   موضوع بحث ما «آخرین آمادگی برای ظهور» است. چرا می‌گوییم «آخرین آمادگی برای ظهور، پرداختن به مدیریت است» درحالی‌که می‌توانستیم بگوییم «یکی از آمادگی‌هایی که برای ظهور باید پیدا کنیم، این است…»؟ وقتی می‌گوییم «آخرین آمادگی» یعنی بعد از این، عامل دیگری نیست و قبل از این، سایر عواملی که برای آمادگی ظهور لازم است، محقق شده است.
  • وقتی می‌گوییم «آخرین آمادگی ما برای ظهور، اصلاح مدیریت است» یعنی نقص بزرگ ما در اینجاست، قیام به حق در این بخش باید صورت بگیرد، در بخش‌های دیگر، آمادگی نسبی و آمادگی در حد لازم برای ظهور اتفاق افتاده است.

چه عواملی ما را برای ظهور آماده می‌کند؟ /اولین مقدمه برای ظهور، به ستوه آمدن از ظلم است

  • وقتی از «آخرین عامل» صحبت می‌کنیم باید درنظر بگیریم چه عوامل دیگری وجود دارد که ما را برای ظهور آماده می‌کند؟ در اینجا برخی از این عوامل را برمی‌شماریم: یکی از عواملی که زمانۀ ما را برای ظهور آماده می‌کند این است که ظلم زیاد بشود (البته این عامل به آمادگی خودِ ما ربطی ندارد بلکه زمانه را آماده می‌کند) و امروز در جهان می‌بینید که چقدر ظلم زیاد شده است.
  • این خیلی ناجوانمردانه است که آدم بگوید ظلم زیاد نشده است! نمونۀ کوچکی از این ظلم‌ها بمب‌هایی است که بر سر مردم یمن می‌ریزند، نمونۀ کوچکی از این ظلم‌ها قتل‌عامی است که در کشمیر صورت می‌گیرد، نمونۀ کوچکی از این ظلم‌ها غارت‌هایی است که در جهان اسلام دارد توسط مستکبران عالم صورت می‌گیرد، نمونه‌ای از این ظلم‌ها داعشی‌ها و تکفیری‌ها بودند، نمونه‌ای از این ظلم‌ها، همین محدودیت‌هایی است که دشمنان ما برای ما ایجاد می‌کنند و نمی‌گذارند ما به حق‌مان برسیم.
  • نمونه‌های فراوانی از این ظلم‌ها وجود دارد و امروز بشریت از این ظلم‌ها به ستوه آمده است. یک نمونه‌اش مردم فرانسه هستند که تظاهرات هفتگی خودشان را هنوز رها نکرده‌اند و به اعتراض خود ادامه می‌دهند.
  • اولین مقدمه برای ظهور، به ستوه آمدن از ظلم است. البته اگر ظلم زیاد بشود اما کسی ظلم را احساس نکند و دردش نیاید، این آمادگی برای ظهور محسوب نمی‌شود. ولی امروزه در جهان می‌بینیم به ستوه آمدن از ظلم، تحقق پیدا کرده است.

مقدمۀ دوم برای ظهور، رسیدن بشریت به یک «خلأ تئوریک» است

  • یکی دیگر از آمادگی‌ها برای ظهور-که از مهم‌ترین عوامل محسوب می‌شود- این است که دیگر کسی راه‌حلی برای ادارۀ جوامع بشری نداشته باشد. امروز می‌بینیم که دیگر در دنیا کسی راه‌حل ندارد! حتی برخی از اندیشمندان غربی که می‌گفتند «پایان جهان، دموکراسی است» الان همان‌ها از حرف خود برگشته‌اند و می‌گویند «پایان جهان، دموکراسی نیست!» یعنی تئوریسین‌های نظام سلطه هم عقب نشسته‌اند و یک سکوت مرگباری در جهان حکم‌فرما است!
  • اولین مقدمه برای ظهور «به ستوه آمدن از ظلم» بود. مقدمۀ دوم این است که الان ظلم هست ولی جهان بشریت، دیگر راه‌حلی برای آن سراغ ندارد! امروز جهان بشریت رسیده به اینکه دموکراسی راه‌حلش نیست، رسیده به اینکه نظام سرمایه‌داری و لیبرالیزم و نئولیبرالیزم راه‌حلش نیست؛ دیگر حرف‌های آنها رونق ندارد.
  • امروز جهان بشریت به این خلأ تئوریک رسیده است و منتظر یک جرقه است؛ نه حتی یک انفجار! یعنی منتظر یک‌ذره امید است. همه دنبال یک الگو می‌گردند، ما هم که بلد نیستیم الگوی خودمان را-با زبان بین‌المللی- برای آنها توضیح بدهیم!

حوزه و دانشگاه ما در «ارائۀ پیام دین به زبان بین‌اللملی برای جهانیان» ضعف داشته است

  • متأسفانه این ضعف دانشگاه و حوزۀ ما و در درجۀ اول «حوزۀ علمیه» است که توانایی ندارد پیام دین را به زبان بین‌اللملی به جهانیان عرضه کند.
  • ما توانایی نداریم که دین‌مان را برای جهانیان تبلیغ کنیم! ما نباید طوری دین‌مان را تبلیغ کنیم که اگر کسی حرف ما را شنید فکر کند ما یقه‌اش را گرفته‌ایم که «اول باید مسلمان بشوی!» خُب معمولاً افراد به این سادگی حاضر نیستند دین خود را تغییر بدهند!
  • بنده با برخی از اندیشمندان روسی و همچنین با برخی از نخبگان فرانسوی-که اکثراً مسیحی بودند- گفتگوهایی داشتم، هر دو گروه در ابتدای این گفتگوها اظهار نگرانی می‌کردند از اینکه ما بخواهیم دین خودمان را برایشان تبلیغ کنیم و از آنها بخواهیم که مسلمان بشوند! لذا بنده برایشان توضیح دادم «اصلاً ما از شما نمی‌خواهیم که مسلمان بشوید!» و برای این حرفم دلیل آوردم
  • مثلاً به‌عنوان دلیل گفتم: اگر ما از حجاب صحبت کردیم و شما آمدید مسلمان شدید و از حجاب صحبت کردید، زورمان در عالم برای جا انداختن فرهنگ حجاب کم می‌شود چون همه می‌گویند «مسلمان‌ها دنبال حجاب هستند!» اما اگر شما مسیحی ماندید و بعد به عنوان مسیحی گفتید که ما هم حجاب می‌خواهیم، آن‌وقت زورمان بیشتر می‌شود، چون این مسئله جا می‌افتد که «همۀ ادیان دنبال پوشش مناسب هستند؛ نه‌فقط مسلمان‌ها!» آن‌وقت به دشمنان حجاب می‌گوییم «ببینید که همۀ ادیان حجاب را می‌خواهند! چرا حجاب را مسخره می‌کنید؟!» بسیاری از راه‌حل‌هایی که دین ما برای سبک زندگی ارائه می‌دهد، به‌صورت عقلانی قابل تبیین است، هر کسی (با هر دین و مذهبی که دارد) می‌تواند با عقل خودش این راه‌حل‌ها را تحلیل کند و بفهمد و از آنها استفاده کند و حتماً لازم نیست که مسلمان بشود تا از این راه‌حل‌ها استفاده کند.

ما هنوز نتوانسته‌ایم زیبارترین گوهر دین یعنی «ولایت» را به‌عنوان راه‌حل بین‌المللی برای حیات بشر عرضه کنیم

  • حوزۀ علمیه که زیباترین گوهر دین یعنی «ولایت» را در دست دارد، نتوانسته این را به عنوان یک راه‌حل بین‌المللی برای حیات بشر عرضه کند و زیبایی‌های آن را بگوید. مثلاً نتوانسته این را توضیح دهد که «این روش حکومت، مشکل پارادوکس دموکراسی را حل کرده است!» دانشگاه ما هم نتوانسته است با ادبیات دانشگاهی تجربی، این را تبیین کند؛ خب اینها ضعف ما است!
  •  ما همین اتفاقی که اسلام در کشورمان رقم زده است(ولایت‌فقیه و مردم‌سالاری دینی) را با زبان بین‌المللی و با ادبیات فرادینی برای دیگران توضیح نداده‌ایم حتی در دانشگاه‌های خودمان هم-با ادبیات فرادینی و تجربی- توضیح نداده‌ایم که این اتفاق و تجربۀ تاریخی‌ای که ما به آن رسیده‌ایم، چیست؟ البته اخیراً از سوی برخی اندیشمندان خارجی یک چیزهایی را می‌شنویم که جالب است! یعنی آنها از بیرون دارند به کشور و حکومت ما نگاه می‌کنند و کارشناس‌های آنها بعضاً چیزهایی را می‌گویند که اول باید درسش در دانشگاه‌های ما گفته بشود، اما در اینجا خبری نیست!
  • مثلاً برخی از اندیشمندان و تحلیل‌گران خارجی توضیح می‌دهد که جمهوری اسلامی چگونه توانسته است دین و دموکراسی را باهم تلفیق کند؟ تحلیل‌های قشنگی در این زمینه ارائه می‌دهند؛ آن‌هم با یک نگاه برون دینی و با یک نگاه برون حاکمیتی! یعنی اندیشمندان آنها دارند از وضعیت ما دفاع می‌کنند و می‌گویند که «این علت قدرت ایران است…»
  • جهان دچار خلأ تئوریک است، دنبال راه‌حل می‌گردد، راه‌حلش پیش ما است، این راه‌حلی است که در نهایت جهان به آن خواهد رسید. ما نه برای خودمان این راه‌حل را کامل توضیح داده‌ایم نه برای آنها!

مقدمۀ سوم این است که آدم‌ها «حسادت نسبت به ولیّ خدا» نداشته باشند

  • یکی دیگر از مقدمات و آمادگی‌هایی که برای ظهور باید پیدا کنیم این است که آدم‌ها حسادت نسبت به ولی‌ّ خدا نداشته باشند و برای پذیرش ولایت ولی‌ّالله الاعظم، آمادگی روحی داشته باشند. باید یک آمادگی روحی داشته باشند که بتوانند این حسادت را ریشه‌کن کنند؛ یعنی همان قصۀ حسادت تاریخی حیات بشر که قابیل به هابیل داشت، باید حل بشود.
  • قصۀ هابیل و قابیل در آغاز حیات بشر، درواقع همین «حسادت نسبت به ولیّ خدا» را به ما نشان می‌دهد. أمیرالمؤمنین(ع) به در نامه‌ای به معاویه فرمود: یک خطی از اول تا حالا بوده است و آن‌هم حسادت به ولیّ خداست. ایشان دانه دانه انبیاء را می‌شمارد و حسادت برادران یوسف را مثال می‌زند تا می‌رسد به حسادت معاویه نسبت به خودشان و می‌فرمایند: معاویه، تو هم نسبت به من این حسادت را داری! (قَابِیلُ قَتَلَ هَابِیلَ حَسَداً فَکَانَ مِنَ الْخَاسِرِینَ…فَقَدْ أَبْدَیْتَ عَدَاوَتَکَ لَنَا وَ حَسَدَکَ ؛ الغارات/۱/۱۲۰)

مردم در طول تاریخ پشت دروازۀ حسادت به ولیّ خدا گیر کردند!/ الان مردم از این مرحله عبور کرده‌اند

  • به قول أمیرالمؤمنین(ع) اقوام انبیاء گذشته، پیامبران خودشان را سرِ همین حسادت نسبت به شخص ولیّ خدا کنار گذاشتند. این مسئله باید در تاریخ حل بشود تا امام زمان بیاید، تا وقتی این حسادت، حل نشود ایشان نمی‌آید؛ چون آن کلید نهایی دست ولیّ خدا است و تو باید ذاتاً این‌قدر آدم‌حسابی باشی که برتری ولیّ خدا را بپذیری!
  •  متاسفانه مردم در طول تاریخ، پشت دروازۀ حسادت نسبت به ولیّ خدا گیر کرده بودند ولی الان می‌توانیم این مژده را بدهیم که مردم دیگر از این حرف‌ها گذشته‌اند! مردم رشد کرده‌اند! اربعین را ببینید که مردم چگونه برای احترام به یک ولیّ خدا دور حرم اباعبدالله(ع) جمع می‌شوند!
  • همین جلسات روضه و عزاداری شما دلیل بر این است که بشریت، از دورانی که پشت دروازۀ شوم حسادت متوقف بشود، عبور تاریخی کرده است! اربعین شما دلیل دیگری است؛ ببینید مردم در اربعین، برای عزاداران و عاشقان حسین(ع) چه‌کار می‌کنند و چطور به آنها خدمت می‌کنند!
  • امروز شما می‌بینید که این حسادت، هم به صورت توده‌های انبوه میلیونی و هم در میان نخبگان در سطح و اندازه‌های بسیار گسترده، نابود شده است. بشر امروز از این مرحله عبور کرده و حاضر است نظام تسخیری را بپذیرد و این قصه هم بازگشت‌پذیر نیست که مردم عالم بخواهند به دوران حسادت برگردند، این رشد تاریخی حیات بشر است. این هم یک آمادگی دیگر برای ظهور است.

چهارمین آمادگی برای ظهور این است که معنویت و دین‌داری مردم به حدّ لازم برسد

  • آمادگی دیگری که برای ظهور باید پیدا کنیم، معنویت، دین‌داری، اخلاق و  گناه نکردن مردم است. آیا مردم این‌قدر دین دارند که امام‌زمان(ع) بیایند؟ بله، همین‌مقدار دین‌داری و معنویتی که الان مردم دارند کافی است؛ شما چه انتظاری دارید؟ نکند انتظار دارید که همه در حدّ آیت‌الله العظمی بهجت(ره) باشند؟!
  • «معنویت» یعنی احساس خوب معنوی، محبت به اولیاء خدا، اعتقادات دینی و ایمان به خدا و… «دین‌داری» هم یعنی اینکه آدم اینها را در عمل نشان بدهد. بنده معتقدم که همین مقدار دین‌داری و معنویت-با همۀ آسیب‌هایی که داریم- برای اینکه آدم جامعه را برای ظهور، آماده ببیند، کافی است! امام زمان(ع) در این‌باره، انتظار بیشتری از ما ندارد!
  • همین الان اگر دولت‌مردان ما بهتر عمل کنند، دین‌داری مردم به‌صورت مضاعف و تصاعدی بهتر خواهد شد. همین الان خیلی از بی‌دینی‌ها ناشی از گرفتاری‌های اقتصادی است که مال بی‌تدبیری دولت‌مردان ما است.
  • مردم ما از نظر دین‌داری فردی برای ظهور آماده هستند، البته خوب است که در مقام موعظه بگوییم: «بیایید گناه را ترک کنیم تا امام زمان به ما لطف کنند و ظهورشان نزدیک بشود. فرج آقا را گناه ما دور می‌کند و…» اما این مقدار دین‌داری ما باوجودِ این مشکلات و این موانع دین‌داری و… در جامعۀ ما کافی به‌نظر می‌رسد. البته بعضی‌ها دوباره این حرف‌ را دستمایۀ بی‌دینی و ترویج بی‌بند و باری قرار ندهند و نگویند که فلانی گفت «همین مقدار دین‌داری از سرمان هم زیاد است!»

آمادگی پنجم برای ظهور این است که «ظهور را تمنا کنیم و برایش ضجه بزنیم»

  •  آمادگی دیگری که ما باید برای ظهور پیدا کنیم، چیست؟ مثلاً اینکه ما باید ظهور را تمنا کنیم. شما آمار زائران جمکران را نگاه کنید، گاهی در حد زائران حرم امام رضا‌(ع) می‌شود! بعضاً از راه‌های خیلی دور می‌آیند. یابن‌الحسن، اینها واقعاً شما را می‌خواهند!
  • مگر چقدر باید ضجه زد؟! البته هرچه بیشتر تمنا کنیم بهتر است ولی اگر ما کم ضجه می‌زنیم، شما به شام و عراق نگاه کنید، به لبنان و بحرین و زندان‌های بحرین نگاه کنید، به مردم یمن نگاه کنید که زیر بمباران هستند. بروید ضجه‌هایی که در کشمیر زده می‌شود نگاه کنید. ببینید چطور قتل‌عام می‌شوند و چطور ضجه می‌زنند!
  • دربارۀ تمام زمینه‌های قبلی-که گفتیم باید در این زمینه‌ها برای ظهور آمادگی پیدا کنیم- بنده معتقدم که به آمادگی در حد ظهور رسیده‌ایم، البته در همۀ این زمینه‌ها معتقد هستم که باید افزایش پیدا کند و هرچقدر بیشتر رشد کنیم و آمادگی پیدا کنیم، بهتر است ولی آن نقص کلیدی ما هیچ‌کدام از اینها نیست! آن نقص کلیدی در چیست؟ دو موضوع وجود دارد که ما باید در این دو موضوع هم آمادگی پیدا کنیم؛ یکی از اینها را در مبحث سال گذشته بیان کردیم و دومی-که مهم‌تر است- امسال در همین بحث، بیان می‌کنیم.

یک آمادگی مهم برای ظهور، رشد مؤمنین در زندگی جمعی است / ما در این زمینه نقص داریم!

  • یکی از آمادگی‌های بسیار مهم که سال گذشته دربارۀ آن صحبت کردیم، رابطۀ مؤمنین با یکدیگر است و ما در این زمینه، هنوز به حد لازم رشد نکرده‌ایم و در این زمینه، نقص داریم. ما باید برای تولید ثروت و برای کارآفرینی، فعالیت‌های گروهی اقتصادی داشته باشیم، نه فقط کار خیریه‌ای! نه فقط کار جهادی که برویم برخی روستاها را بسازیم و آباد کنیم و برگردیم! بلکه پول درآوردن ما باید باهم باشد.
  • ما باید خودمان را تقویت کنیم؛ هم در زندگی جمعی برای اصلاح معیشت، هم در زندگی جمعی برای اقتصاد مقاومتی، هم در زندگی جمعی برای اصلاح فقر در جامعه.
  •  آقای طلبه و آقای دانشجو! شما در محیط‌های معنوی خودتان، با همدیگر جمع بشوید و یک حرکت اقتصادی راه بیندازید! این یک بخش مهم دین است! دین‌داری خودتان را اینجا نشان بدهید! باهم جمع بشوید و یک تعاونی راه بیندازید و یک کار تولیدی انجام دهید.

ما باهم دستۀ عزاداری راه می‌اندازیم، ولی باهم کار تولیدی راه نمی‌اندازیم!

  • نیروی دینی و انقلابی باید کار اقتصادی کند و پول در بیاورد، مگر امام صادق(ع) این کار را نمی‌کرد؟ پس از کجا پول می‌آورد و بذل و بخشش می‌کرد؟! این یک نقص ما است! ما باهم دستۀ عزاداری راه می‌اندازیم، ولی دستۀ تولید یا گروه تولیدی راه نمی‌اندازیم! ما در دوران دفاع مقدس به‌صورت گروهی برای جهاد رفتیم، اما به‌صورت گروهی برای جهاد اقتصادی حرکت نکردیم.
  • همان‌طور که رهبر انقلاب فرمودند، آن کسانی که کارآفرینی می‌کنند رزمنده هستند! امروز این جهاد برای ما وجود دارد و باید بروند کارآفرینی کنند، کارآفرینی هم طبیعتاً تولید ثروت می‌کند. البته نه اینکه کسی بخواهد از راه غلط تولید ثروت کند از راه رانت‌خواری و دزدی و… اینکه معلوم است!

کاش مدیرانی که «کار راه نمی‌اندازند» هم محاکمه شوند!

  • موضوع دوم که ما در آن نقص داریم و مهم‌تر از موضوع اول است- مسئلۀ مدیریت در جامعه است. وقتی صحبت از کارآفرینی می‌شود، خیلی‌ها می‌گویند: «ما می‌خواهیم کارآفرینی کنیم، اما نمی‌شود! یعنی مسئولان این‌قدر موانع بر سر راه ما قرار می‌دهند که نمی‌شود!»
  • چرا مملکت ما در سختیِ راه‌اندازی کسب و کار، در جهان تقریباً اول است؟ مقام معظم رهبری هم چندبار تذکر داده‌اند که باید موانع تولید و کارآفرینی و راه‌اندازی کسب و کار، برداشته شود.
  • إن‌شاءالله یک زمانی در این مملکت، همان‌طوری که دزدی و رانت‌خواری جرم است و افراد رانت‌خوار را دستگیر و محاکمه می‌کنند، یک روزی  مدیرانی که کار راه نمی‌اندازد را هم دستگیر و محاکمه کنند.

باید همۀ افراد جامعه نسبت به «مدیریت صالح در جامعه» شناخت کافی داشته باشند

  • آخرین آمادگی برای ظهور این است که مدیران جامعه اصلاح بشوند و وضع مدیریت جامعه اصلاح بشود. این آخرین آمادگی است، چون حکومت امام زمان‌(ع) و ظهور او چیزی از جنس مدیریت جامعه است. حضرت که برای دعا و ثنا نمی‌آیند!
  • شما فکر می‌کنید اگر مردم نالایق باشند حضرت از آسمان ۳۱۳ نفر می‌آورد و می‌گوید «مردم، شما اصلاً لازم نیست بفهمید مدیریت یعنی چه؟ اصلاً لازم نیست بفهمید فرق مدیر خوب و بد چیست؟ من خودم برای شما مدیرِ خوب می‌گذارم و کارها را درست می‌کنم!» خُب اگر بنا بود کارها این‌طوری درست بشود که در همان صدر اسلام، پیامبر(ص) و علی(ع) کارها را درست می‌کردند!
  • مگر می‌شود من و شما از مدیریت صالح سر در نیاوریم و ۳۱۳ نفر مدیر صالح بر ما حکومت کنند و لیاقت پیدا کنیم که آنها بر ما سروری کنند. تا به شما گفتند که طبق روایات، ۳۱۳ نفر حکام در زمین خواهند شد، شما باید بگویی: «پس من باید بروم درس مدیریت بخوانم تا ببینم مدیر صالح کیست؟» باید تک تک افراد جامعۀ ما شناخت کافی نسبت به امر مدیریت صالح در جامعه داشته باشند، همان‌طوری که باید تلاش کنیم تک تک افراد جامعه، خدا را بشناسند و خداپرست باشند و بلد باشند نماز بخوانند و…

آخرین آمادگی برای ظهور این است که بتوانیم وضع مدیریت را در جامعه اصلاح کنیم/ دزد نبودن مدیر کافی نیست!

  • آخرین آمادگی برای ظهور این است که بتوانیم وضع مدیریت را در جامعه اصلاح کنیم و الا اینکه با چهارتا مطالبه‌گری و عدالت‌خواهی، مدیر دزد را بگیریم، این فقط ۵درصدِ ماجراست!
  • صرفاً دزد نبودن مدیر کافی نیست، حالا این مدیری که دزد نیست، باید چه‌کار کند؟ آیا برنامه‌ریزی باید بلد باشد یا نه؟ تدبیر باید بلد باشد یا نه؟ یا فقط کافی است ادعای اینها را داشته باشد و حرفش را بزند! مثلاً اینکه یک مربی فوتبال دزد نباشد، آیا کافی است؟! این کافی نیست، او باید بلد باشد زمین بازی را اداره کند و بازیکنان را درست بچیند و…

مردم باید شیوۀ مدیریت را بدانند تا مدیر خوب را از مدیر بد، تشخیص بدهند

  • مردم باید بدانند که یک مدیر خوب چطور آدمی است؟ باید مدیر خوب و شایسته را از مدیر بد، تشخیص بدهند. بدون معرفیِ امام‌زمان(ع) مردم جهان باید بدانند که این ۳۱۳ نفر شایسته‌ترین هستند و اینکه چرا شایسته‌ترین هستند و رفتار آنها چرا شایسته است؟ و چرا دیگران غیر از آنها ناشایسته هستند و چرا هرکار دیگری و هر روش دیگری غلط است؟ مردم باید اینها را بدانند تا ظهور رخ بدهد. این آمادگی برای ظهور است!
  •  حتی اگر ما نخواهیم خودمان مدیر بشویم، باز هم باید مدیریت را بفهمیم و الا برخی از مدیرها می‌آیند با پوپولیسم و مسخره‌بازی، ما را بازی می‌دهند. می‌دانید بشریت کِی لایق ۳۱۳ نفر حکام در ارض خواهد شد؟ وقتی تشخیص می‌دهد حاکم عادل و لایق با حاکم ناشایست، فرقش چیست؟! آن‌وقت اگر یک کسی بیاید در عرصۀ سیاست و «ف» بگوید مردم می‌گویند فرحزاد و تا آخرش را می‌خوانند. آن‌وقت این مردم برای ظهور لایق شده‌اند.

دلیل نقص ما در اصلاح وضع مدیریت جامعه چیست؟

  • ما باید سر در بیاوریم که شیوۀ مدیریت درست و شیوۀ مدیریت غلط چگونه است و باید فرق مدیران درست را از مدیران ناصواب و غلط بدانیم. اگر این را سر در بیاوریم مدیریت در جامعه درست می‌شود.
  • این مهم‌ترین نقصی است که اگر آن را برطرف کنیم آخرین آمادگی برای ظهور محقق می‌شود. این نقص امروز ما است و نقص ما در این زمینه بیشتر از همۀ زمینه‌ها است. اما دلیلش چیست که ما در این زمینه نقص‌مان بیشتر از بقیۀ بخش‌ها است؟ دلیلش چیست که امروز امام زمان(ع) در این زمینه از ما انتظاراتی دارد که برآورده نشده است، دلیلش همین وضع رأی دادن‌مان و این وضع مسئولین‌مان است!
  • امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «فَلَیْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِیَّةُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلَاةِ» (کافی/۸/۳۵۳) مردم زندگی‌شان درست نمی‌شود مگر اینکه مسئولان درست بشوند. «وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاةُ إِلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِیَّةِ» و مسئولان درست نمی‌شوند مگر اینکه مردم آنها را درست‌شان کنند! (استقامت رعیت، خلاصه‌اش این است که مردم خودشان باید مسئولین خود را درست کنند) لذا ما باید درک دقیقی از مسئولین خوب داشته باشیم و مسئولین خوب را سر کار بیاوریم.
  • حضرت در ادامه می‌فرماید: «فَإِذَا أَدَّتْ الرَّعِیَّةُ إِلَى الْوَالِی حَقَّهُ وَ أَدَّى الْوَالِی إِلَیْهَا حَقَّهَا عَزَّ الْحَقُّ بَیْنَهُمْ» وقتی که رعیت حق والی را رعایت کرد و والی هم آدم درستی بود و حق رعیت را داد، حق بین مردم و مسئولین عزیز می‌شود. اینکه حق بین مردم و مسئولین عزیز می‌شود یعنی نه مردم پا روی حق می‌گذارند(این در فرهنگ‌شان است) نه مسئولین پا روی حق می‌گذارند (این در فرهنگ‌شان است) حق عزت دارد و کسی جرأت نمی‌کند از آن تخطی کند. در این‌صورت بدون نظارت، بدون بگیر و ببند و بدون قانون اضافی، حق عزیز است و هردو (مردم و مسئولین) حقوق هم را رعایت می‌کنند.
  • بعد می‌فرماید: «فَصَلَحَ بِذَلِکَ الزَّمَانُ» در این‌صورت، زمان اصلاح خواهد شد. به تعبیر ما، یعنی امام زمان ظهور خواهد کرد. «وَ طَابَ بِهِ الْعَیْش‏» زندگی خرم می‌شود «وَ طُمِعَ فِی بَقَاءِ الدَّوْلَة» دولت پایدار درست ایجاد خواهد شد «وَ یَئِسَتْ مَطَامِعُ الْأَعْدَاءِ» و دشمنان دیگر طمعی نخواهند داشند… اینها همه ویژگی‌های دولت آقا امام زمان‌(ع) است.
    (الف۲-ن۲)

چرا خانواده در آخرالزمان این‌قدر مهم است

چهارشنبه ، ۱۳ شهریور ۱۳۹۸ ۱۶۱ views ۰ دیدگاه نوشته:mehdi

در آخرالزمان دو فاجعۀ بسیار بزرگ پدید می‌آید؛ یکی ظلم طواغیت و دیگری نابودی خانواده‌ها که نتیجه‌اش فسادهای گسترده در بین زنان و مردان است. حالا چرا این‌‌قدر فساد از این جنس رواج پیدا می‌کند؟ چون طاغوتِ صهیونیست،‌ برای نابودی و تضعیف خانواده خیلی کار کرده است؛ در کشور ما هم کم نگذاشته است!

گاهی «انحراف» یعنی اینکه به‌طور نابجا بر یک حرف درست، تأکید کنیم

  • همان‌طور که می‌دانید «انحراف» خیلی بدتر و خطرناک‌تر از «اشتباه» است. گاهی از اوقات، انحراف به این نیست که یک کسی حرف غلطی بزند، بلکه به این است که به‌طور نابجا بر یک حرف درست تأکید کند؛ در زمانی که زمانِ تأکید بر این حرف نیست. اصلاً این روال ابلیس است، مخصوصاً در آخرالزمان!
  • اگر ما در جلسۀ قبل، در این‌باره صحبت کردیم که «الان اولویت در چه موضوعی است؟» دلیلش این است که پرداختن به اولویتِ روز، یک مسئلۀ فوق‌العاده حساس و مهم است. شما هم می‌توانید بررسی کنید که آیا واقعاً آخرین آمادگی برای ظهور، همین موضوع (اصلاح وضع مدیریت جامعه) هست یا نه؟

چرا هنوز «اشعث ‌مآب‌ها» و «ابوموسی‌اشعری مآب‌ها» می‌توانند مردم را فریب بدهند؟

  • الان مشکل جامعۀ ما در زمینۀ آمادگی برای ظهور، در کجاست؟ جلسه قبل، دو موضوع را به‌عنوان نقص، مطرح کردیم. یکی اینکه ما در امر مدیریت، در امر تعیین مدیران و تشخیص مدیران خوب و به‌دست آوردن تعریف صحیح از مدیریت در یک جامعۀ اسلامی و انسانی، دچار مشکل هستیم.
  • ما هنوز این آمادگی را پیدا نکرده‌ایم؛ لذا هنوز اشعث مآب‌ها و ابوموسی‌اشعری مآب‌ها، می‌توانند مردم را فریب بدهند. ما این مشکلِ زمان امیرالمؤمنین(ع) را هنوز هم داریم. جریان‌های خوارج‌مسلک، هنوز می‌توانند مدیریت ناب علوی را تضعیف کنند.
  •  امروز ما یک‌سری از مشکلات زمان علی(ع) را نداریم ولی یک‌سری از آن مشکلات را هنوز داریم. البته یک‌سری از مشکلاتی که داریم، درجۀ اهمیتش بسیار بالا نیست، اما یک‌سری از مشکلاتی که داریم، درجۀ اهمیتش بسیار بالاست.

هرچه جلوتر می‌رویم انحراف‌ها بیشتر در «تغییر اولویت‌ها» ظاهر می‌شود

  • اگر کسی آمد یک‌چیزی را که مهم نیست، مهم جلوه داد و آن‌چیزی را که مهم است، غیرمهم جلوه داد؛ این در واقع «انحراف» است، دیگر اسمش «اشتباه» نیست و ما باید مراقب باشیم که دچار این انحراف‌ها نشویم. در زمان قبل از انقلاب یا اوایل انقلاب، منحرف شدن معمولاً به این بود که طرف، کمونیست می‌شد و یک‌سری از عقاید دینی را کنار می‌گذاشت. ولی هرچقدر جلوتر می‌رویم، این انحراف تبدیل می‌شود به تغییر اولویت‌ها.
  • وقتی معنویت دارد قدرت می‌گیرد و حق دارد آشکارتر می‌شود، دیگر کسی نمی‌تواند به‌سادگی دم از باطل بزند، از الان به بعد و هرچه جلوتر برویم، فقط در تغییر اولویت‌ها برای حق است که انحراف ظاهر می‌شود. حتی بعد از ظهور امام‌زمان(ع) هم، تغییر اولویت‌ها در موضوع حق و حقایق عالم است که موجب می‌شود یک‌عده‌ای در مقابل امام‌زمان(ع) می‌ایستند و دل امام‌زمان(ع) را خون می‌کنند؛ آن‌هم با استفاده از قرآن! (إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ اسْتَقْبَلَ مِنْ جَهْلِ النَّاسِ أَشَدَّ مِمَّا اسْتَقْبَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ جُهَّالِ الْجَاهِلِیَّةِ… أَتَى النَّاسَ وَ کُلُّهُمْ یَتَأَوَّلُ عَلَیْهِ کِتَابَ اللَّهِ یَحْتَجُّ عَلَیْهِ بِهِ ؛ غیبت نعمانی/ص۲۹۷)
  •  تشخیص اولویت‌ها یکی از بحث‌هایی است که باید در جلسات دینی مطرح شود. معنا ندارد که در جلسات دینی با اولویت‌ها کاری نداشته باشیم و فقط یک فهرستی از رذایل و فضایل را بیان کنیم و بر همۀ آنها تأکید کنیم.

قرآن با تعابیری مثل «حکمت» و «بصیرت» و «فرقان» بر موضوع «تشخیص اولویت‌ها» تأکید می‌کند

  • پرداختن به اولویت‌ها و تشخیص اولویت‌ها در قرآن کریم، با تعابیر مختلفی بیان شده است که در اینجا سه نمونه از این تعابیر را بیان می‌کنیم؛ یکی مفهوم «حکمت» است «وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ» (جمعه/۲) یعنی پیامبر(ص) به مردم، کتاب و حکمت یاد می‌دهد. حکمت به آدم می‌گوید که «الان کدام قسمتِ کتاب خدا را باید اجرا کنم؟ الان به کدام قسمتِ کتاب خدا باید عمل کنم؟ اهمیت کدام موضوع در ارتباط با شرایطی که من دارم بیشتر است؟»
  • یکی دیگر از مفاهیمی که در قرآن کریم هست و قرآن هم این را وصف خودش می‌داند «بصائر» است. می‌فرماید: «هذا بَصائِرُ لِلنَّاسِ» (جاثیه/۲۰) بصیرت در واقع همان قدرت تشخیص اولویت‌هاست.
  • مفهوم دیگری که در قرآن هست و به موضوع «تشخیص اولویت‌ها» اشاره دارد، مفهوم «فرقان» است. می‌فرماید: اگر کسی تقوا داشته باشد، خدا به او فرقان می‌دهد (إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً؛ انفال/۲۹) شما بر اساس علم دین، تقوا را رعایت کنید، خدا به شما فرقان می‌دهد.
  • فرقان یعنی «تشخیص خوب و بد». البته در خود قرآن هم تشخیص خوب و بد را نوشته است، اما فرقان این است که شما به‌صورت مصداقی تشخیص بدهید  و در مقام عمل اجتماعی یا عمل فردی، بفهمید که الان کدام عمل اولویت دارد؟

امروز چه موضوعی در صدرِ اولویت‌های ما قرار دارد؟ / یک اولویت ما «اصلاح مدیریت در جامعه» است

  •  مسئلۀ اولویت‌ها، مسئله‌ای است که خیلی باید ذهنمان درگیرش باشد. لذا عنوان این بحث را «آخرین آمادگی برای ظهور» قرار دادیم. آنچه امروز در صدر اولویت‌هاست و حساسیت فراوانی نسبت به آن هست، چه موضوعی است؟ یکی موضوع اصلاح مدیریت در جامعه است(که در جلسه قبل مطرح کردیم) و ریشۀ بحث اصلاح مدیریت در جامعه و انتخاب مدیران صحیح هم در قرآن آمده است: «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» (قصص/۵) ما می‌خواهیم مستضعفین را «ائمه» قرار بدهیم. نمی‌شود که مستضعفین، در موضوع امامت و مدیریت و سیاست جامعه، قدرت تشخیص خوب و بد را نداشته باشند و خدا همین‌طوری از آسمان چندتا فرشته بفرستد که این مستضعفین را نجات بدهد!
  •  بشریت باید درک کند که امامت شایستۀ چه کسانی است؟ نه‌فقط امامت به معنای امامتِ معصوم، بلکه به معنای عامِ آن که همان «مدیریت صحیح جامعه» است. اگر ما مدیریت صحیح را نشناسیم، امام معصوم را هم نمی‌شناسیم! شما چگونه می‌خواهید تشخیص بدهید که این امام معصوم، درست عمل کرد؟ بنا نیست که تشخیص ندهید و همین‌جوری سرتان را پایین بیندازید و عمل کنید! در این‌صورت هم بالاخره خدا امتحان می‌کند و کم می‌آورید.
  • کسی فکر نکند که لازم نیست تشخیص بدهیم و می‌توانیم سرمان را پایین بیندازیم و هرچه امام گفت، اجرا کنیم! آن‌وقت امام معصوم به شما یک دستوری می‌دهد که دیگر کم می‌آورید و نمی‌توانید اجرایش کنید! کمااینکه یک کسی نزد امام‌صادق(ع) رفت و ادعای یاری ایشان را کرد و گفت که قیام کنید، تعداد مریدان شما زیاد است! حضرت فرمود: برو داخل تنور! این فرد شروع کرد به بهانه‌آوردن و حضرت فرمود: نمی‌خواهد بروی! (…ثُمَّ قَالَ قُمْ یَا خُرَاسَانِیُّ وَ انْظُرْ مَا فِی التَّنُّورِ قَالَ فَقُمْتُ إِلَیْهِ فَرَأَیْتُهُ مُتَرَبِّعاً فَخَرَجَ إِلَیْنَا وَ سَلَّمَ عَلَیْنَا فَقَالَ لَهُ الْإِمَامُ ع کَمْ‏ تَجِدُ بِخُرَاسَانَ‏ مِثْلَ‏ هَذَا فَقُلْتُ وَ اللَّهِ وَ لَا وَاحِداً؛ مناقب آل‌ابیطالب ع/ج۴/ص۲۳۷)‏ وقتی حضرت یک‌مقدار در دستور دادن به او سخت گرفت، او در واقع به اصل امامت شک کرد و کم آورد.

بحث دربارۀ «مدیریت صحیح جامعه» یک جزئی از بحث امام‌شناسی است

  • بحث دربارۀ «مدیریت و شیوۀ صحیح مدیریت» درواقع جزئی از بحث امام‌شناسی است. متاسفانه آموزش‌های دینی ما دربارۀ امام‌شناسی، پیش از امامت‌شناسی است نه پس از امامت‌شناسی. دربارۀ امام‌شناسی و اثبات امامت و ولایت، تعداد زیادی کتاب داریم. اما یک کتاب معرفی کنید که قشنگ بگوید «امام چگونه امامت می‌کند؟ امامت‌کردن چگونه است؟ امامت‌کردنِ امیرالمؤمنین(ع) چگونه است؟ بر اساس چه قواعدی، امام در اینجا سکوت می‌کند، آنجا فریاد می‌زند، آنجا تحمل می‌کند یا تحمل نمی‌کند؟» یعنی کتابی می‌خواهیم که معارفِ پس از امامت را بگوید، نه‌فقط معارف پیش از امامت!
  • ما اگر شناخته بودیم که «امام چگونه امامت می‌کند و چگونه به نخبگانِ نامرد و خائن فرصت می‌دهد که در جامعه رشد کنند تا خودِ مردم، با نگاه هوشمندانه و بصیرانۀ خودشان اینها را حذف کنند؟» در این‌صورت ما بسیاری از این مشکلات کنونی را نداشتیم.

اگر ندانیم «امام‌زمان چگونه امامت می‌کند» در پیروی از فرمان‌های او کم می‌آوریم

  • ما وقتی می‌خواهیم امام را بشناسیم باید بدانیم که امام، چگونه امامت می‌کند؟ اگر بشناسیم چگونه امامت می‌کند، می‌توانیم از او تبعیت کنیم، و الا در پیِ فرمان‌های او کم می‌آوریم. اگر بشناسیم «چگونه باید امامت کرد؟» در این‌صورت قدر یاران امام را می‌دانیم و حکام زمین(یعنی آن ۳۱۳ نفر) را تمکین خواهیم کرد و از آنها فرمانبرداری خواهیم کرد بلکه آنها را یاری خواهیم کرد.
  •  ما نه‌تنها باید امام‌زمان‌(ع) را بشناسیم، بلکه باید شیوۀ امامت ایشان را هم بشناسیم و اینکه «این شیوه در مدیران پایین‌تر چطور اجرا می‌شود؟ چگونه تکرار می‌شود؟ و…» اینها را باید بشناسیم.
  • باید دانش مدیریت‌مان را بالا ببریم! این یکی از اولویت‌های زمان ما است، در این‌صورت دیگر هرکسی اقدام نمی‌کند که برای پست‌ها در جامعۀ اسلامی کاندید بشود! چون می‌داند مردم تشخیص می‌دهند که «او این‌کاره نیست!» آن‌وقت شورای نگهبان هم فقط به‌صورت حقوقی برخورد نمی‌کند.
    ن  شورای نگهبان بعضی وقت‌ها برای اینکه ببیند «آیا این افراد حق دارند کاندیدا بشوند یا نه؟» یک‌جوری کاندیداها را ارزیابی می‌کند که اعضای شورای نگهبان اگر خواستگار برای دخترشان بیاید، این‌جور سرسری با او برخورد نمی‌کنند بلکه می‌گویند «بالاخره بحث ناموس ما و دختر ما مطرح است، باید ببینیم این کسی که آمده، چطور آدمی است؟» درحالی‌که مملکت از ناموسِ یک نفر مهم‌تر است.

اولویت دیگری که در آخرالزمان مطرح است «مسئلۀ خانواده» است/ چرا مسئلۀ خانواده در آخرالزمان، اولویت دارد

  •  مدیریت صحیح را باید شناخت، این جزء اولویت‌های ما است. اما اولویت دیگری که در آخرالزمان مطرح است «مسئلۀ خانواده» است. چرا مسئلۀ خانواده در آخرالزمان یک مسئلۀ دارای اولویت است؟
  • الان طاغوت جهان صهیونیست‌ها هستند. در قرآن کریم نوشته است که یهودی‌ها از همان زمان قدیم، سنت‌شان این بوده است با ابزاری که بلد بودند، بین زن و مرد اختلاف بیندازند! (فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ؛ بقره/۱۰۲)
  •  سنت تاریخی یهودیان این بوده است که برای تسلط بر دیگران، خانواده‌ها را مضمحل کنند. آنها در این زمینه، حرفه‌ای هستند؛ حالا از سحر و جادو گرفته تا هر فن دیگری که بلدند، استفاده می‌کنند تا به این هدف خود برسند. در پروتکل‌های دانشوران صهیون هم این را نوشته‌اند، بیش از ۱۲۰سال پیش دور هم نشستند که ما چطوری جهان را اداره کنیم؟ یعنی سر شیوۀ مدیریت جهان، بحث کردند.
  • چندتا از اصول مهمی که در پروتکل‌های دانشوران صهیون نوشته‌اند، به مضمحل کردن خانواده برمی‌گردد! این سنت را از قدیم داشتند و در قرآن هم آمده است که اینها سعی می‌کنند بین زن و مرد اختلاف بیندازند، الان هم با ترفند‌های جدید، این کار را انجام می‌دهند.
  • الان طاغوت جهان صهیونیست‌ها هستند. اگر کسی در این مسئله شک دارد برود به آمار و ارقام مراجعه کند و ببیند اداره‌کنندگان و سرمایه‌داران زالوصفت اداره‌کنندۀ جهان و بسیاری از احزاب سیاسی کشورهای به ظاهر دموکراتیک در جهان چه کسانی هستند؟ انگلستان را چه کسانی اداره می‌کنند؟ این دیگر معلوم است که صهیونیست‌ها دارند اداره می‌کنند.

چرا طواغیت سعی می‌کنند خانواده را مضمحل کنند؟

  • طاغوت یهود و صهیونیست‌ها گروه قلیلی هستند که می‌خواهند بر تعداد کثیری از مردم تسلط پیدا کنند! حالا ببینید اینها کارشان چیست و برای سلطه‌گری از چه ابزاری استفاده می‌کنند؟ در مسائل اجتماعی و سیاسی ترفند «تفرقه بینداز و حکومت کن» را به‌کار می‌بندند. منتها طبق آیۀ قرآن، اینها «بین زن و مرد اختلاف می‌اندازند» یعنی کارشان را از اینجا شروع می‌کنند. این مسئله هم از همان زمان فرزندان حضرت سلیمان، مطرح بوده است و مسئلۀ جدیدی نیست.
  • کلاً «طواغیت» و خصوصاً طاغوت یهود، برای اینکه بر جوامع بشری تسلط پیدا کنند، چه‌کار می‌کنند؟ دوتا خاصیت در میان انبوه مردم وجود دارد که این طواغیت باید این دوتا خاصیت را بزنند تا بتوانند بر جوامع بشری تسلط پیدا کنند.

دلیل اول: انبوهیِ جمعیت یک جامعه باعث می‌شود ترفندهای طواغیت نابود شود

  • یکی اینکه در نظر طواغیت، نسل مردم نباید زیاد بشود و الا طواغیت کم می‌آورند. مردم با انبوهیِ جمعیت می‌توانند حق را آشکار کنند! انسان‌ها با انبوهی جمعیت می‌توانند بر باطل غلبه پیدا کنند، یک جامعه با انبوهی جمعیت خودش می‌تواند وضع خودش را به سامان برساند.
  • البته انبوهی جمعیت عامل مطلق سعادت جامعه نیست، ولی یکی از دلائل سعادتمندی، یکی از دلائل طبیعی حرکت به سوی رشد و سعادت برای جامعه، انبوهی جمعیت است. انبوهی جمعیت باعث می‌شود ترفندهای این طواغیت، نابود بشود.  برای‌ طواغیت به‌صرفه است که تعداد مردم کم باشد. لذا دارند کار می‌کنند (نه‌فقط در اینجا بلکه در اروپا هم کار می‌کنند) تا کثرت نسل پدید نیاید.
  • وقتی بخواهند کثرت جمعیت را کم کنند باید چه‌کار کنند؟ باید خانواده را یک جایگاه تلخ و زننده و یک جایگاه پر از دشواری و چالش قرار بدهند تا خانواده جای امنی برای زاد و ولد تعداد زیادی از فرزندان نباشد. (بعداً در بحث خانواده بیشتر به این خواهیم پرداخت که تربیت یک کودک در یک خانوادۀ کم جمعیت بسیار دشوارتر از تربیت یک کودک در یک خانوادۀ پرجمعیت است.)

دلیل دوم: ضعف جامعه مقابل طواغیت از ضعف خانواده ناشی می‌شود

  • دلیل دوم برای اینکه طواغیت به خانواده می‌پردازند چیست؟ وقتی در یک جامعه‌ای خانواده مضمحل شد (حتی اگر دویست میلیون جمعیت هم داشته باشد) این جامعه، یک جامعۀ ضعیف و زبون است. ضعف جامعه مقابل طواغیت از کجا ناشی می‌شود؟ از ضعف خانواده!
  • طواغیت ترجیح می‌دهند که تعداد زیادی نفوس در یک جامعه باشد، ولی این افراد، بی‌خانواده باشند، ولدِ زنا باشند، افراد جامعه جدا از هم زندگی کنند، خانواده‌ها طلاق‌کشیده و ازهم پاشیده باشند و… بر این جامعه عین آب‌خوردن می‌شود مسلط شد! در این جامعه می‌شود راحت همۀ ترفندها را اجرا کرد چون افراد جامعه مثل احمق‌ها نمی‌توانند مقابل طواغیت مقاومت کنند.
  • شما حرف‌های برخی از اندیشمندان فرانسوی را که دربارۀ جامعۀ خودشان می‌گویند، یا برخی اندیشمندان آمریکایی را دربارۀ خود آمریکا می‌گویند، مطالعه کنید. آنها دربارۀ ملت‌های خودشان می‌گویند که ما مردمان احمقی هستیم و هیچ‌وقت بیدار نخواهیم شد. چرا؟ به‌خاطر اینکه خانواده ندارند! وقتی خانواده ضعیف شد، جامعه ضعیف شده است. و این چیزی است که متأسفانه به‌خوبی در جامعۀ ما تبیین نشده است.

وقتی خانواده ضعیف بشود جامعه ضعیف می‌شود

  • یکی از حقایقی که باید دربارۀ آن فیلم‌های قوی ساخته شود تا برای مردم جا بیفتد، همین است که «اگر خانواده ضعیف بشود جامعه ضعیف می‌شود»
  • شما فکر می‌کنید می‌شود یک روزی در جمهوری اسلامی سریالی-با فیلم‌نامۀ قوی و پرجذبه‌ای- تولید بشود که مثلاً نشان بدهد جاسوس‌ها و فروماسونرها و نفوذی‌هایی آمده‌اند و می‌خواهند حجاب را ضعیف کنند تا مقاومت این ملت در مقابل استکبار کاهش پیدا کند؟ و بعد هم عواملی را در مجلس شورای اسلامی نفوذ می‌دهند برای ایجاد یک سلسله قوانینی که نهاد خانواده را تضعیف کند و مقدار طلاق را افزایش بدهد؛ برای پایین آمدن سطح مقاومت جامعه!
  •  آیا می‌شود یک سریالی شبیه «گاندو» درست شود که نشان بدهد یک فرد نفوذی، دارد کار جاسوسی انجام می‌دهد برای اینکه نظر کارشناسی بدهد تا یک‌سری از آئین‌نامه‌ها و قوانین در جمهوری اسلامی یک‌جورهایی بشوند که در نهایت منجر به ضعیف‌شدن خانواده بشود.

چرا اسرائیل باید دنبال کم‌حجاب کردن جامعۀ ما باشد؟

  • چرا اسرائیل باید دنبال کم‌حجاب کردن جامعۀ ما باشد؟ شما به سخنرانی نخست‌وزیر خبیث رژیم کودک‌کش اسرائیل نگاه کنید که در مجلس انگلیس می‌گوید: می‌دانید ایران را چطور باید زمین بزنیم؟ توضیح می‌دهد که ایران را با حملۀ نظامی نمی‌توانیم زمین بزنیم، بلکه باید مثلاً این  فیلم‌ها را پخش برای مردم کنیم و… حالا شما ببینید ما چندتا پایان نامه در این زمینه داریم؟
  • یک اندیشمند فرانسوی یک کتاب هفتصد صفحه‌ای نوشته و در این کتاب اسنادی را جمع‌آوری کرده است که نشان می‌دهد جامعۀ فرانسه را صهیونیست‌ها هرزه کردند، یهودی‌ها این هرزگی و بی‌بند و باری را در فرانسه رواج دادند تا بر آن مسلط بشوند!

چرا خانواده در آخرالزمان مهم است؟ وقتی یک جامعۀ مستضعف بخواهد قوی بشود باید خانواده‌اش قوی باشد

  • چرا مسئلۀ خانواده در آخرالزمان مهم است؟ برای اینکه یک جامعۀ مستضعف وقتی بخواهد قوی بشود باید خانواده در آن جامعه، قوی باشد!  این آمار طلاق با جامعۀ منتظر و مهدوی جور در نمی‌آید! این وضع حجاب، این تعداد کم زاد و ولد با بیرون آمدن از استضعاف جور در نمی‌آید.
  • مگر مستضعفین نمی‌خواهند از استضعاف در بیایند؟ خب اگر بخواهند قوی بشوند، خانواده باید قوی باشد. البته الان در جامعۀ ما خانواده، نمرۀ بالایی دارد (مثلاً بالای ۱۰) ولی انتظار از ما خیلی بیشتر از این حرف‌ها است! خانواده باید فربه و قوی باشد، کم‌بودن زاد و ولد در خانواده‌های خوب علامت ضعف است! این آمار طلاق در جامعه، علامت ضعف است و اینها یعنی ضعف جامعه.
  • البته ما زیاد هم در مقابل دشمنان، ضعیف نبوده‌ایم؛ اما همین مقداری که ضعیف نبودیم، صدقۀ سر خانواده‌های خوب است و آن مادرانی که شیران بیشۀ شجاعت را تربیت کردند. یک جوان شجاع سلحشور که از زیر بته در نمی‌آید؛ از یک خانوادۀ مستحکم در می‌آید. بسیاری از این مشکلاتی که ما در جامعۀ خودمان می‌بینیم علامت ضعف خانواده است.

علی(ع): مدیران خوب از خانواده‌های خوب، در می‌آیند

  • همچنین اگر بحث مدیریت جامعه هم برای ما مهم است، باید بدانیم که أمیرالمؤمنین(ع) فرمود: «مدیران خوب از خانواده‌های خوب(بیوتات‌ الصالحه) در می‌آیند» (وَ تَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَ الْحَیَاءِ مِنْ أَهْلِ الْبُیُوتَاتِ الصَّالِحَةِ ؛ نهج‌البلاغه/نامه ۵۳)
  • از یک طرف اگر بخواهیم مشکل مدیریت را در جامعه حل کنیم، باید سراغ خانواده برویم و اگر می‌خواهیم ضعف جامعه را برطرف کنیم باید سراغ خانواده برویم. از طرف دیگر، منافقین و کافرین هم وقتی می‌خواهند جنایت کنند، سراغ نابودی خانواده می‌روند. قرآن می‌فرماید: «وَ إِذا تَوَلَّى سَعى‏ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فیها وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْل‏» (بقره/۲۰۵) پیغمبر من، این کسی که تو را قبول ندارد وقتی از پیش تو برمی‌گردد از بس به تو غضب دارد، چه‌کار می‌کند؟ «یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْل» کشاورزی و نسل را می‌خواهد نابود کند. طبیعتاً وقتی بخواهند نسل را نابود کنند باید سراغ خانواده بروند. «حرث» هم در اینجا-طبق برخی روایات- به معنای ذریه است، لذا هر دو عبارت «الْحَرْثَ وَ النَّسْل» به مسئلۀ خانواده برمی‌گردد.
  •  چرا کسی که دشمن امت پیغمبر می‌شود، می‌خواهد خانواده را مضمحل کند؟ برای اینکه تعداد نفوس را پایین بیاورد. آن‌وقت نمی‌دانم چرا پیامبر اکرم(ص) این‌قدر تأکید داشتند که فرزندان‌تان را زیاد کنید!

بیش از نیمی از علائم فساد در آخرالزمان به اضمحلال خانواده مربوط می‌شود

  • چرا ما در بحث خودمان که دربارۀ آمادگی برای ظهور است، این‌قدر به موضوع خانواده، اهمیت می‌دهیم؟ چون بیش از پنجاه درصد علائم فساد در آخرالزمان به فساد در خانواده مربوط می‌شود، در واقع به اضمحلال خانواده مربوط می‌شود که موجب فساد در جامعه است.
  • دربارۀ بی بند و باری‌ها در آخرالزمان روایات بسیاری وجود دارد. مثلاً یکی از تعابیری که در این روایات، بیان شده است این است که در آخرالزمان، زن‌ها می‌روند جای مردها و مردها می‌روند جای زن‌ها. زن‌ها شبیه مردها می‌شوند، مردها شبیه زن‌ها می‌شوند! خیلی زشت است که این جابجایی صورت بگیرد؛ مرد باید نقش مرد را داشته باشد، زن هم باید نقش زن را داشته باشد. حالا چطور می‌شود که این اتفاق می‌افتد؟ با ضعف بنیان خانواده.

دو فاجعۀ بزرگ در آخرالزمان: ۱٫ ظلم طواغیت ۲٫ نابودی خانواده‌ها که منجر به فساد زنان و مردان می‌شود

  • در آخرالزمان فقط ظلم و کشتار اوج نمی‌گیرد، بلکه-در یک جمع‌بندی می‌توان گفت که- در آخرالزمان دو فاجعۀ بسیار بزرگ پدید می‌آید؛ یکی ظلم طواغیت، و دیگری نابودی خانواده‌ها که نتیجه‌اش فسادهای گسترده در بین زنان و مردان است. این خلاصۀ صدها روایت است!
  • چرا آخرالزمان این‌قدر فساد از این جنس رواج پیدا می‌کند؟ چون طاغوت صهیونیست،‌ برای نابودی و تضعیف خانواده کار کرده است. در کشور ما هم کم نگذاشته است! برخی از سریال‌های تلویزیون خودمان در این چهل سال، قدم بزرگی برای افزایش طلاق در جامعه بودند! از آن‌طرف، آیا می‌توانید یک سریال فنی عمیق حکیمانۀ دلنشین نشان بدهید که در جهت تقویت بنیاد خانواده باشد؟!

صهیونیست‌ها از دو چیز خیلی بدشان می‌آید: ۱٫پولدار شدن مردم ۲٫ تقویت خانواده

  • صهیونیست‌ها از دو چیز خیلی بدشان می‌آید و هرکسی در این دو موضوع فعال بشود، خیلی محکم علیه او وارد میدان می‌شوند و توسط ایادی داخلی خودشان-با ترفندهای مختلف- او را تخریب یا نابودش می‌کنند! یک موضوع این است که بگویید «مردم باید پولدار بشوند، چرا باید بیشترِ ثروت‌ها و پول‌ها در اختیار صهیونیست‌ها باشد؟!» چون صهیونیست‌ها خیلی جان‌شان به پول بسته است، دوست دارند همه بی‌پول باشند و فقط خودشان پول‌دار باشند. اگر بنا باشد بشریت قدرتمند و پول‌دار باشد، پس آنها از چه کسی سواری بگیرند؟!
  • موضوع دیگری که برای صهیونیست‌ها خیلی مهم است، موضوع خانواده است. اگر کسی بخواهد در جهت تقویت و استحکام خانواده‌ها در جامعه قدمی بردارد، به‌شدت علیه او اقدام می‌کنند، درحالی‌که یهودی‌ها خودشان، خانواده‌دار و مقید به خانواده هستند و در کشورهای غربی، همه می‌دانند که مستحکم‌ترین خانواده‌ها را عمدتاً همین یهودی‌ها دارند.
  • هالیوود که در جهان، فساد ایجاد کرده است توسط چه کسانی اداره می‌شود؟ توسط صهیونیست‌ها. اما همین صهیونیست‌ها که همه را فاسد می‌کنند و خانواده‌ها را مضمحل می‌کنند، خودشان خانواده‌های‌ بسیار خوب و مستحکمی دارند. البته نمی‌خواهم بگویم که آنها ایده‌آل هستند، ولی بنیاد خانواده را مستحکم نگه می‌دارند چون می‌خواهند بر همۀ ابناء بشر در عالم تسلط پیدا کنند، لذا باید خودشان قوی باشند. اما برای بقیۀ جوامع، نسخۀ دیگری می‌نویسند تا خانواده‌های آنها را نابود کنند و آنها را تضعیف کنند که بتوانند بر آنها مسلط شوند.
  • چرا خانواده در آخرالزمان اهمیت دارد؟ شما ببینید در روایات ما که علائم فساد قبل از ظهور را بیان کرده است، چرا این‌قدر خانواده را متلاشی و مضمحل نشان می‌دهند؟ وقتی دلیل این را بفهمیم، آن‌وقت به دلیل اهمیت خانواده در آخرالزمان هم پی می‌بریم.

آیا قدیم‌ها که خانواده‌ها سنتی بودند، وضع خانواده خوب بود؟

  • یک کسی از بنده پرسید: شما می‌گویی که اگر خانواده خوب بشود ما یک قدم به ظهور نزدیک شده‌ایم؟ گفتم: بله، حت بیشتر از یک قدم! گفت: خُب قدیم‌ها که خانواده وضعش خوب بود (به همان شیوۀ سنتی) آن زمان چرا ظهور رخ نداد؟ گفتم: قدیم‌ها خانواده سنتی بود، ولی خانواده خوب نبود!
  • یک ذهنیتی دربارۀ خانواده وجود دارد، آن هم اینکه: «اخیراً با فسادی که پیش آمده است خانواده تضعیف شده است اما قدیم، خانواده وضعش خوب بوده است!» ولی ما این ذهنیت را نداریم که قدیم وضع خانواده خوب بوده است!
  • قدیم‌ها اگر آمار طلاق بالا نبود دلیل بر این بود که مرد، صاحب اختیار بود. اینکه مرد صاحب اختیار باشد، تا یک حدی خوب و معقول است (البته الان مرد هم دیگر صاحب اختیار نیست، بلکه صهیونیست‌ها صاحب اختیار خانواده هستند،؛با هرزگی‌هایی که از رسانه‌ها منتقل می‌کنند!) ولی قدیم‌ها اگر مرد، صاحب اختیار بود، مرد هم کم به زن ظلم نمی‌کرد!
  • جامعۀ أمیرالمؤمنین(ع) و جامعۀ پیامبر اکرم(ص) چرا جامعه‌های خوبی نبودند؟ چون مردها به زن‌ها ظلم می‌کردند، آن هم برای ما ایده‌آل نیست! یک‌وقت کسی فکر نکند که ما می‌خواهیم برگردیم به عصر حجر! البته یک محسناتی در خانواده‌های قدیم بود؛ یکی از آن محسنات-که الان خیلی کم‌رنگ شده است- این بود که مرد مقتدر بود و  این برای نظام خانواده، محسناتی دارد، اما یک عیب بزرگی هم در آن خانواده‌ها بود و آن اینکه خیلی از اوقات، زن در آنجا ظلم می‌دید.
  • ما نمی‌خواهیم به سنت برگردیم بلکه می‌خواهیم به یک خانوادۀ علوی، یک خانوادۀ مهدوی و به یک خانوادۀ ولائی برسیم. در خانوادۀ ولائی، هم مادر سر جای خودش عزیز است، هم پدر سر جای خودش عزیز است. هرکدام یک موقعیت و جایگاهی دارند. آن چیزی که دین گفته است، ما هنوز به آن نرسیده‌ایم، آن چیزی که دین گفته، فقط در خانوادۀ اهل‌بیت(ع) و در خانواده‌های آدم‌های خوبِ خوب بوده است، ما دنبال چنین خانواده‌ای هستیم.
  • ما نمی‌خواهیم دربست برگردیم و سنت قدیم را احیا کنیم؛ قدیم‌ها هم زیاد وضع خوب نبوده است. ولی محسناتی بوده، ضعف‌هایی هم بوده است، الان همان محسنات هم نیست، ضعف‌ها هم بیشتر شده است. ما باید برویم دنبال یک الگویی بگردیم که در این الگو به آن‌چیزی که دین گفته است برسیم.
    (الف۲-ن۲)

قیمت / رنگ بندی و رنگ آمیزی پنجره دوجداره UPVC

سه شنبه ، ۱۲ شهریور ۱۳۹۸ ۱۵۱ views ۰ دیدگاه نوشته:admin

قیمت پنجره دوجداره

قیمت ساخت پنجره دوجداره با پروفیل درجه یک سه جداره با عرض ۶۰ و ۲ الی ۵ کانال تحت لیسانس برند های معتبر : متر طول ۵۸۰۰۰ الی ۷۰۰۰۰ تومان و متر مربع ۵۰۰۰۰۰ الی ۷۵۰۰۰۰ تومان

در پنجره اول ۵٫۴۲ متر پروفیل بدون یراق الات بکار رفته است، اما در پنجره دوم ۱۰٫۲۴ متر پروفیل و ۲ عدد دستگیره ، یراق آلات تک حالته و ۴ عدد لولا و بکار رفته است. پنجره اول ۲ متر عرض تک لنگه و ارتفاع ۱٫۶ متر بدون کتیبه و فیکس، بدون یراق آلات و با استفاده از پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۵٫۳۰۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود. بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۲٫۹۵۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

 

 تولید و اجرای پنجره دوجداره

تولید کننده و مجری درب و پنجره های دوجداره upvc باپروفیلVISTABESTوHOFMANN (پنجره هافمن ، ویستابست،وین تک ) اجرای ده ها پروژه بازسازی با درجه رضایتمندی A توسط مشتریان تعویض پنجره های قدیمی با پنجره دوجداره بدون تخریب و در کمتر از یک روز نصب توری های پلیسه برای ایجاد جریان هوای طبیعی و رهایی از حشرات موزی

ما از سال ۱۳۸۵ فعالیت خود را در زمینه درب و پنجره های دوجداره UPVC و ALUMINIUM آغاز و در طی سالیان متمادی ، با بهره گیری از دانش و تجربه متخصصان داخلی و استفاده از تکنولوژی روز دنیا ، اقدام به تکمیل سبدمحصولات خود ، در زمینه تولید شیشه های دو و سه جداره ، لمینیت ، سکوریت ، امنیتی ضد گلوله و همچنین توری های پلیسه درجه یک با برترین کیفیت مواد اولیه وارداتی نموده ایم.

مزایای پنجره دوجداره (UPVC)
صرفه جوئی در مصرف انرژی به کمک درب و پنجره های دو یا سه جداره یو پی وی سی
ایجاد محیطی آرام با پنجره های دویا سه جداره یو پی وی سی
پنجره یوپی وی سی پنجره ای زیبا و مطابق با نما یا دکوراسیون داخلی شما
جلوگیری از نفوذ هوا گرم یا سرد (Air Infiltration)
پنجره های UPVC، پنجره های غیر قابل اشتعال
پنجره های UPVC، پنجره های مقاوم در برابر بارانهاو عوامل اسیدی 

قیمت ساخت پنجره با پروفیل درجه یک دوجداره عرض ۶۰ و سه کانال  تحت لیسانس آلمان  : متر طول ۵۵۰۰۰ الی ۶۰۰۰۰ تومان و متر مربع ۳۵۰۰۰۰ الی ۵۵۰۰۰۰ تومان

قیمت ساخت پنجره با پروفیل درجه یک دوجداره عرض ۶۰ و چهار کانال تحت لیسانس  ترک : متر طول ۴۷۰۰۰ الی ۴۹۰۰۰ تومان و متر مربع ۲۵۰۰۰۰ الی ۴۴۰۰۰۰ تومان

قیمت ساخت پنجره با پروفیل درجه یک سه جداره با عرض ۷۰ و ۵ کانال تحت لیسانس آلمان : متر طول ۷۰۰۰۰ الی ۸۵۰۰۰ تومان و متر مربع ۴۵۰۰۰۰ الی ۸۰۰۰۰۰ تومان

چه عواملی در قیمت پنجره دو جداره تاثیر دارند؟‌

عوامل مختلفی بر قیمت پنجره دوجداره تاثیردارند و هر کدام از این فاکتور ها دارای چند گزینه برای انتخاب می باشند که می توان بسته به میزان بودجه خود ، فاکتور مورد نظر را برای خرید و نصب پنجره دوجداره یو پی وی سی انتخاب کرد برخی از فاکتورهای موثر در قیمت پنجره دوجداره upvc به شرح زیر می باشند:

    انواع مدل پنجره دوجداره یا انواع باز شو پنجره دوجداره
    انواع پروفیل مصرفی
    ارتفاع و عرض پنجره
    نوع یراق پنجره یو پی وی سی
    شیشه دوجداره
    هزینه حمل و نقل و نصب پنجره
    مونتاژ تمام رباتیک

چرا نمی توان قیمت پنجره را برحسب متر مربع و متر طول قیمت گذاری کرد.

ما در این قسمت به بررسی دو مدل پنجره با سایز برابر اما قیمت متفاوت می پردازیم !!!

    پنجره اول با ابعاد ۱٫۲ متر در ۱٫۵ متر، ثابت ( فیکس ) شامل شیشه ، بدون یراق آلات
    پنجره دوم با ابعاد ۱٫۲ متر در ۱٫۵ متر، سه لنگه با دو لنگه بازشو ، شامل شیشه ، لولا و یراق آلات تک حالته

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.

    پنجره دوم  با ابعاد فرضی ۲ متر عرض سه لنگه ، دو لنگه بازشو و ارتفاع ۱٫۶ ‌متر بدون کتیبه و یراق آلات تک حالته و با استفاده از پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب  9.590.000 ریال خواهد بود.

    بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۵٫۳۲۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.

مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۹٫۸۲۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۳٫۰۶۸٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.

بی‌شک با تغییر ابعاد، قیمت‌ها نیز تغییر خواهد کرد به همین دلیل در ادامه مروری خواهیم داشت بر سایر ابعاد و حالات در و پنجره‌ها تا چگونگی احتساب قیمت پنجره دوجداره را بهتر متوجه شوید.

با ابعاد فرضی ۱.۲ متر عرض دو لنگه و ارتفاع ۲ ‌متر با کتیبه و بدون یراق آلات با پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۱۵٫۶۳۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۶٫۵۱۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق  با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.

قیمت پنجره دو جداره‌ UPVC دو لنگه با یک لنگه بازشو و تک حالته با کتیبه ۵۰ سانتی متری از بالا

با ابعاد فرضی ۱.۲ متر عرض دو لنگه یک بازشو تک حالته و ارتفاع ۲ ‌متر با کتیبه و یراق آلات ترک و پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۱۳٫۴۶۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۵٫۶۰۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.

قیمت پنجره دو جداره‌ UPVC دو لنگه با یک لنگه بازشو و تک حالته با کتیبه ۵۰ سانتی متری از بالا

با ابعاد فرضی ۱.۲ متر عرض دو لنگه یک بازشو تک حالته و ارتفاع ۲ ‌متر با کتیبه و یراق آلات ترک و پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۱۳٫۴۶۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۵٫۶۰۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دو جداره‌ UPVC دو لنگه با یک لنگه بازشو و دو حالته

با ابعاد فرضی ۱.۲ متر عرض دو لنگه و ارتفاع ۱٫۵متر بدون کتیبه و یراق آلات ترک ، پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۱۲٫۱۸۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۶٫۷۶۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال بمحاسبه شده است.
قیمت پنجره دو جداره‌ UPVC تک لنگه ثابت

با ابعاد فرضی ۱ متر عرض دو لنگه و ارتفاع ۱٫۵ ‌متر ، بدون یراق آلات و با پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب  4.880.000 ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۳٫۲۵۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دو جداره‌ UPVC دو لنگه با یک لنگه بازشو و تک حالته

با ابعاد فرضی ۱.۲ متر عرض دو لنگه و ارتفاع ۱٫۵ ‌متر بدون کتیبه و یراق آلات و با پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۱۰٫۵۳۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۵٫۸۵۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دو جداره‌ UPVC چهار لنگه ثابت بدون کتیبه

با ابعاد فرضی ۱٫۸ متر عرض چهار لنگه فیکس و ارتفاع ۲ ‌متر بدون کتیبه و بدون یراق آلات با پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۱۴٫۳۱۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۳٫۹۷۵٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دو جداره‌ UPVC سه لنگه با یک لنگه بازشو و دو حالته

با ابعاد فرضی ۱٫۸ متر عرض سه لنگه و ارتفاع ۱٫۸ ‌متر بدون کتیبه و با یراق آلات ترک با پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۱۷٫۷۲۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۵٫۵۳۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دو جداره‌ UPVC سه لنگه با یک لنگه بازشو و تک حالته

با ابعاد فرضی ۱٫۸ متر عرض سه لنگه و ارتفاع ۱٫۸ ‌متر بدون کتیبه و یراق آلات ترک با پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۱۵٫۵۷۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۴٫۸۶۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دو جداره‌ UPVC سه لنگه ثابت

با ابعاد فرضی ۱٫۸ متر عرض سه لنگه فیکس و ارتفاع ۱٫۸ ‌متر بدون کتیبه ، یراق آلات و با پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۱۱٫۴۹۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۳٫۵۹۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دو جداره‌ UPVC سه لنگه با کتیبه ۵۰ سانتی از بالا

با ابعاد فرضی ۱٫۸ متر عرض سه لنگه و ارتفاع ۲ ‌متر با کتیبه و بدون یراق آلات و با پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۱۴٫۲۹۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۳٫۹۷۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دو جداره‌ UPVC سه لنگه با یک لنگه بازشو و تک حالته با کتیبه ۴۰ سانتی متری

با ابعاد فرضی ۱٫۸ متر عرض سه لنگه یک بازشو تک حالته و ارتفاع ۱٫۸ متر با کتیبه و یراق آلات ترک ، پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۱۶٫۹۱۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۵٫۲۸۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دو جداره‌ UPVC سه لنگه با یک لنگه بازشو و دو حالته با کتیبه ۴۰ سانتی متری

با ابعاد فرضی ۱٫۸ متر عرض سه لنگه تک بازشو دو حالته و ارتفاع ۱٫۸ متر با کتیبه و یراق آلات ترک ، پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۱۸٫۵۶۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۵٫۸۰۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دو جداره‌ UPVC چهار لنگه با دو لنگه بازشو و تک حالته بدون کتیبه

با ابعاد فرضی ۱٫۸ متر عرض چهار لنگه دو بازشو تک حالته و ارتفاع ۲ متر بدون کتیبه و با یراق آلات ترک ، پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۲۲٫۵۷۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۶٫۲۶۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دو جداره‌ UPVC چهار لنگه با دو لنگه بازشو و دو حالته بدون کتیبه

با ابعاد فرضی ۱٫۸ متر عرض چهار لنگه دو بازشو دو حالته و ارتفاع ۲ متر بدون کتیبه و با یراق آلات ترک ، پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۲۶٫۸۹۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۷٫۴۷۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دو جداره‌ UPVC چهار لنگه ثابت با کتیبه ۵۰ سانتی متری از بالا

با ابعاد فرضی ۲ متر عرض چهار لنگه فیکس و ارتفاع ۲ متر با کتیبه و یراق آلات ترک ، پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۱۷٫۵۴۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۴٫۳۸۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دوجداره‌ UPVC چهارلنگه با دو لنگه بازشو تک حالته با کتیبه ۵۰ سانتی متری از بالا

با ابعاد فرضی ۲ متر عرض چهار لنگه دو بازشو تک حالته و ارتفاع ۲ متر بدون کتیبه و با یراق آلات ترک ، پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب  24.580.000 ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود  6.145.000 ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دوجداره‌ UPVC چهارلنگه با دو لنگه بازشو دوحالته با کتیبه ۵۰ سانتی متری از بالا

با ابعاد فرضی ۲ متر عرض چهار لنگه دو بازشو دو حالته و ارتفاع ۲ متر با کتیبه و یراق آلات ترک ، پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۲۶٫۸۹۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۷٫۴۷۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دوجداره‌ UPVC جفت ریل کشویی تک لنگه بازشو بدون کتیبه

با ابعاد فرضی ۲ متر عرض جفت ریل کشویی تک لنگه بازشو و ارتفاع ۱٫۴ متر بدون کتیبه و با یراق آلات ترک ، پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۱۸٫۲۷۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۶٫۵۲۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دوجداره‌ UPVC جفت ریل کشویی تک لنگه بازشو با کتیبه

با ابعاد فرضی ۲ متر عرض جفت ریل کشویی تک لنگه بازشو و ارتفاع ۲٫۵ متر با کتیبه و با یراق آلات ترک ، پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۲۶٫۹۸۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۵٫۳۹۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال محاسبه شده است.
قیمت پنجره دوجداره‌ UPVC جفت ریل کشویی دو لنگه بازشو بدون کتیبه

با ابعاد فرضی ۳ متر عرض جفت ریل کشویی دو لنگه بازشو و ارتفاع ۱٫۴ متر بدون کتیبه و با یراق آلات ترک ، پروفیل مرغوب نوسازی ، تولید تمام رباتیک و گارانتی بلند مدت محصول ، به همراه شیشه و با احتساب ۱۰% هزینه نصب ۲۸٫۳۸۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

بر اساس مدل موجود در تصویر قیمت پنجره با شیشه به‌صورت متر مربعی حدود ۶٫۷۵۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود.

قیمت فوق با فرض شیشه ی دوجداره ۴*۴ به ازای هر متر مربع ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال بمحاسبه شده است.

انواع درب ضد سرقت ترک

تمامی مدل های درب های ضد سرقت ترک از چوب و آهن تشکیل شده  ، از ابتدای تولید این مدل ها روند تکامل  و شکل گیری درب ضد سرقت از ترکیه شروع شده است و زمانی که که عده ای در این کشور بردهای الکتریکی تولید می کردند به تولید این نوع درب ها روی آوردند با گذشت سال ها در ایران نیز انواع مختلف این نوع محصولات با کیفیت برابر تولید و عرضه  می گردد.

    نصاب در ضد سرقت جهت نصب درب ضد سرقت نیاز به مهارت کاری و توان اجرائی بالایی نسبت به درب های دیگر دارد.چنانچه تمایل به نصب درب ضد سرقت دارید تنها با یک تماس می توانید کار خود را به نصابان درب ضد سرقت سنا درب بسپارید.

نصاب در ضد سرقت

نصاب در ضد سرقت جهت نصب درب ضد سرقت نیاز به مهارت کاری و توان اجرائی بالایی نسبت به درب های دیگر دارد  کوچکترین اشتباه در نصب این درها خسارت جبران ناپذیری را هم در زیبایی  و هم در دوام آنها دارد  در های ضد سرقت خود را باید به تیم متخصص بسپارید تا از آسیب و خراشدیدگی   بر حزر بماند ما با تیم عالی خود  و با تکیه بر دانش و ابزار آلات استاندارد  کیفیت خدمات را برایتان به ارمغان می آوریم .
آموزش نصب درب ضد سرقت به نصابان درب ضد سرقت

نصب درب های ضد سرقت به چند طریق انجام میشود که راجع به نصب این درب ها اینجا مختصری توضیح میدهیم:
•    نصب درب ضد سرقت به صورت جوش دادن

 درب ضد سرقت را از قسمت پشت آن جایی که باله ندارد وارد چهارچوب میکنیم و آن را به صورت دقیق شاقول و تراز میکنیم. چندین بار درب ضد سرقت را باز و بسته میکنیم تا از تراز بودن و راحت باز و بسته شدن درب مطمئن شویم. سپس از سوراخ هایی که برای جوش دادن روی درب تعبیه شده چند جوش موقت میدهیم تادرب ضد سرقت به چهارچوب متصل شود و بعد چند بار درب را باز و بسته میکنیم و دوباره این اطمینان را به وجود می آوریم که درب تراز و شاقول است و باز و بسته شدن آن راحت است جوش نهایی و کامل را میدهیم و درب و چهار چوب کامل به هم متصل شوند.
•    نصب درب ضد سرقت به صورت پیچ و سرتمه ای

درب ضد سرقت را از قسمت پشت آن قسمتی که باله ندارد داخل چهار چوب قرار میدهیم آن را به صورت کاملا دقیق شاقول و تراز میکنیم و از باز و بسته شدن آن مطمئن میشویم. بعد از آن شروع به پیچ کردن چهار چوب بهدرب ضد سرقت در جاهایی که تعیین شده میکنیم و پیچ ها را هم زمان، تدریجی و مرحله به مرحله محکم میکنیم تا تراز درب از بین نرود.
•    نصب درب ضد سرقت به صورت دیوارهای پارتیشنی

 چهار چوب را به صورت دقیق اندازه گیری میکنیم و عایق ضد زنگ بر روی آن میزنیم. قطر فریم ها را اندازه گرفته تا هنگام نصب دچار پیچیدگی نشویم و چهارچوب به صورت دقیق تراز و شاقول میکنیم. چهار چوب باید طوری نصب شود که فریم که پا خور زیادی دارد باید با سطح کف مماس باشد و پایین یا بالا قرار نگرفته باشد. پس از بتن ریزی، گچ کاری و رنگ زدن چهارچوب درب ضد سرقت نصب میشود.
نصب درب ضد سرقت به صورت رول بوت: این روش نصب درب ضد سرقت نیازی به چهارچوب نیست و به دیوارهایی با مقاومت بالا و محکم احتیاج هست و درب مستقیم روی دیوار نصب میشود. باید محل نصب صاف، شاقول و تراز باشد. درب را در محل نصب قرار میدهیم وچند بار باز و بسته میکنیم تا مطمئن شویم به راحتی باز و بسته میشود و تراز است. دیوار را سوراخ میکنیم و از تراز بودن درب ضد سرقت مطمئن میشویم و رول بوت را داخل دیوار میگذاریم. قبل از اینکه رول بوت وارد دیوار شود باید به وسیله میله ای داخل سوراخ روی دیوار را تمیز کنیم و بعد رول بوت را با چکش داخل دیوار قرار دهیم و بعد پیچ های رول بوت را محکم میکنیم. نکته مهم در نصب به صورت رول بوت، بستن تدریجی پیچ ها میباشد تا تراز درب ضد سرقت از بین نرود.
نصاب درب های ضد سرقت در تهران

توییت | آشنایی با بیماری مهلک #بی_بی_سی_چی و عوارض آن(۲)

پنج شنبه ، ۷ شهریور ۱۳۹۸ ۲۲۸ views ۰ دیدگاه نوشته:mehdi
  • #بی_بی_سی_چی رسانه‌ای است که هیچ حرف راستی را درست انتقال نمیدهد و هیچ حرف دروغی را مستقیما نمی‌گوید. حرفهای درستش تنها در خدمت نگرش غلطی است که می‌خواهد جا بیندازد و حرفهای دروغش برای شنیده نشدن حرف درستی است که به ضررش است. مخاطب بی‌حافظه و مرعوب، عشق #بی_بی_سی_چی هاست.

دو راهبرد مهم برای رسیدن به نگاه درست و دقیق/ هوای نفس و حب‌الدنیا بصیرت را از انسان می‌گیرد

پنج شنبه ، ۷ شهریور ۱۳۹۸ ۱۶۶ views ۰ دیدگاه نوشته:mehdi

یک راهبرد مهم برای اینکه نگاه درست داشته باشیم این است که از خدا بخواهیم حقایق عالم را آن‌طور که هست به ما نشان بدهد و باطل را طوری به ما نشان بدهد که بفهمیم باطل است! راهبرد دیگر این است که از هوای نفس تبعیت نکنیم و با آن مخالفت کنیم. همین‌که ذره‌ای به سمت هوای نفس بروی نگاه درست و حماسی‌ات، خراب می‌شود.

بخشی از طرز نگاه ما به «تفکر و آینده‌نگری ما» بستگی دارد

  •   اینکه نگاه انسان به دنیا، به پدیده‌های عالم و به رفتارهای خوب و بد چگونه باشد، بخشی از این طرز نگاه ما دست خداوند است؛ البته-همان‌طور که در جلسات قبل بیان شد- بخشی از طرز نگاه ما به دنیا و پدیده‌های آن، به قدرت تفکر ما و آینده‌نگری ما بستگی دارد ولی ما تنها زندگی نمی‌کنیم و هر لحظه در حال بده و بستان یا تعامل با خداوند متعال هستیم.
  • یک کودک حتی وقتی مشغول بازی خودش است، باز هم باید در اطراف پدر و مادرش و تحت نظارت آنها باشد زیرا کودک خیلی از مسائل را نمی‌داند؛ ما بیشتر از یک کودک در آغوش خدا هستیم و خداوند اجازۀ خیلی از کارها را به ما نمی‌دهد؛ مثلاً یک‌وقت ممکن است بخواهی یک رفتاری انجام بدهی که موجب آزار دیگران می‌شود، اما خداوند می‌بیند تو به‌خاطر فلان خوبی‌ای که داری نباید آن عمل بد را انجام بدهی، لذا جلوی تو را می‌گیرد!

انسان مجبور نیست ولی آزاد هم نیست که هرکاری انجام دهد!

  • انسان آزاد نیست که هر گناهی را انجام دهد. مثلاً تو می‌خواهی الان یک فحشی به یک کسی بدهی، اما خدا می‌بیند که  او الان سهمش نیست این ناراحتی را بچشد، لذا به یک ترتیبی، جلوی تو را می‌گیرد و نمی‌گذارد فحش بدهی! ما آزاد نیستیم هر کاری را انجام دهیم، اما مجبور هم نیستیم. «لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِیضَ بَلْ أَمْرٌ بَیْنَ أَمْرَیْن‏» (عیون‌اخبارالرضا(ع)/۱/۱۲۴) خداوند با یک محاسباتی به بندگانش اجازه می‌دهد تا یک کارهایی را انجام بدهند. ممکن نیست ما بتوانیم بدون خداوند زندگی کنیم؛ حتی یک لحظه! حتی افرادی مثل صدام و هیتلر هم لحظه‌ای بدون خدا نمی‌توانستند زندگی کنند.
  •  خداوند به بندگان خوبش بیشتر اجازۀ انجام کار خوب را می‌دهد و راه را برای‌شان باز می‌کند؛ حضرت امام خمینی(ره) فرموده بود از همان ابتدا که این نهضت شروع شد، من حس می‌کردم یک‌کسی دیگر دارد کار را پیش می‌برد! اینکه خداوند در قرآن وضعیت بندگانش را به خودش نسبت می‌دهد و مثلاً می‌فرماید من هدایتش می‌کنم… (وَ اللَّهُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ؛ بقره/۲۱۳) من بینا و بصیر کردم… من او را نابینا و کور کردم… (أُولئِکَ الَّذینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى‏ أَبْصارَهُمْ؛ محمد/۲۳) این نسبت‌ها واقعی است و خداوند هر لحظه ما را مورد حمایت خودش قرار می‌هد.

کمک‌خواستن از خدا؛ یک راهبرد برای داشتن نگاه درست است

  •   دربارۀ نگاه و زاویۀ دید هم باید از خداوند بخواهیم تا آن زاویۀ دیدی و آن نگاهی را که دوست دارد به ما عنایت بفرماید؛ در کتاب شریف مصباح الانس، این دعا از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده است: خدایا حقایق را آن‌طوری که هست به ما نشان بده «اللَّهُمَّ أَرِنَا الْحَقَائِقَ کَمَا هِیَ» (مصباح الأنس/ص۲۲۰)
    ط  خداوند خیلی مواظب نگاه بندگانش هست و-طبق روایت- هیچ‌وقت نمی‌گذارد مؤمن به باطل یقین پیدا کند، همان‌طور که نمی‌گذارد کافر یا منافق به حق یقین پیدا کند. (أَبَى اللَّهُ أَنْ یَجْعَلَ الْحَقَّ فِی قَلْبِ الْمُؤْمِنِ بَاطِلًا لَا شَکَّ فِیهِ وَ أَبَى اللَّهُ أَنْ یَجْعَلَ الْبَاطِلَ فِی قَلْبِ الْکَافِرِ الْمُخَالِفِ حَقّاً لَا شَکَّ فِیه‏؛ محاسن/۱/۲۷۷) و (لا یَستَیقِنُ القلبُ أنَّ الحقَّ باطلٌ أبدا و لا یَستَیقِنُ أنَّ الباطلَ حقٌّ أبدا؛ تفسیر عیاشی/۲/۵۳)
  • یک راهبرد بسیار مهم برای اینکه نگاه‌مان دقیق و حماسی بشود تا بتوانیم هنر حماسی تولید کنیم این است که از خدا بخواهیم حق و حقایق عالم را آن‌طوری که هست به ما نشان بدهد و باطل را نیز طوری به ما نشان بدهد که به غیرت‌مان بر بخورد و بفهمیم این باطل است!

با نگاه درست می‌توان فهمید «بین دو کار خوب، کدامش بهتر است؟»

  •   خداوند علاوه بر نشان‌دادنِ حق و باطل، لطف دیگری که به ما بندگانش می‌کند این است که به ما نشان می‌دهد بین خوب‌ها کدام خوب‌تر است و بین بدها کدام بدتر است.
  • خیلی‌ها بهانه‌ای که برای خراب‌‌شدن می‌آورند یک حرف خوب است! خیلی‌ها برای غیبت کردن، فحش دادن، عصبانی شدن و ظلم کردن، یک بهانۀ خوب می‌آورند و بهانه‌شان هم درست است، ولی الان نباید به این حرف خوب، نگاه کنند؛ الان باید به یک حرف خوب دیگر نگاه کنند اما نسبت به آن حرف خوب مهم‌تر نابینا می‌شوند! مثل خوارج که یک حرف خوب را (لا حکم الا لله) گرفتند و در مقابل علی(ع) ایستادند. باید از خدا بخواهیم نگاه‌مان را در وزن‌کشی‌ها بین دو کار خوب یا دو کار بد، تنظیم نماید.

جلد ۲۱ صحیفه امام(ره) را بخوانید تا طرز نگاه امام(ره) را بشناسید

  • بزرگان و علما توصیه می‌کنند جلد ۲۱ صحیفه امام(ره) را بخوانید تا نگاه امام(ره) را دریافت کنید، این خیلی مهم است که بدانیم امام(ره) به هر چیزی چقدر توجه می‌کند و چقدر وزن می‌دهد؟ باید ببینیم یک چیزی که بد است چقدر پیش امام(ره) بد است و یک چیزی که خوب است چقدر پیش امام(ره) خوب است؟
  • بسیج خوب است، انقلاب خوب است، ظهور حضرت حجت خوب است و… منتها باید ببینیم حضرت امام(ره) چگونه به این مفاهیم در کنار همدیگر نگاه می‌کند، باید آن نگاه را پیدا کنیم و در آن مسیر قرار بگیریم. بعضی از افراد حتی در همان زمان امام(رره) هم نگاه ایشان را نداشتند و مثلاً به آمریکا به‌عنوان «کشوری که فعلاً با ما اختلاف دارد، اما می‌شود با آن کنار آمد» نگاه می‌کردند! اما حضرت امام نگاهش متفاوت بود، ایشان از همان ابتدا قصد داشتند رژیم سفاک آمریکا را ریشه‌کن کنند. نگاه حماسی‌ای که از حضرت امام(ره) یاد گرفته‌ایم را باید تا زمان ظهور و تا زمانی که عالم فتح نشده است، حفظ نماییم. اگر آرام شدیم و بی‌تابی و بی‌قراری‌مان تمام شد یعنی نگاه حماسی و انقلابی‌ خود را از دست داده‌ایم.
  • «دهکدۀ جهانی» را قبل از اینکه اصطلاحش در جهان باب شود، امام خمینی-با تعابیر مختلفی- مطرح کردند، ایشان می‌فرمودند که ما باید کدخدای این دهکده را-که امام‌زمان(ع) است- بیاوریم، باید همۀ این دهکده را درست کنیم، نمی‌شود یک خانه را آباد کنیم و بقیه خانه‌ها خراب باشند، نگاه حضرت امام(ره) این‌گونه بود. اما عده‌ای هم نگاه‌شان این بود که می‌گفتند جهان امروز تبدیل به یک دهکده شده است و ما هم باید تسلیم شویم و در هاضمۀ این دهکدۀ جهانی هضم بشویم!

برای اینکه نگاه‌مان درست بشود، گاهی باید خود را در فضا‌ی بهتری قرار دهیم

  •  نگاه امام به مفهوم ولایت‌ و ولایت‌فقیه چگونه است؟ آیا همین‌که بگوییم ولایت خوب است، کافی است؟ یا اینکه بگوییم ولایت لازم است، کافی است؟ یا اگر تظاهراتی نسبت به نظام رخ بدهد همین‌که بگوییم این تظاهرات بد است، کافی است؟ گاهی باید در فضای انقلاب یا در فضای دفاع مقدس باشیم تا نگاه امام را درک کنیم.
  •  برای اینکه نگاه‌مان به اربعین، به موضوع ظهور و مقاومت در منطقه و به موضوع امام حسین(ع) دقیق بشود، باید در فضای اربعین قدیم بزنیم. اگر می‌خواهیم نگاه‌مان دقیق بشود گاهی از اوقات باید فضای خودمان را عوض کنیم، گاهی باید عمیقاً تفکر کنیم.

برخی می‌گفتند: امام‌حسین(ع) نمی‌دانست که شهید می‌شود!

  •  قبل از انقلاب یک کتابی نوشته شده بود و سعی نویسندۀ کتاب بر این بود که ثابت کند امام‌حسین(ع) نمی‌دانست که شهید می‌شود اما رفت و تصادفاً به شهادت رسید! این مطلب جنبۀ حماسی کربلا را کاهش می‌دهد و ماجرا برای خواننده عادی می‌شود و حتی ممکن است متأسف شود از اینکه «اصلاً چرا این اشتباه اتفاق افتاد و امام حسین(ع) تصادفاً شهید شد؟!» این نویسنده اگر کمی صبر می‌کرد، بعد از انقلاب می‌دید که خیلی از شهدای دفاع مقدس، نوع شهادت‌شان را با جزئیات برای مادران یا اطرافیان خود می‌نوشتند، اکثرشان می‌دانستند چه وقت و چگونه به شهادت می‌رسند. وقتی اینها می‌دانستند آیا می‌شود قبول کرد که امام حسین(ع) نمی‌دانست؟!
  • نویسندۀ این کتاب عضو همان گروهی بود که قبل از انقلاب، روضه‌خوان می‌کشتند و می‌گفتند: این روضه‌خوان‌ها مانع انقلاب هستند؛ اینها از مردم گریه می‌گیرند و مردم تخلیه می‌شوند و دیگر قیام نمی‌کنند! نگاه‌شان به روضه‌خوان‌ها این بود! در صورتی که امام خمینی(ره) می‌فرمود از همان ابتدا که اهل‌بیت(ع) برای یک قطره اشک، چنین ثوابی تعیین کردند، این یک نقشۀ سیاسی بود برای اینکه بعداً مردم قیام کنند! (چرا خداوند تبارک و تعالى براى اشک و حتى یک قطره اشک و حتى تباکى، آن‌قدر ثواب داده است؟…مهم آن جنبه سیاسى است که ائمه ما در صدر اسلام نقشه‏اش را کشیده‏اند که تا آخر باشد و آن، این [که‏] اجتماع تحت یک بیرق، اجتماع تحت یک ایده …؛ صحیفه امام/‏۱۶/۳۴۴) در عمل هم می‌دیدیم هرکسی بیشتر در روضه‌ها گریه می‌کند، اتفاقاً بیشتر داوطلب شهادت می‌شود!

اگر از نگاه حماسی خودت مراقبت نکنی، آن را از دست خواهی داد

  •  باید حواس‌مان باشد از چه زاویه‌ای به دنیا نگاه می‌کنیم؟ اگر یک لحظه غفلت کنیم با همۀ دین‌داری و با همۀ تفکرات خوبی که در ذهن‌مان هست، نگاه حماسی‌مان را از دست می‌دهیم؛ اگر از نگاه حماسی خودمان مراقبت نکنیم یک‌دفعه‌ای از حماسی‌بودن خسته می‌شویم و نگاه حماسی خود را از دست می‌دهیم.
  •  در روایت هست که یکی از یاران امام صادق(ع) از ایشان پرسید: ثواب یاران شما که امام غریبی هستید بیشتر است یا ثواب یاران آخرین امام وقتی که ظهور می‌کنند؟ امام صادق(ع) فرمودند معلوم است که ثواب شما بیشتر است؛ چون امام‌تان غریب است و شما مورد آزار و توهین و تمسخر قرار می‌گیرید و محدودیت دارید و راحت نیستید. (قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع: الْعِبَادَةُ مَعَ الْإِمَامِ مِنْکُمُ الْمُسْتَتِرِ فِی السِّرِّ فِی دَوْلَةِ الْبَاطِلِ أَفْضَلُ أَمِ الْعِبَادَةُ فِی ظُهُورِ الْحَقِّ وَ دَوْلَتِهِ مَعَ الْإِمَامِ الظَّاهِرِ مِنْکُمْ؟…؛ کمال‌الدین/۲/۶۴۵)
  • در اینجا آن لحظۀ غفلت و غیرانقلابی‌شدن برای آن مردِ سؤال‌کننده پیش آمد و گفت: اگر این‌گونه است پس چرا ما برای ظهور دعا کنیم؟! وقتی الان ثواب بیشتری می‌بریم، چرا از خدا بخواهیم که وقت ظهور فرا برسد؟ انسان این‌گونه است، اگر لحظه‌ای خود را رها کند از انقلابی‌بودن خسته می‌شود و نگاه حماسی خود را از دست خواهد داد. در قرآن چه زیبا تقدیر می‌کند از کسانی که خسته نمی‌شوند و نگاه حماسی‌شان را از دست نمی‌دهند «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ» (احزاب/ ۲۳) اینها یک عده‌شان شهید شدند و یک عده‌شان نیز سر همان پیمان هستند و منتظر شهادت می‌باشند.

بدون نگاه حماسی و انقلابی نمی‌توان تحلیل و ارزیابی درستی داشت

  • فکر نکنید آدم‌هایی که نگاه حماسی دارند و دائم دوست دارند همه‌چیز را از عینک انقلابی‌گری نگاه کنند، اینها شادی ندارند! فکر نکنید اینها آدم‌های خشنی هستند؛ اتفاقاً خیلی هم لطیف‌تر هستند، خیلی‌ هم شادی‌های‌شان بیشتر از کسانی است که انقلابی نیستند! اصلاً شما اگر انقلابی نباشی از چه چیزی می‌خواهی واقعاً خوشحال بشوی؟
  • کسانی که نگاه انقلابی ندارند، به آن معنا حیات ندارند و زنده نیستند! اینها بدون نگاه و روحیۀ انقلابی‌ چگونه مسائل را ارزیابی می‌کنند؟ بدون نگاه انقلابی، در تحلیل سیاسی اوضاع منطقه به خطا می‌روید، اگر اوضاع سیاسی ایران را بدون نگاه انقلابی بررسی کنید به اشتباه می‌افتید، در تحلیل اوضاع فرهنگی نیز همین‌گونه است؛ مثلاً با دیدن چهارتا بدحجاب، می‌گویید همه‌چیز از دست رفته است! ولی اگر با نگاه انقلابی‌گری نگاه کنید، با همۀ سختی‌ها و مشکلات موجود، باز می‌گویید اوضاع خیلی بهتر از گذشته شده است.

مشکل ما این است که نمی‌توانیم زیبایی نگاه حماسی و انقلابی را منتقل کنیم

  •  ما نمی‌توانیم زیبایی‌های نگاه انقلابی را منتقل کنیم و این یک مشکل بزرگ است! شهید حججی یک‌دفعه‌ای یک نگاه انقلابی به همۀ مردم داد؛ در صحبتش با پسر کوچکش، چنان احساس زیبایی به همه داد که همه حسرتش را خوردند. برآوردهای عکس‌های هوایی نشان می‌داد که فقط در تهران جمعیتی در حدود ۲میلیون نفر برای تشییع پیکر ایشان آمده بودند و این به‌خاطر زیبایی نگاه انقلابی و نگاه حماسی بود!
  • نگاه انقلابی حضرت امام(ره) یک اقیانوس بی‌انتهاست که هرچه از آن بگوییم کم گفته‌ایم. یک شخصی برای ایشان تعریف کرده بود که در تظاهرات‌های قبل از انقلاب، «یک خانم مسن، مقداری پول خرد در دستش گرفته بود و گوشۀ خیابان ایستاده بود، اول من فکر کردم او مستمند است، به سمتش رفتم تا ببینم اوضاع از چه قرار است، دیدم آن خانم گفت: من مستمند نیستم ۲ریالی در دستم نگه داشته‌ام تا اگر کسی از انقلابیون خواست تلفن بزند، معطل نشود!» حضرت امام با شنیدن همین یک صحنه می‌فرماید که این علامت تحول روحی در مردم و نصرت خدا و پیروزی انقلاب است! (صحیفه‌امام/۷/۲۶۵)
  • حالا در این سال‌های اخیر، ما در اربعین می‌بینیم که خیلی‌ها در کنار خیابان می‌ایستند و برای زائران اربعین صدها هزار غذا در دست‌شان نگه می‌دارند! الان هم اگر نگاه امام(ره) را داشته باشیم متوجه می‌شویم که خبری در راه است!
  • شهید آوینی از جمله کسانی است که نگاه انقلابی داشت؛ مقام معظم رهبری دربارۀ ایشان فرموده بود «سید شهیدان اهل قلم»! با مطالعۀ آثار و برنامه‌های روایت فتح مشخص می‌شود که این عنوان، واقعاً شایستۀ اوست. البته الان خیلی‌ها هستند که همان نگاه را دارند، اما اینکه الان آن نگاه را داشته باشی خیلی فرق می‌کند با اینکه در آن زمان، چنین نگاهِ درست و دقیقی داشته باشی!
  •  از خداوند بخواهیم به ما نگاه انقلابی بدهد و بتوانیم این نگاه را تا آخر حفظ کنیم و بعد بتوانیم این نگاه را به زیبایی و به درستی منتقل کنیم و این انتقالِ درست هم خیلی مهم است. بعضی‌ها که نگاه انقلابی را خراب منتقل می‌کردند، بعداً خودشان از انقلابی‌گری دست کشیدند!

راهبرد دیگر برای داشتن نگاه درست؛ مخالفت با هوای نفس است

  • یک راهبرد دیگر برای اینکه نگاه درستی داشته باشیم (که تا ظهور، نگاه درست یعنی همان نگاه حماسی) این است که از هوای نفس تبعیت نکنیم و با آن مخالفت کنیم. به محض اینکه ذره‌ای به سمت هوای نفس بروی نگاه انقلابی‌ات خراب می‌شود. اصلاً «هوی» و «خدا» در نقطۀ مقابل یکدیگر قرار دارند.
  •  امام باقر‌(ع) می‌فرماید «إِنَّ الْمُؤْمِنَ مَعْنِیٌّ بِمُجَاهَدَةِ نَفْسِهِ لِیَغْلِبَهَا عَلَى‏ هَوَاها» (تحف‌العقول/۲۸۴) مؤمن همیشه با نفس خودش درگیر است تا بر هوای نفسش غلبه پیدا نماید. «فَمَرَّةً یُقِیمُ أَوَدَهَا وَ یُخَالِفُ هَوَاهَا فِی مَحَبَّةِ اللَّهِ» یک‌بار در راه محبت خدا کجیِ نفسش را راست می‌کند و بر نفسش غلبه پیدا می‌کند، «وَ مَرَّةً تَصْرَعُهُ نَفْسُهُ فَیَتَّبِعُ هَوَاهَا» و یک‌بار هم نفسش او را زمین می‌زند و او از نفسش تبعیت می‌کند، «فَیَنْعَشُهُ اللَّهُ‏ فَیَنْتَعِشُ» خداوند می‌آید و او را از زمین بلند می‌کند و او بلند می‌شود «وَ یُقِیلُ اللَّهُ عَثْرَتَهُ» خداوند گناه و لغزش او را می‌بخشد، «فَیَتَذَکَّرُ وَ یَفْزَعُ إِلَى التَّوْبَةِ» (پس از آنکه خداوند او را از زمین بلند کرد) متوجه می‌شود و توبه می‌کند، «وَ الْمَخَافَةِ فَیَزْدَادُ بَصِیرَةً» وقتی توبه می‌کند بصیرتش بیشتر می‌شود، (نگاهش بهتر می‌شود) «وَ مَعْرِفَةً لِمَا زِیدَ فِیهِ مِنَ الْخَوْفِ» و به واسطۀ خوفی که در دلش پیدا شده بصیرت و معرفتش زیاد می‌شود! به دلیل اینکه مرتکب گناه شده، ترس به سراغش می‌آید و به‌خاطر ترس، بصیرتش زیاد می‌شود.
  • در ادامۀ روایت، امام باقر‌(ع) می‌فرماید: این همان کلامی است که خداوند متعال می‌فرماید «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون‏» کسانی که وقتی طائفه‌ای از شیطان، ایشان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، تقوا پیشه می‌کنند، یک‌دفعه‌ای برای‌ ایشان حق را یادآوری می‌کنند و اینها متوجه حق می‌شوند «فإذا هم مبصرون» و نگاه دقیقی پیدا می‌کنند!

چه چیزی موجب خراب‌شدن نگاه انسان می‌شود؟

  • چه چیزی موجب خراب‌شدن نگاه انسان می‌شود؟ أمیرالمؤمنین می‌فرماید: «إِنَّمَا الدُّنْیَا مُنْتَهَى بَصَرِ الْأَعْمَى لَا یُبْصِرُ مِمَّا وَرَاءَهَا شَیْئا» (نهج‌البلاغه/خطبه ۱۳۳) دنیا آخرِ نگاه آدمِ کور است و آن‌طرف دنیا هیچ‌چیزی را نمی‌بیند. «وَ الْبَصِیرُ یَنْفُذُهَا بَصَرُهُ وَ یَعْلَمُ أَنَّ الدَّارَ وَرَاءَهَا» و بصیر کسی است که نگاهش نفوذ پیدا می‌کند (و آن‌طرف‌تر از دنیا می‌رود) و می‌فهمد که یک آخرتی پشت سر اینجا هست، «فَالْبَصِیرُ مِنْهَا شَاخِصٌ» انسانِ دارای نگاه خوب، از دنیا کوچ می‌کند، «وَ الْأَعْمَى إِلَیْهَا شَاخِصٌ» و آدم کور هرچه به دنیا نگاه می‌کند بیشتر به سوی دنیا می‌رود. «وَ الْبَصِیرُ مِنْهَا مُتَزَوِّدٌ» انسان بینا از دنیا توشه برمی‌دارد که برود «وَ الْأَعْمَى لَهَا مُتَزَوِّد» و آدم کور برای دنیا توشه جمع می‌کند! (نهج‌البلاغه/خطبۀ ۱۳۳)

هوای نفس و حب الدنیا بصیرت و نگاه درست را از انسان می‌گیرد

  • آیات و روایات فراوانی بیان می‌دارد که هوای نفس و حب الدنیا بصیرت را از انسان می‌گیرد؛ طبق برخی از روایات، خداوند به ته دل انسان نگاه می‌کند که آیا حتی یک‌ذره برای او مهم است که اهل دنیا درباره‌اش چه بگویند؟ اگر چنین باشد، خدا و ملائکه‌اش او را تحویل نمی‌گیرند و زیاد داخل آدم حسابش نمی‌کنند!
  • بعضی‌ها به‌خاطر حرف یا نگاه مردم، یا به‌خاطر اعتبار یافتن پیش مردم از انقلابی‌‌بودن و از مواضع حماسی خود دست برمی‌دارند. بزرگ‌ترین مصائب ما به نوعی مصائب فاطمیه و اتفاق بین در و دیوار است که نوشته‌اند حضرت زهرا اطهر(س) چنان ضجه‌ای زدند که تمام مردم مدینه شنیدند، اما بیرون نیامدند! چرا بیرون نیامدند؟ چون درِ خانۀ علی‌بن‌ابیطالب(ع) است، نگاه‌شان به همدیگر را چه کار کنند؟! به هم بگویند که رفتیم به کمک علی‌بن‌ابیطالب(ع)؟! این برای آنها در آن فضا، سخت بود. در زمان ما هم شاید امام‌زمان(ع) خودشان را از ما پنهان می‌کنند تا مبادا صدای نالۀ غریبانه‌شان را بشنویم و بلند نشویم…
    (الف۳-ن۲)

ماساژ لاغری ران ، شکم و پهلو

چهارشنبه ، ۶ شهریور ۱۳۹۸ ۱۳۸ views ۰ دیدگاه نوشته:admin

چاق شدن یک اندام خاص از بدن، که به لاغری موضعی بدن معروف است، باعث بهم ریختن تیپ و اندام فرد شده و او را به تکاپو برای حل این مشکل، و رسیدن دوباره به اندام ایده آل خود وادار می نماید. ماساژ لاغری، یکی از روش هایی است که به کمک آن میتوان اندامهایی از بدن را که از حالت عادی خارج شده و چاق شده اند، لاغر نمود. برنامه لاغری موضعی بوسیله روش ماساژ لاغری بصورت تک به تک و با تکنیک های خاص برای همه اندام های بدن موجود بوده و ماساژ دهندگان با پیروی از این تکنیک ها و برنامه ها، لاغری موضعی را برای گیرندگان ماساژ به ارمغان می آورند.

ماساژ لاغری برای لاغری موضعی اندام های مختلف بدن، دارای تکنیک ها و روش های خاص است که برای لاغری اندام های مختلف بدن مورد استفاده قرار میگیرند. در ماساژ لاغری از روغن ها یا ژل های لاغری گیاهی استفاده می شود که این روغن یا ژل، تاثیر بسیار مناسب و مثبتی در کاهش چربی های اندام های مختلف بدن و تناسب اندام فرد گیرنده ماساژ دارند.

ماساژ لاغری برای لاغری موضعی اندام ران

ران ها معمولا جزء اولین اندام هایی هستند که در هنگام چاقی تحت تاثیر قرار میگیرند. چاقی موضعی ران ها در به هم ریختن اندام فرد بسیار تاثیر گذار بوده و علاوه بر این موضوع، راه رفتن و ورزش کردن را برای او سخت می کند. در این شرایط هنگامی که فرد راه می رود یا می دود، به دلیل چاقی ران ها، قسمت های داخلی دو ران به هم ساییده شده و سبب ایجاد سوختگی هایی در این نواحی از بدن خصوصا در فصول گرم سال می شود.

لذا لاغر کردن این اندام ها برای فرد بسیار حائذ اهمیت بوده و آرامش فرد در لاغری موضعی این اندام ها با انجام ماساژ لاغری می باشد. برای لاغری اندام ران بایستی فرد ماساژ گیرنده برروی پهلو بخوابد. فرد ماساژ دهنده بایستی دستان خودرا به روغن یاژل گیاهی لاغر کننده آغشته کند و از پایین و از کنار ساق های پا به سمت زانو ها و ران ها و قسمت های بالای ران با تمام انگشتان دست و فشار کافی به سمت بالا بیاید.

این کار بایستی در حدود سه دقیقه تا پنج دقیقه بطور منظم و با فشار یکسان تکرار شود. این عمل باعث روان شدن خون های قسمت های پایینی بدن به سمت قسمت های ران و سپس روانه شدن به سمت کبد و کلیه ها می شود. این عمل باید دقیقا به همین صورت برای پای دیگر نیز تکرار شود. با انجام این عمل، متابولیسم همه سلول های این ناحیه، اعم از سلول های چربی افزایش پیدا کرده و باعث شکستن سلول های چربی می شود.

شکستن سلول های چربی به نوبه خود سبب کاهش چربی های این ناحیه شده و لاغری موضعی اندام ران را به همراه دارد. انجام این عمل همچنین باعث می شود که سموم و مواد دفعی که در قسمت های پایینی بدن و در پاها جمع شده اند، به سمت کبد و کلیه ها روانه شده و لذا این عمل در افزایش خروج سموم و مواد دفعی از بدن نیز حائذ اهمیت است.

ماساژ لاغری برای لاغری موضعی شکم و پهلوها

یکی از مواردی که در داشتن تناسب اندام بسیار مهم است، داشتن شکمی صاف و به دور از چربی های اضافه است. چربی جمع شده در اطراف شکم، که ناشی از رژیم نامناسب غذایی و همچنین عدم تحرک و زندگی ماشینی می باشد، سبب بد فرمی اندام فرد شده و تناسب اندام اورا به هم می ریزد. لاغری موضعی شکم و پهلو، یکی از برنامه هایی است که توسط ماساژ دهندگان در اتاق ماساژ انجام می شود. در انجام ماساژ لاغری شکم و پهلو، که در نهایت و طی چند جلسه انجام ماساژ سبب لاغری این ناحیه از بدن می شود، بایستی موارد زیر را رعایت کرد تا ماساژ لاغری به بهترین نحو صورت پذیرد:

  • فرد را در اتاقی کاملا آرام و ساکت روی تخت بخوابانید و برای آرامش بیشتر فرد ماساژ گیرنده موسیقی ملایم پخش کنید.
  • برای اینکه ماساژ لاغری، برای لاغری موضعی اندام های شکم و پهلو به بهترین نحو و با کارایی بالا انجام شود بهتر است از فرد ماساژ گیرنده بخواهید تا حد امکان لخت شده و برجستگی های بدن خودرا با حوله های سفیدی که در اختیارش می گذارید بپوشاند. این عمل به این دلیل انجام می شود که هنگامیکه دست های فرد ماساژ دهنده با بدن فرد ماساژ گیرنده بطور مستقیم تماس داشته باشد، تاثیر آن در لاغری موضعی شکم و پهلو بیشتر است.
  • از حوله ها و تشک و متکای سفید رنگ استفاده کنید. چرا که رنگ سفید خود باعث آرامش فرد ماساژ گیرنده شده و اورا در حفظ خونسردی و آرامش کامل کمک می نماید.
  • از روغن و یا ژل های لاغری گیاهی مخصوص برای این کار استفاده نمایید. استفاده از ژل ها باعث راحتی بیشتر در انجام کار و همچنین افزایش چربی سوزی ناحیه موردنظر می شود.
  • برای شروع ماساژ، دستان خود را از سمت پهلو ها به سمت ناف فرد ماساژ گیرنده با فشار کافی و به مدت ۳تا۵دقیقه بطور منظم بکشید . این کار باعث افزایش شکستن سلول های چربی آن ناحیه، و درنتیجه کاهش چربی های ناحیه شکمی می شود.

کلام آخر

جهت لاغری موضعی همه اندام های بدن روش ها و تکنیک های مختلفی وجود دارد که از حوصله این بحث خارج است. این تکنیک ها را به راحتی می توانید از مقالات و کتاب های تخصصی در این زمینه فراگرفته و در ماساژ از آن ها استفاده نمایید.

در انتها ذکر این نکته خالی از لطف نیست که ماساژ لاغری برای لاغری موضعی اندام های مختلف بدن تنها در صورتی امکان پذیر بوده و دارای کارایی بالا می باشد که شما رژیم لاغری مناسبی داشته باشید و ورزش و تحرک را در برنامه خود قرار دهید. ماساژ لاغری به تنهایی نمی تواند به عنوان معجزه عمل کرده و باعث لاغری اندام موردنظر شما شود. لذا قبل از اینکه بخواهید ماساژ لاغری را برای لاغری موضعی اندامی خاص از بدن خود شروع کنید، باید ابتدا رژیم غذایی مناسبی را با مشاوره با متخصصان تغذیه اتخاذ کرده و در کنار انجام ماساژ، ورزش نیز انجام دهید.

آشنایی بیشتر با مجله سلامت یاثار و بیت کوین

دوشنبه ، ۴ شهریور ۱۳۹۸ ۱۷۰ views ۰ دیدگاه نوشته:admin

شما هم حتما با الان با مجله های اینترنتی فراوانی آشنایی پیدا کرده اید و تعدادی از اون ها رو خوانده اید و باهاشون آشنایی دارین امروز قصد داریم یک مجله اینترنتی متفاوت رو بهتون معرفی کنیم مجله ای که در اون از دانلود کتاب میتونین پیدا کنید و هم مطالب مربطو به سبک زندگی وسلامتی و باقی مواردی که میتونه برای شما دوستان خواندی و دوست داشتنی داشته باشه.

بخش تکنولوژی

اولین بخشی که میخوام خدمت شما دوستان معرفی کنم بخش تکنولوژی این مجله است که با تمرکز خوب و کارشناسانه بر روی ارز های دیجیتال و البته راه های درآمد زایی رایگان میتونه هم به شما کمک کنه مثلا در مطالبی مانند بیت کوین رایگان که اطلاعاتتون رو افزایش بدین و هم اینکه بتونین بتوینن در امد خوبی برایخودتون داشته باشید.
شما میتونین در بخش تکنولوژی با مفاهیمی مانند بیت کوین و انواع ارزهای دیجیتال آشنا بشین ومفاهیم اولیه رو یاد بگیرید .حتی اگر بخواین به صورت حرفه ای تر کارکنید و بتونین حتی ماینر رو فعال کنید و آموزش متصل کردن ماینر به استخر رو بخواین میتونین مطالب کارامد و آموزش هایی کامل رو پیدا کنید که به شما آموزش داده میشه چگونه یک ماینر رو راه اندازی کنید و تعداد بیشتر از پست ها نیز به بحث بیت کوین رو میتونید در این بخش پیدا کنید

در این بخش سعی ما بر این هستش که علاوه بر آموزش های تکنیکال به آموزش های در سطح پایین هم داشته باشیم تا افراد تازه کار هم بتوانند از مطالب سایت ما بهره ببرند در کل ما نیاز به راهنمایی ها و نظرات مثبت شما عزیزان نیز هستیم به امید اینکه شما عزیزان در این عرصه ما رو راهنمایی کنید

راستی حتما نظر خودتون رو درباره بیت کوین برای ما وارد کنید

دانلود کتاب

در بخش کتاب ها شما میتونین کتاب های فراوانی رو دانلود کنید از کتاب های داستان های پر طرفدار همانند کتاب های هریپاتر گرفته تا کتاب های اموزشی و علمی و تخیلی شما دوستان میتونین تمام اون ها رو به صورت رایگان دانلود کنید و در همه حال ازشون لذت ببرین باید این رو هم بگم که سایت ما در حال قرار دادن کتاب های بیشتری در این بخش از سایت هستش و تا امروز بیشتر از ۱۰۰ کتاب برای شما عزیزان در سایت قرار داده شده که میتونید از این بخش از سایت کتاب های ما رو دانلود کنید

 

بخش سلامتی و راه های درمانی

بخش های دیگه ای که برای هر کدوم از کاربر های مجله های اینترنتی پر کاربرد و خواندی است بخش سلامتی است که در اون شما میتونین مطالب متفاوت و کاملا خواندی رو پیدا کنید از مطالب تخصصی همانند صافی کفی پا و ضخیم شدن دهانه رحم و درمان گیاهی ضخیم شدن دیواره رحم گرفته تا مطالب ساده تری همانند سبک زندگی وسلامتی و…

دانلود بازی

یک بخش دیگه ای که یاثار داره و شاید هیچ مجله اینترنتی دیگری نداشته باشه بخش بازی های اون که شما میتونید در یاثار بازی هم بکنید و از بازی های موجود اون لذت ببرید یکی از بازی هایی که خیلی از دوستان از اون استفاده میکنند بازی والیبال مدرن ۲۰۱۹ است که میتونین هم این بازی رو دانلود کنید و هم از بازی انلاین اون لذت ببرید

علاوه بر همه این ها تمام بازی های شما میتونی بازی های قدیمی همانند بازی های میکرو و سگا و آتاری رو هم در این سایت پیدا کنید واز بازی کردن اون ها لذت ببرید

شما میتونین هر روز مطالب متفاوت و جذابی رو در مجله سلامت یاثار پیدا کنید که کمک زیادی به سرگرم شدنتون و البته رشد دانش شما دوستان میکنه ادمین های سایت به زودی اسامی و البته علایق و در کل صفحه های اجتماعی که دارند در سایت ما قرار خواهند گرفت و میتونید از این طریق با ادمین های سایت هم در ارتباط باشید تا مثلا درخواست کتابی خاص و یا بازی خاص و هر مطلب دیگه که دارید رو از اونها داشته باشید
 

 

صفحه ۳ از ۲۲۸۱۲۳۴۵...۱۰۲۰۳۰...قبلی »
کپی برداری از مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز است. | مدافع کلیپ